به گزارش اطلاع با ما، فروشگاههای زنجیرهای – سالها بازار خردهفروشی ایران بر پایه مغازههای کوچک و مستقل شکل گرفته بود؛ هر فروشگاه با شیوه خرید، قیمتگذاری و مدیریت خاص خود فعالیت میکرد. این استقلال، انعطافپذیری ایجاد میکرد اما در مقیاس گسترده به تفاوت قیمتها و ناهماهنگی در توزیع میانجامید.
با افزایش تنوع کالا و رشد تعداد اقلام مصرفی، مدل سنتی با محدودیتهایی مواجه شد. تفاوت قیمت یک محصول در دو خیابان، دیگر فقط یک مسئله محلی نبود؛ بلکه به موضوع کارایی بازار تبدیل شد.
در الگوی فرانچایزی، مغازه همچنان در همان محله فعالیت میکند و مالک آن نیز فردی محلی است، اما فروشگاه بخشی از یک شبکه بزرگتر محسوب میشود.
در نتیجه، نقش مغازهدار از «خریدار و چانهزن بازار عمده» به «مدیر یک نقطه فروش در شبکه توزیع» تغییر میکند.
یکی از نتایج ملموس این ساختار، کاهش فاصله قیمتی میان مناطق مختلف است. در گذشته، فاصله از مراکز عمدهفروشی اغلب به معنای قیمت بالاتر بود. اما در شبکههای سراسری، خرید در مقیاس ملی انجام میشود و همین موضوع اختلاف قیمت را کاهش میدهد.
دیدهشدن کالا بیشتر به عملکرد فروش وابسته است تا رابطه توزیعکننده
در میان نمونههای داخلی، فروشگاههای افق کوروش را میتوان نمونهای از این تغییر دانست. بسیاری از شعب این شبکه، سوپرمارکتهای محلی سابق هستند که با حفظ مالکیت، به ساختاری سازمانیافته پیوستهاند.
در چنین ساختاری، مشتری بیش از آنکه به شناخت شخصی فروشنده وابسته باشد، به اعتبار برند اعتماد میکند.
مزایا و چالشها
با این حال، از نگاه مصرفکننده، ثبات و پیشبینیپذیری قیمتها میتواند مزیتی مهم تلقی شود.
تحول خردهفروشی را میتوان بخشی از تغییرات گستردهتر اقتصاد روزمره دانست. همانطور که بانکداری دیجیتال جایگزین روشهای سنتی شد، خرید روزانه نیز به سمت ساختارهای شبکهای حرکت میکند.
فروشگاههای فرانچایزی در میانه این مسیر قرار دارند؛ نه کاملاً سنتی و نه کاملاً متمرکز. اگر این روند ادامه یابد، احتمالاً آینده بازار ایران ترکیبی از مالکیت محلی و مدیریت ملی خواهد بود.
تجربه شبکههایی مانند افق کوروش نشان میدهد این تغییر آغاز شده؛ تغییری که هدف آن حذف مغازههای قدیمی نیست، بلکه تبدیل آنها به بخشی از ساختاری منسجمتر و کارآمدتر است.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ