به گزارش اطلاع با ما ، معیشت : در شرایطی که هر ناکامی اقتصادی به جدال لفظی میان قوا ختم میشود، صورت مسئله اصلی نادیده گرفته میشود. اقتصاد ایران نه با تغییر افراد، بلکه با اصلاح نگاه به واقعیتهای تحریمی، سیاستگذاری و مدیریت بازار قابل ترمیم است. تمرکز بر مقصرسازی، تنها بنبست موجود را عمیقتر میکند.
هر بار که شاخصهای اقتصادی سیگنال منفی میدهند، فضای سیاسی کشور به میدان اتهامزنی تبدیل میشود. دولت، مجلس را متهم میکند به شعارزدگی و مجلس، دولت را به ناکارآمدی. در این میان، پرسش اصلی گم میشود: آیا واقعاً با تغییر یک وزیر یا یک تصمیم مقطعی، میتوان اقتصادی را که سالها تحت فشار بوده، ترمیم کرد؟
واقعیت این است که اقتصاد ایران در زمینی ناهموار بازی میکند؛ زمینی که حاصل ترکیب فشارهای بیرونی، محدودیتهای ساختاری و تصمیمهای کوتاهمدت است.
تحریمها اگرچه اراده اجتماعی را در هم نشکستهاند، اما نمیتوان اثرشان بر اقتصاد و معیشت مردم را نادیده گرفت. محدودیت در فروش نفت، دشواری انتقال منابع و افزایش هزینه مبادلات، همگی فشارهایی هستند که در نهایت به بازار داخلی منتقل میشوند.
نادیده گرفتن این واقعیت، نه به نفع دولت است و نه مجلس. اقتصاد با شعار اداره نمیشود؛ با پذیرش واقعیتهاست که میتوان مسیر اصلاح را پیدا کرد.
یکی از چالشهای جدی اقتصاد ایران، فاصله سیاستگذاری با واقعیت بازار است. تصمیمها اغلب واکنشی و مقطعیاند، نه پیشدستانه. در چنین شرایطی، بازار زودتر از سیاستگذار تصمیم میگیرد و همین مسئله به بیثباتی دامن میزند.
وقتی ابزارهای تنظیم بازار متنوع نیست و سیاستها انعطاف لازم را ندارند، فشار تقاضا، تورم و نارضایتی اجتماعی تشدید میشود؛ بدون آنکه الزاماً مقصر مشخصی وجود داشته باشد.
اقتصاد تنها با عدد و نمودار حرکت نمیکند؛ انتظارات نقش تعیینکننده دارند. انتشار مداوم اخبار متناقض، سیگنالهای دوگانه و فضای مبهم، بازار را در حالت تعلیق نگه میدارد. نتیجه این وضعیت، نوسان، احتیاط بیشازحد فعالان اقتصادی و کاهش اعتماد عمومی است.
در چنین فضایی، حتی تصمیمهای درست هم اثر کامل خود را نشان نمیدهند.
کاهش درآمدهای نفتی الزاماً به معنای ضعف مدیریتی نیست. وقتی مسیرهای فروش محدود میشود و هزینههای دور زدن محدودیتها بالا میرود، طبیعی است که منابع کاهش یابد. انتظار حل این مسئله با تغییر یک فرد، سادهسازی یک بحران پیچیده است.
اقتصاد ایران بیش از آنکه به جابهجایی افراد نیاز داشته باشد، محتاج بازتعریف مسئله و هماهنگی سیاستها با واقعیتهای موجود است.
بنبست اقتصاد ایران نتیجه یک عامل واحد نیست. فشارهای بیرونی، سیاستگذاریهای عقبمانده، مدیریت کوتاهمدت و فضای بیاعتمادی، همگی در شکلگیری وضعیت فعلی نقش دارند. تا زمانی که نگاه مقصرمحور جای تحلیل ساختاری را بگیرد، تغییر محسوسی در معیشت مردم رخ نخواهد داد.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ