به گزارش اطلاع با ما، نه جنگ، نه سادهانگاری: محسن هاشمی در یادداشتی، دو نگاه افراطی و تفریطی به مسئله سیاست خارجی ایران را نقد کرده است. او معتقد است که نه تهدید به جنگ و خروج از معاهدات بینالمللی راهگشاست و نه امید بستن به راهحلهای سطحی و رؤیایی مانند مداخله افراد خارجی. وی تأکید میکند که تنها یک راهحل واقعگرایانه و متوازن میتواند تحریمها، بحران اقتصادی و معیشت عمومی را مدیریت کند.
– طیف افراطی: این گروه بر خروج از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT)، بستن تنگه هرمز و تغییر سیاستهای دفاعی کشور تأکید دارند. چنین اقداماتی، کشور را در مسیر رویارویی مستقیم با قدرتهای جهانی قرار میدهد و میتواند تبعات غیرقابل پیشبینی برای امنیت ملی داشته باشد. – طیف تفریطی: از سوی دیگر، گروهی راهحلهای ساده و زودبازده را تبلیغ میکنند و گمان میبرند که یک توافق سریع با آمریکا یا تأثیرگذاری شخصیتهایی مانند ایلان ماسک، میتواند بحران اقتصادی ایران را حل کند. این دیدگاه، مشکلات ساختاری تحریمها و سیاستهای جهانی را نادیده میگیرد و از واقعیتهای میدانی فاصله دارد.
نتیجه مشترک هر دو طیف، حلنشدن بحرانهای اصلی کشور است. سیاستهای افراطی منجر به افزایش فشارهای بینالمللی میشود، درحالیکه راهحلهای سطحی و سادهانگارانه، کشور را در مسیر وابستگی و عدم استقلال قرار میدهد. محسن هاشمی تأکید دارد که دشمنان ایران، به دنبال مهار و کنترل قدرت این کشور هستند، نه حل مشکلات آن.
محسن هاشمی پیشنهاد میدهد که راهحل اصلی، نه در تهدیدهای تهاجمی و نه در امیدهای واهی، بلکه در اتخاذ یک سیاست متعادل، واقعگرایانه و مبتنی بر منافع ملی است. او به لزوم درک پیچیدگیهای سیاست بینالملل، تقویت اقتصاد داخلی و دیپلماسی هوشمندانه برای مدیریت تحریمها و افزایش قدرت چانهزنی ایران اشاره دارد.
در شرایطی که کشور با تحریمها و بحرانهای اقتصادی مواجه است، راهحل نه در اقدامات افراطی مانند خروج از NPT و تهدید به جنگ است و نه در سادهاندیشی و امید بستن به راهحلهای خیالی. سیاست خارجی ایران باید بر اساس عقلانیت، مذاکره هدفمند و دیپلماسی هوشمندانه تنظیم شود تا ضمن حفظ استقلال، امکان عبور از بحرانهای اقتصادی و تحریمی را فراهم کند.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ