به گزارش اطلاع با ما ، افزایش هزینه قطعات و خدمات تعمیر باعث شده بخشی از خانوارها دیگر توان نگهداری و تعمیر وسایل ضروری خود را نداشته باشند. از خودرو و لوازم خانگی گرفته تا لباس و تجهیزات دیجیتال، هزینههای بالا مردم را به سمت حذف، تعویق تعمیر یا استفاده از وسایل معیوب سوق داده است.
افزایش مداوم هزینههای زندگی فقط سبد خرید خانوارها را کوچک نکرده، بلکه حتی امکان نگهداری از وسایلی را که پیشتر خریداری شدهاند نیز برای بسیاری دشوار کرده است. حالا خراب شدن یک وسیله لزوماً به معنای بردن آن به تعمیرگاه نیست؛ گاهی خانواده ابتدا قیمت تعمیر را میپرسد و بعد ترجیح میدهد وسیله را برای مدتی کنار بگذارد.
این وضعیت از خودرو و لوازم خانگی گرفته تا لباس، کفش و تجهیزات الکترونیکی دیده میشود؛ شرایطی که نشان میدهد مسئله فقط گران شدن کالا نیست، بلکه هزینه حفظ و استفاده از داراییهای موجود نیز افزایش پیدا کرده است.
در گذشته، خراب شدن یک وسیله معمولاً با مراجعه به تعمیرکار و پرداخت هزینهای قابل مدیریت همراه بود. اما افزایش قیمت قطعات، دستمزد و سایر هزینههای خدماتی، معادله را تغییر داده است.
خانواری که با هزینههای مسکن، خوراک، آموزش، درمان و اقساط روبهروست، ممکن است حتی در صورت داشتن پول تعمیر، ترجیح دهد آن مبلغ را برای نیازهای ضروریتر نگه دارد.
به این ترتیب، وسیله خراب ممکن است هفتهها یا حتی ماهها بدون استفاده باقی بماند.
تصمیم اقتصادی خانوار دیگر صرفاً میان «تعمیر یا خرید کالای جدید» خلاصه نمیشود. برای بخشی از مردم، گزینه سومی نیز شکل گرفته است: حذف وسیله از زندگی روزمره.
ممکن است تعمیر کولر خودرو به تعویق بیفتد، یک وسیله برقی خراب کنار گذاشته شود یا فرد استفاده از یک وسیله را محدود کند. در چنین شرایطی، کاهش مصرف الزاماً نشانه انتخاب آگاهانه یا سبک زندگی سادهتر نیست؛ گاهی نتیجه مستقیم کاهش قدرت خرید است.
این تفاوت اهمیت زیادی دارد. قناعت زمانی انتخاب است که فرد بتواند میان چند گزینه تصمیم بگیرد؛ اما وقتی هیچکدام از گزینهها در توان مالی خانوار نیست، دیگر نمیتوان آن را صرفاً قناعت نامید.
بخشی از افزایش هزینه تعمیرات به قیمت قطعات مربوط میشود. در وسایل جدید، بهویژه تجهیزات الکترونیکی، خرابی یک قطعه کوچک میتواند هزینه قابل توجهی ایجاد کند.
از سوی دیگر، دشواری دسترسی به برخی قطعات، هزینه واردات، نوسانات قیمت و استفاده از قطعات جایگزین، تعمیرکار و مشتری را هر دو تحت فشار قرار میدهد.
در نتیجه ممکن است خانوار پس از پرسیدن هزینه تعمیر با این پرسش روبهرو شود که آیا پرداخت این مبلغ برای وسیلهای قدیمی منطقی است یا بهتر است خرید کالای دیگری را در آینده دنبال کند.
اما برای خانوادهای که خرید کالای جدید نیز خارج از توانش است، این تصمیم عملاً به کنار گذاشتن وسیله منجر میشود.
کاهش مراجعه برای تعمیر فقط مشکل مصرفکننده نیست. تعمیرکاران نیز با افزایش هزینههای خود مواجهاند؛ از اجاره مغازه و دستمزد گرفته تا قیمت ابزار و قطعات.
به همین دلیل کاهش توان پرداخت مشتری لزوماً به معنای امکان کاهش قیمت تعمیر نیست. تعمیرکار نیز باید هزینههای کسبوکار خود را تأمین کند.
نتیجه این چرخه میتواند کاهش تعداد سفارشها و افزایش فاصله میان درآمد تعمیرکاران و هزینههای واقعی فعالیت آنها باشد.
خرابی یک وسیله برای خانوادهای با درآمد بالا ممکن است صرفاً یک هزینه پیشبینینشده باشد؛ اما برای خانواری که بودجه ماهانهاش از ابتدا تحت فشار است، همان خرابی میتواند کیفیت زندگی را برای مدت طولانی کاهش دهد.
از کار افتادن ماشین لباسشویی، جاروبرقی یا تجهیزات آشپزخانه میتواند حجم کارهای روزمره را افزایش دهد. خراب شدن خودرو ممکن است رفتوآمد را دشوارتر کند و از کار افتادن تلفن همراه یا تجهیزات دیجیتال میتواند دسترسی به بخشی از خدمات و فعالیتهای روزمره را محدود کند.
بنابراین آثار گرانی تعمیرات میتواند فراتر از رقم درجشده روی فاکتور باشد.
قدرت اقتصادی خانوارها فقط در توان خرید کالاهای جدید دیده نمیشود. توان نگهداری، تعمیر و استفاده طولانیمدت از کالاها نیز به بخشی از کیفیت زندگی تبدیل شده است.
خانواری که توان پرداخت هزینه تعمیر را دارد، میتواند وسیله خود را دوباره به چرخه مصرف برگرداند؛ اما خانواری که از پرداخت این هزینه عاجز است، ممکن است مجبور شود مدت بیشتری بدون آن وسیله زندگی کند.
در نتیجه، تفاوت اقتصادی میان خانوارها میتواند حتی در شرایط استفاده از وسایل موجود نیز خود را نشان دهد.
در گذشته تعمیر بسیاری از وسایل بخشی از عادت روزمره خانوادهها بود. لباس، کفش، لوازم خانگی و بسیاری از وسایل دیگر تا جای ممکن تعمیر و دوباره استفاده میشدند.
امروز اما دو روند همزمان دیده میشود؛ از یک طرف فرهنگ مصرف و عرضه مدلهای جدید، میل به تعویض را افزایش داده و از طرف دیگر کاهش قدرت خرید، امکان خرید کالای جدید را محدود کرده است.
در چنین شرایطی، اگر هزینه تعمیر نیز بالا باشد، راه میانه هم از دست میرود.
وقتی خانوادهای وسیلهای را تعمیر نمیکند، همیشه به این معنا نیست که تصمیم گرفته پولش را برای خرید یک کالای جدید نگه دارد. گاهی واقعیت سادهتر و سختتر است: پولی برای هیچکدام وجود ندارد.
این همان نقطهای است که «گرانی» میتواند به «محرومیت» تبدیل شود؛ محرومیتی که نه فقط در خرید کالاهای جدید، بلکه در نگهداری وسایل ضروری زندگی نیز خودش را نشان میدهد.
اگر روند افزایش هزینههای تعمیر و کاهش قدرت خرید ادامه پیدا کند، مسئله تعمیرات دیگر صرفاً دغدغه یک تعمیرکار یا صاحب یک وسیله خراب نخواهد بود؛ بلکه میتواند به نشانهای از کوچکتر شدن سطح برخورداری خانوارها تبدیل شود
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ