به گزارش اطلاع با ما ، عروسی : در ایران امروز، هزینه بدرقه مردگان گاه از هزینه آغاز زندگی پیشی گرفته است. از قبرهای میلیاردی تا مراسمهای چندروزه پرخرج، «مرگ» به کالایی لوکس تبدیل شده است. این گزارش، شکاف عجیبی میان اقتصاد مرگ و زندگی را بررسی میکند؛ جایی که ازدواج یک سرمایهگذاری است، اما مرگ یک هزینه بیبازگشت.
در حالی که ازدواج باید آغاز مسیر امید و تداوم نسل باشد، امروز در ایران، هزینههای مرگ از هزینههای ازدواج پیشی گرفته است. آمارها نشان میدهد خانوادهها برای برگزاری یک مراسم تدفین ساده، ناچارند رقمی بین یک تا دو و نیم میلیارد تومان هزینه کنند؛ رقمی که با هزینه یک ازدواج ساده برابری میکند.
در حالی که ازدواج، سرمایهگذاری بر آینده است، مرگ در ایران به هزینهای تحمیلی و بیبازگشت تبدیل شده است.
طبق گزارشهای رسمی، در سال ۱۴۰۳ تنها حدود ۵۵۰ هزار ازدواج در کشور ثبت شده؛ روندی نزولی که نشان از تأخیر جوانان در آغاز زندگی دارد. با میانگین سنی ۳۰ سال برای مردان و ۲۶ سال برای زنان، ازدواج برای بسیاری به آرزویی دستنیافتنی بدل شده است.
در چنین شرایطی، سنت قدیمی «هدیه عروسی» حالا به یک سازوکار مالی مدرن تبدیل شده است. کارتخوانهای ورودی تالارها جایگزین پاکتهای قدیمی شدهاند و کمکهای چند ده تا چند صد میلیون تومانی، عملاً هزینه برگزاری مراسم را جبران میکنند. در خانوادههای مرفه، حتی مبالغ تا سقف یک میلیارد تومان برای هدیه عروسی دیده میشود. این سنت، به نوعی «صندوق خودجوش حمایت مالی از ازدواج» بدل شده است.
در نقطه مقابل، مراسم ترحیم و خاکسپاری هیچ سازوکاری برای جبران هزینهها ندارد. خانواده متوفی باید تمام هزینهها را یکطرفه بپردازد؛ از خرید قبر و کفن و دفن گرفته تا پذیرایی شب سوم و چهلم. گزارشهای میدانی از بهشتزهرا و دیگر آرامستانهای بزرگ کشور نشان میدهد قیمت یک قبر معمولی در تهران از ۶۰۰ میلیون تا بیش از یک میلیارد تومان متغیر است. اضافه کنید به آن هزینه مراسم، حملونقل، سنگ قبر و پذیرایی…
در نتیجه، خانوادهای که شاید نتواند برای ازدواج فرزندش پساندازی داشته باشد، باید در مرگ عزیزش معادل چند سال درآمدش را خرج کند.
افزایش هزینههای مرتبط با مرگ، نه فقط خانوادهها را از نظر مالی، بلکه از لحاظ روانی نیز تحت فشار قرار داده است. در گفتوگوهای میدانی، پدران و مادران نگران آینده خود هستند؛ از ناتوانی در ازدواج فرزندانشان گرفته تا ترس از نداشتن توان مالی برای خرید قبر خودشان.
همین نگرانیها، بازتاب بحران عمیقتری است: جامعهای که در آن، حتی «پایان زندگی» هم به رقابت طبقاتی تبدیل شده است. مراسمهای پرزرقوبرق ترحیم و سنگقبرهای گرانقیمت، خود به نمادی از نمایش طبقاتی جدید ایرانیان بدل شدهاند؛ جایی که عزاداری، گاه به نمایش توان مالی تبدیل میشود.
در حالی که ازدواج با کمک هدیهها و همیاری فامیل میتواند بخشی از هزینهها را جبران کند، مرگ در ایران فاقد هرگونه چرخه بازگشت سرمایه است. به همین دلیل، اقتصاد مرگ امروز در کنار تورم، به یکی از پدیدههای اجتماعی تازه ایران تبدیل شده است؛ پدیدهای که نه دولت برایش برنامه دارد، نه نهادهای دینی و اجتماعی سازوکاری حمایتی طراحی کردهاند.
در جامعهای که هزینههای پایان زندگی از آغاز آن پیشی گرفته، ارزشهای سنتی در معرض تهدید قرار گرفتهاند. «مرگ» از یک رویداد طبیعی به معضل اقتصادی بدل شده است. اگر سیاستگذاران برای ساماندهی خدمات کفنودفن، بیمه مراسم و کنترل هزینههای وابسته چارهای نیندیشند، شاید روزی برسد که مردم حتی برای «مردن» هم نیاز به وام داشته باشند.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ