به گزارش اطلاع با ما ، خودروسازی : همزمان با جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، واشنگتن از غولهای خودروسازی مانند جنرال موتورز و فورد خواسته است به خط تولید سلاح و مهمات بپیوندند. این الهام گرفته از جنگ جهانی دوم است؛ زمانی که کارخانههای دیترویت به «زرادخانه دموکراسی» تبدیل شدند. در سوی دیگر، خودروسازی ایران نیز تجربه مشابهی در جنگ هشت ساله دارد، اما امروز به دلیل وابستگی به زنجیره تأمین خارجی، انعطاف کمتری دارد. با این حال، همچنان میتواند در حوزه خودروهای پشتیبانی، بازسازی و نگهداری تجهیزات نقشآفرینی کند.
جنگ، تنها میدان نبرد را تغییر نمیدهد. خطوط تولید کارخانهها را نیز دگرگون میکند. همزمان با تهاجم آمریکا و اسرائیل به ایران، بار دیگر بحث «نقش خودروسازان در تولید جنگافزار» داغ شده است. در واشنگتن، دولت ترامپ به دنبال بازخوانی یک الگوی تاریخی است: بسیج صنعتی به سبک جنگ جهانی دوم. در تهران نیز این پرسش مطرح است که صنعت خودروی ایران در شرایط جنگی چه نقشی میتواند ایفا کند؟
سالهای ۱۹۴۲ تا ۱۹۴۵، کارخانههای خودروسازی دیترویت هویت خود را کنار گذاشتند. خطوط تولید خودروهای سواری متوقف شد. نوار نقالهها بازطراحی گردیدند. قالبهای قدیمی قطعات خودرو در کورههای ذوب فرو رفتند تا از خاکستر آنها، بدنه تانکها و پوسته بمبها متولد شود.
دولت فرانکلین روزولت از ابتدای سال ۱۹۴۲، فروش خودروهای شخصی را ممنوع کرد. تنها نیممیلیون خودرو تحت عنوان «ذخیره ملی» باقی ماند که آن هم با سختگیری فراوان و به صورت جیرهبندی تنها در اختیار مشاغل حیاتی قرار میگرفت.
حالا، والاستریت ژورنال گزارش داده که مقامات پنتاگون با مری بارا (مدیرعامل جنرال موتورز) و جیم فارلی (مدیرعامل فورد) مذاکره کردهاند تا این غولهای خودروسازی را به مشارکت مستقیم در تولید سلاح و مهمات ترغیب کنند. هدف مشخص است: جبران کمبود مهمات پس از نبردهای اوکراین و تقابل با ایران.
یک آمار تاریخی قابل توجه: در جنگ جهانی دوم، صنعت خودروی آمریکا به تنهایی مسئولیت تأمین ۲۰ درصد از کل نیازهای تسلیحاتی را بر عهده داشت؛ تلاشی به ارزش ۲۹ میلیارد دلار. جنرال موتورز با ۱۲ میلیارد دلار قرارداد، فورد و کرایسلر در رتبههای بعدی.
در آن سالها، روح صنعت تغییر کرد. ماشینآلات سنگین از کف کارخانهها برچیده شدند. دولت با اعمال محدودیتهای سختگیرانه بر مصرف سوخت و تعیین سقف سرعت ۳۵ مایل در ساعت، نظمی آهنین را بر جامعه حاکم کرد. کمپانی فورد شعار معروفی را رواج داد: «صلح و روزهای روشن به زودی از راه میرسند.»
تبلیغات آنها نه برای فروش یک محصول که وجود نداشت، بلکه برای زنده نگه داشتن یک «رویا» بود. این الگو، اکنون در دستور کار دولت ترامپ قرار گرفته است. پیش از این نیز در دوران همهگیری کرونا، خودروسازان آمریکایی کارآیی خود را در تغییر مسیر سریع تولید از خودرو به دستگاههای تنفس مصنوعی اثبات کرده بودند.
در سوی دیگر میدان، ایران نیز تجربه مشابهی دارد. در سالهای جنگ تحمیلی (۱۳۵۹ تا ۱۳۶۷)، وقتی شرکای غربی به تعهدات خود پشت کردند و تحریمهای تسلیحاتی تشدید شد، خودروسازی ایران به یکی از بازوهای راهبردی پشتیبانی از جبههها تبدیل گردید.
کارخانهها به مراکز ساخت و مونتاژ خودروهای سنگین، نیمهسنگین و نظامی تبدیل شدند.
خودروهای دو دیفرانسیل و کامیونهای بازطراحی شده برای جابهجایی نیرو در مناطق صعبالعبور ساخته شدند.
کامیونها و کامیونتهای تولیدی، ستون فقرات لجستیک جنگ شدند؛ حمل نیرو، مهمات، آذوقه و سوخت به خط مقدم.
فرماندهان عالیرتبه نظامی در آن دوران، بارها با ستایش از نقش خودروسازی به عنوان یکی از عوامل پایداری در برابر تهاجم یاد کردهاند. بسیاری از کارکنان خودروسازی نیز به عنوان نیروهای فنی به جبههها اعزام شدند تا خودروهای آسیبدیده جنگی را تعمیر کنند.
اما شرایط امروز با دهه ۶۰ تفاوتهای مهمی دارد. یک فعال صنعت خودرو در گفتوگو با دنیای اقتصاد پاسخ روشنی داده است: وابستگی به زنجیره تأمین خارجی، بزرگترین مانع است.
در حال حاضر، بخشی از تولید خودرو به تأمین قطعات و مواد اولیه از خارج گره خورده است. همین موضوع، انعطافپذیری صنعت برای تغییر سریع مسیر تولید را نسبت به گذشته محدودتر کرده است.
با این وجود، هنوز هم ظرفیتهایی وجود دارد: حوزه نقشآفرینی توضیحات تولید خودروهای خدماتی و پشتیبانی آمبولانسهای صحرایی، خودروهای حمل سوخت و آذوقه تأمین ناوگان حملونقل کامیونهای سنگین برای جابهجایی لجستیک بازسازی و نگهداری تجهیزات تعمیر خودروهای نظامی و آسیبدیده در نزدیکی جبهه تولید قطعات عمومی قطعات مشترک بین خودروهای غیرنظامی و نظامی
کارشناسان تأکید دارند که خودروسازی ایران اگرچه یکی از بزرگترین بخشهای صنعتی کشور است و از شبکه گستردهای از تولیدکنندگان، قطعهسازان و نیروی انسانی متخصص برخوردار میباشد، اما «وابستگی به خارج» ترمز این تحول است.
برخی قطعات الکترونیکی و ماژولهای کنترلی از خارج تأمین میشوند.
مواد اولیه خاص مانند فولادهای آلیاژی و برخی پلیمرها وارداتی هستند.
تحریمها و اختلال در مسیرهای تأمین، ریسک تغییر کاربری خطوط تولید را افزایش میدهد.
در یک سوی جهان، آمریکا با الهام از جنگ جهانی دوم، خودروسازان خود را به خط تولید تانک و بمب فرامیخواند. در سوی دیگر، ایران با نگاهی به تجربه جنگ هشت ساله، در حال ارزیابی ظرفیتهای امروز صنعت خودرو است.
تفاوت اصلی در درجه وابستگی است. خودروسازی آمریکا در ۱۹۴۲ کاملاً مستقل بود. خودروسازی ایران در ۱۴۰۵، بخشی از زنجیرهای است که به خارج از کشور متصل میشود. با این حال، هنوز هم میتوان از این صنعت غولپیکر برای پشتیبانی لجستیک، بازسازی تجهیزات و تأمین خودروهای خدماتی استفاده کرد.
شاید مهمترین درس از این مقایسه تاریخی این باشد: جنگ، نه تنها میدان نبرد، بلکه خطوط تولید را نیز بازتعریف میکند. و خودروسازی، در هر دو سوی میدان، نقشی فراتر از جابهجایی مسافر خواهد داشت
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ