کد خبر : 276121
تاریخ انتشار : شنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۹:۲۹

چرا ایران و آمریکا با وجود دهه‌ها اختلاف، باز هم پای میز مذاکره برمی‌گردند؟

چرا ایران و آمریکا با وجود دهه‌ها اختلاف، باز هم پای میز مذاکره برمی‌گردند؟
مروری بر مهم‌ترین مذاکرات ایران و آمریکا از الجزایر و ماجرای مک‌فارلین تا برجام و مذاکرات آتش‌بس؛ چرا مذاکره با واشنگتن هیچ‌گاه مسیر ساده‌ای نبوده است؟

چرا ایران و آمریکا با وجود دهه‌ها اختلاف، باز هم پای میز مذاکره برمی‌گردند؟

به گزارش اطلاع با ما ، ایران و آمریکا طی نزدیک به پنج دهه، با وجود قطع روابط رسمی و اختلافات عمیق، بارها از کانال‌های مستقیم، غیرمستقیم و محرمانه با یکدیگر گفت‌وگو کرده‌اند؛ مذاکراتی که از بحران گروگان‌گیری و جنگ ایران و عراق آغاز شد و در ادامه به افغانستان، عراق، پرونده هسته‌ای، برجام و موضوع آتش‌بس رسید. مرور این تجربه‌ها نشان می‌دهد مذاکره میان تهران و واشنگتن نه پدیده‌ای تازه است و نه فرایندی معمول و بدون تنش.

مذاکره میان ایران و آمریکا در نگاه نخست ممکن است موضوعی تازه و غیرمنتظره به نظر برسد، اما بررسی نزدیک به پنج دهه روابط دو کشور نشان می‌دهد تهران و واشنگتن در مقاطع مختلف، حتی در زمان شدیدترین اختلافات، کانال‌هایی برای گفت‌وگو پیدا کرده‌اند.

این تماس‌ها گاهی علنی بوده و گاهی در سکوت و از طریق واسطه‌ها انجام شده است؛ از بحران گروگان‌گیری گرفته تا جنگ ایران و عراق، تحولات افغانستان و عراق، پرونده هسته‌ای و در سال‌های اخیر موضوعات مرتبط با درگیری‌های منطقه‌ای.

وجه مشترک بسیاری از این مذاکرات، وجود یک مانع اساسی بوده است: بی‌اعتمادی عمیق میان دو طرف.

نخستین تماس‌ها؛ دیدار الجزایر در ابتدای انقلاب

یکی از نخستین نمونه‌های مهم مذاکره پس از انقلاب، دیدار هیئت دولت موقت ایران با زبیگنیو برژینسکی، مشاور امنیت ملی دولت آمریکا، در الجزایر بود.

مهدی بازرگان، ابراهیم یزدی و مصطفی چمران در جریان سفر به الجزایر با برژینسکی دیدار کردند. محور اصلی اختلافات، وضعیت محمدرضا پهلوی و نگرانی‌های تهران درباره آینده انقلاب بود.

روایت‌های مختلفی درباره ابتکار این ملاقات وجود دارد، اما آنچه در گزارش‌های تاریخی برجسته شده، تفاوت جدی در اولویت‌های دو طرف است. ایران موضوع شاه و پیامدهای سیاسی حضور او در آمریکا را مسئله‌ای اساسی می‌دانست و طرف آمریکایی نیز بر حفظ منافع و ارتباطات خود با حکومت جدید ایران تأکید داشت.

این گفت‌وگو در نهایت به توافق مشخصی نرسید و مدت کوتاهی بعد، بحران گروگان‌گیری روابط دو کشور را وارد مرحله‌ای کاملاً جدید کرد.

گروگان‌گیری؛ مذاکره در دل یک بحران بزرگ

تسخیر سفارت آمریکا در تهران، روابط تهران و واشنگتن را برای سال‌ها تحت تأثیر قرار داد. با این حال، حتی در طول بحران ۴۴۴ روزه گروگان‌گیری نیز تلاش‌هایی برای ارتباط و پیدا کردن راه‌حل سیاسی انجام شد.

در نهایت الجزایر به عنوان واسطه وارد پرونده شد و مذاکرات رسمی‌تر میان دو طرف شکل گرفت. مسئله اصلی در ادامه گفت‌وگوها، علاوه بر آزادی گروگان‌ها، وضعیت دارایی‌های ایران در آمریکا و مطالبات مالی دو طرف بود.

توافق حاصل‌شده زمینه آزادی گروگان‌ها را فراهم کرد، اما به معنای عادی‌شدن روابط نبود. روابط دیپلماتیک ایران و آمریکا همچنان قطع باقی ماند و پرونده گروگان‌گیری به یکی از مهم‌ترین نقاط عطف تاریخ مناسبات دو کشور تبدیل شد.

مک‌فارلین؛ وقتی مذاکره با جنگ گره خورد

در میانه جنگ ایران و عراق، یکی از بحث‌برانگیزترین کانال‌های ارتباطی ایران و آمریکا شکل گرفت؛ پرونده‌ای که بعدها به ماجرای «مک‌فارلین» یا «ایران-کنترا» معروف شد.

جیمز مک‌فارلین، مشاور امنیت ملی وقت آمریکا، همراه هیئتی آمریکایی به صورت محرمانه به ایران سفر کرد. موضوع گروگان‌های آمریکایی در لبنان و تلاش برای ایجاد ارتباط با تهران از جمله محورهای این تماس‌ها بود.

در کنار مسائل سیاسی، موضوع تجهیزات و سلاح نیز در این پرونده مطرح شد و افشای ماجرا در ایران و آمریکا واکنش‌های گسترده‌ای به دنبال داشت.

ماجرای مک‌فارلین نشان داد که حتی در دوره‌ای که دو کشور عملاً در مقابل یکدیگر قرار داشتند، کانال‌های پنهان ارتباطی همچنان می‌توانست شکل بگیرد.

افغانستان؛ همکاری محدود در برابر یک تهدید مشترک

پس از حملات ۱۱ سپتامبر و تحولات افغانستان، منافع ایران و آمریکا در برخی زمینه‌ها برای مدتی به یکدیگر نزدیک شد.

گفت‌وگوهایی میان نمایندگان دو کشور درباره وضعیت افغانستان شکل گرفت و محمدجواد ظریف از جمله چهره‌های ایرانی حاضر در این روند بود.

این مذاکرات یک تفاوت مهم با بسیاری از گفت‌وگوهای دیگر داشت: موضوع اصلی، پیدا کردن راه‌هایی برای مدیریت یک بحران منطقه‌ای بود، نه تلاش برای حل همه اختلافات تهران و واشنگتن.

همین تجربه نشان داد که حتی در شرایط نبود روابط دیپلماتیک، امکان گفت‌وگوی محدود درباره منافع مشترک وجود دارد.

بغداد؛ مذاکره مستقیم درباره امنیت عراق

سقوط حکومت صدام حسین نیز زمینه دیگری برای گفت‌وگوی مستقیم تهران و واشنگتن ایجاد کرد.

در بغداد، نمایندگان ایران و آمریکا در چند دور درباره وضعیت امنیتی عراق با یکدیگر مذاکره کردند. امنیت داخلی، فعالیت گروه‌های مسلح و آینده سیاسی عراق از موضوعات مهم این گفت‌وگوها بود.

با وجود برگزاری چند دور مذاکره، این روند به توافق گسترده‌ای میان دو کشور منتهی نشد؛ با این حال، اهمیت آن در این بود که دو طرف پس از سال‌ها در یک چارچوب رسمی‌تر و مستقیم با یکدیگر گفت‌وگو کردند.

جلیلی و برنز؛ یک گفت‌وگوی کوتاه اما خبرساز

در جریان مذاکرات هسته‌ای سال‌های پایانی دهه ۸۰، دیدار سعید جلیلی و ویلیام برنز نیز مورد توجه قرار گرفت.

این گفت‌وگو در حاشیه مذاکرات چندجانبه انجام شد و از جمله نمونه‌هایی بود که نشان داد حتی در مذاکرات ۱+۵ نیز تهران و واشنگتن گاهی به سمت گفت‌وگوی مستقیم حرکت می‌کردند.

با این حال، اختلافات بنیادین درباره پرونده هسته‌ای و نحوه تعامل با غرب همچنان پابرجا ماند.

مسقط؛ کانالی که به برجام رسید

یکی از مهم‌ترین نقاط عطف در تاریخ مذاکرات ایران و آمریکا، مذاکرات محرمانه عمان بود.

این کانال در دوره دولت محمود احمدی‌نژاد شکل گرفت و گفت‌وگوهای محدود درباره پرونده هسته‌ای را امکان‌پذیر کرد. عمان در این مسیر نقش واسطه را بر عهده داشت و به تدریج کانالی میان تهران و واشنگتن ایجاد شد.

اهمیت مذاکرات عمان بعدها بیشتر آشکار شد؛ زیرا همین مسیر به یکی از پایه‌های مذاکرات گسترده‌تر هسته‌ای در دولت حسن روحانی تبدیل شد.

برجام؛ نزدیک‌ترین نقطه به توافق

با آغاز دولت حسن روحانی، مذاکرات هسته‌ای با گروه ۱+۵ شدت بیشتری گرفت. در این دوره تماس‌های مستقیم میان دیپلمات‌های ایرانی و آمریکایی افزایش یافت و دیدارهای متعددی میان محمدجواد ظریف و جان کری انجام شد.

توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵، که به برجام شهرت یافت، مهم‌ترین دستاورد دیپلماتیک این روند بود.

اما خروج دولت دونالد ترامپ از توافق و بازگشت تحریم‌های آمریکا، مسیر ایجادشده را با بحران جدی روبه‌رو کرد. از آن زمان، مسئله اصلی در مذاکرات بعدی فقط برنامه هسته‌ای نبود؛ بلکه موضوع اعتماد به تعهدات آمریکا نیز به یکی از چالش‌های اصلی تبدیل شد.

احیای برجام؛ مذاکره غیرمستقیم در دولت رئیسی

در دولت ابراهیم رئیسی نیز تلاش‌هایی برای بازگرداندن توافق هسته‌ای انجام شد.

این بار گفت‌وگوها عمدتاً به شکل غیرمستقیم و با نقش‌آفرینی واسطه‌ها دنبال شد. عمان نیز بار دیگر در ایجاد ارتباط میان تهران و واشنگتن نقش داشت.

با وجود ادامه مذاکرات در مقاطع مختلف، اختلافات درباره تحریم‌ها، تعهدات هسته‌ای و تضمین‌های مورد انتظار ایران مانع دستیابی به توافق نهایی شد.

از مذاکرات هسته‌ای تا تنش‌های منطقه‌ای

تحولات منطقه پس از جنگ غزه، حملات متقابل ایران و اسرائیل و افزایش تنش‌های منطقه‌ای، فضای مذاکرات را پیچیده‌تر کرد.

در چنین شرایطی، هرگونه گفت‌وگوی تهران و واشنگتن دیگر صرفاً به پرونده هسته‌ای محدود نمی‌شد و موضوعات امنیت منطقه‌ای، درگیری‌های نظامی و تحولات مرتبط با اسرائیل نیز بر فضای دیپلماسی سایه انداخت.

در نتیجه، مذاکره برای دو طرف بیش از گذشته به یک مسئله امنیتی و راهبردی تبدیل شد.

آتش‌بس؛ مذاکره در سخت‌ترین شرایط

یکی از تازه‌ترین فصل‌های این روند، گفت‌وگو درباره آتش‌بس و کاهش تنش‌هاست؛ مرحله‌ای که برخلاف مذاکرات گذشته، در فضایی بسیار متشنج دنبال شده است.

در چنین شرایطی، حتی ایجاد یک کانال ارتباطی محدود نیز می‌تواند از اهمیت بالایی برخوردار باشد. با این حال، تجربه سال‌های گذشته نشان می‌دهد توافق میان ایران و آمریکا زمانی شکننده می‌شود که هر یک از طرفین تصور کند طرف مقابل به تعهدات خود پایبند نخواهد ماند.

به همین دلیل، مسئله اعتماد همچنان مهم‌ترین مانع در مسیر هرگونه توافق پایدار میان تهران و واشنگتن محسوب می‌شود.

چرا مذاکره هیچ‌گاه کاملاً متوقف نمی‌شود؟

مرور این پنج دهه یک واقعیت را نشان می‌دهد: قطع روابط دیپلماتیک الزاماً به معنای قطع کامل ارتباط نیست.

هر زمان یک بحران بزرگ شکل گرفته، تهران و واشنگتن به دلایلی متفاوت دوباره به دنبال کانال ارتباطی بوده‌اند؛ گاهی برای آزادی گروگان‌ها، گاهی برای مدیریت بحران‌های منطقه‌ای و گاهی برای رسیدن به توافقی درباره پرونده هسته‌ای.

با این حال، تفاوت اساسی میان «گفت‌وگو» و «اعتماد» همچنان پابرجاست. دو کشور می‌توانند درباره یک موضوع مشخص مذاکره کنند، بدون آنکه اختلافات گسترده‌تر خود را کنار گذاشته باشند.

پایان یک چرخه ۴۸ ساله؟

تجربه مذاکرات ایران و آمریکا از الجزایر تا پرونده هسته‌ای و آتش‌بس نشان می‌دهد دیپلماسی میان دو کشور معمولاً زمانی فعال می‌شود که هزینه‌های ادامه بحران افزایش پیدا کند.

به همین دلیل، احتمال شکل‌گیری دوباره کانال‌های مذاکره را نمی‌توان صرفاً به دلیل افزایش تنش‌ها منتفی دانست. اما اینکه این مذاکرات به یک توافق پایدار منجر شود، به عوامل بسیار بیشتری از صرفاً نشستن دو طرف پشت میز مذاکره بستگی دارد.

در نهایت، تاریخ روابط تهران و واشنگتن نشان می‌دهد مذاکره برای ایران و آمریکا نه یک اتفاق بی‌سابقه است و نه یک مسیر عادی؛ بلکه ابزاری اضطراری برای مدیریت بحران‌هایی است که گاهی از طریق رویارویی قابل حل نیستند.

این گزارش بر پایه بررسی‌های تحریریه اطلاع باما و مرور داده‌های منتشرشده در رسانه‌های کشور تنظیم شده است.

کانال اطلاع باما در تلگرام

برچسب ها :آمریکا ، ایران

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 2 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۲
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

کرامت سلیمی شنبه , ۲۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۸

مدیر محترم سایت خبری اطلاع با ما

تا زمانی که رسانه ها برای افشای دروغ بودن سلاح هسته ای به صورت گسترده و مستمر وارد میدان نشوند امکان ایجاد ارامش در ایران وجود ندارد.
سلاح هسته ای یک خالی بندیست و با کمک همین دروغ می خواهند ایران را نابود کنند.
قضایای هیروشیما و ناکازاکی فقط یک فریبکاری نظامی برای باور دادن این سلاح بوده است.

سایت خبری اسپوتنیک روسیه و همچنین سازمان انرژی اتمی ایران مقاله دروغ بودن سلاح هسته ای را منتشر کرده اند.

شما هم در این راستا هم اقدام کنید و هم دیگر رسانه ها را ترغیب به همکاری برای افشای این دروغ بزرگ تاریخ کنید و الا ایران در اینده نزدیک یک ویرانه خواهد شد.

نگذارید دیرتر شود.

کرامت سلیمی شنبه , ۲۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۹

تیغ آرمان بر گلوی حقیقت

———————————————————————————————

تعداد دروغهایی که به ما باور داده اند زیاد هستند و با کمک همین دروغها ملتها را به بردگی گرفته اند و ما قادر نیستیم با تک تک این دروغها مبارزه کنیم.
اما می توانیم یک آرمان حقیقت جویی را در نظر بگیریم و به جای تلاش برای افشای تک تک دروغها ، باید مهمترین حقیقت را شناسایی کنیم و تیغ آرمان را بر گلوی حقیقت فشار دهیم تا حقیقت مجبور به خروج از لابلای دروغها شود و رخ نمایان کند.

دروغها همچون زشتی ها همیشه سعی دارند در لباس زیبا پنهان شوند و خود را به جای حقیقت جا بزنند.

اما حقیقت زیبایی واقعی خود را دارد  و همیشه منتظر فرصت است تا خود را نشان دهد.

پری رو تاب مستوری ندارد               چو در بندی ، ز روزن سر بر آرد

رسانه ها باید تلاش کنند با یک سمفونی و هم آوایی برای افشای بزرگترین دروغ تاریخ بشر یعنی سلاح هسته ای حرکت کنند.

صاحبان قدرت جهانی می خواهند نظم نوینی در دنیا ایجاد کنند و دنیا را برای ده ها سال دیگر مطابق منافعشان سیاستگذاری و مهندسی کنند و نقطه شروع این نظم نوین ایجاد قحطی و گرسنگی می باشد که پیش لرزه های این قحطی در کشور خودمان نیز به خوبی احساس می شود.

افشای دروغ بودن سلاح هسته ای منجر به ایجاد دنیایی متعادل تر و ارامتر خواهد شد و دیگر هیچ کشوری عنوان ابرقدرت بلامنازع را نخواهد داشت و نمی تواند خواسته های خود را به ملتها و دولتهای دیگر تحمیل کند.

در این نظم نوین جهانی قرار است کشور ما با یک موضوع فیک و دروغین به نام سلاح هسته ای به سرنوشت عراق و لیبی دچار شود و محل نزاع های جهانی و محل تاخت و تاز گروه های شبه نظامی و حتی گروه های تروریستی شود.

رسانه ها در نظر داشته باشند که عراق ۳۵ سال پیش به بهانه سلاح های کشتار جمعی مورد تهاجم غربی ها قرار گرفت و نابود شد اما هیچگاه چیزی به عنوان سلاح کشتار جمعی نه توسط صدام مورد استفاده قرار گرفت و نه چنین سلاح هایی در عراق پیدا شد. اما به همین بهانه ۳۶ سال است که غربی ها در عراق حضور نظامی دارند.

همین برنامه را می خواهند بر روی ایران اجرا کنند.