کد خبر : 243372
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۴ - ۱۴:۴۰

سندرم بی‌تصمیمی در دولت‌ها؛ چرا اصلاحات اقتصادی همیشه در راه می‌ماند؟

سندرم بی‌تصمیمی در دولت‌ها؛ چرا اصلاحات اقتصادی همیشه در راه می‌ماند؟
اقتصاد ایران زیر فشار تحریم و بحران‌های مزمن، بیش از آنکه قربانی کمبود راه‌حل باشد، گرفتار «ترس از تصمیم» است. دولت‌ها برای پرهیز از هزینه سیاسی، اصلاحات ضروری را به تعویق می‌اندازند و بحران‌ها را به دولت بعد منتقل می‌کنند.

سندرم بی‌تصمیمی در دولت‌ها؛ چرا اصلاحات اقتصادی همیشه در راه می‌ماند؟

به گزارش اطلاع با ما ، دولت‌: اقتصاد ایران زیر فشار تحریم و بحران‌های مزمن، بیش از آنکه قربانی کمبود راه‌حل باشد، گرفتار «ترس از تصمیم» است. دولت‌ها برای پرهیز از هزینه سیاسی، اصلاحات ضروری را به تعویق می‌اندازند و بحران‌ها را به دولت بعد منتقل می‌کنند. ساختار پیچیده اداری، مراکز متعدد تصمیم‌گیری و بی‌اعتمادی به واکنش افکار عمومی، چرخه بی‌تصمیمی را تشدید کرده است. خروج از این وضعیت نیازمند جسارت سیاسی و بازآرایی ساختار حکمرانی است.

قفل تصمیم‌گیری؛ بیماری مزمن حکمرانی

گرچه اقتصاد ایران با تحریم، کمبود منابع و بحران‌های طولانی‌مدت روبه‌روست، اما آنچه موتور حکمرانی را از حرکت انداخته، «بی‌تصمیمی مزمن» است؛ حالتی که در آن دولت‌ها به‌جای انتخاب راه‌حل، انتخابِ «هیچ کاری نکردن» را ترجیح می‌دهند. این انفعال، نه از فقدان دانش کارشناسی، بلکه از هراس سیاسی و ترس از پیامدهای کوتاه‌مدت تصمیمات دشوار سرچشمه می‌گیرد.

بنزین؛ نمونه‌ای آشکار از تصمیمی که سال‌ها عقب افتاد

موضوع قیمت بنزین اکنون نماد این محافظه‌کاری شده است. کارشناسان سال‌هاست درباره هزینه سنگین یارانه پنهان، قاچاق گسترده و آسیب‌های محیط‌زیستی هشدار می‌دهند. بااین‌حال، دولت‌ها برای فرار از نارضایتی کوتاه‌مدت، ترجیح می‌دهند میلیاردها دلار منابع محدود کشور را صرف واردات بنزین کنند؛ منابعی که می‌توانست صرف توسعه زیرساخت، حمایت از تولید یا افزایش قدرت دفاعی شود.

ترس سیاسی؛ بزرگ‌تر از ترس حقوقی

بر خلاف تصور عمومی، مدیران کمتر نگران پاسخگویی قضایی‌اند؛ آنچه آنان را فلج کرده، فشار سیاسی است. هر تصمیم اصلاحی بلافاصله به ابزار حمله جناح‌های رقیب تبدیل می‌شود و دولت‌ها ترجیح می‌دهند این هزینه را نپردازند. نتیجه، یک رفتار تکرارشونده است: انتقال بحران به دولت بعدی و حفظ وضع موجود، حتی اگر به ضرر کشور باشد.

دیوان‌سالاری متورم؛ قاتل سرعت تصمیمات

ساختار اداری چندلایه، مراکز متعدد تصمیم‌گیری و اختیارات پراکنده، تصمیم را به پروژه‌ای کند و پیچیده تبدیل کرده است. مدیران میانی که باید موتور اجرا باشند، با هراس از واکنش مراکز موازی و فرایندهای سخت‌گیرانه، در نهایت «بی‌عملی» را امن‌ترین مسیر می‌بینند. در چنین فضایی، نه ابتکار تشویق می‌شود و نه ریسک پذیرفته می‌شود.

راه خروج؛ ترکیب اصلاح ساختار و احیای شجاعت

برای رهایی از این چرخه، دو مسیر به‌صورت هم‌زمان باید دنبال شود:

۱) بازآرایی ساختار حکمرانی

کاهش نهادهای موازی، تعریف دقیق مسئولیت‌ها و واگذاری اختیار واقعی به سطوح کارشناسی نخستین شرط تغییر است. بسیاری از مشکلات باید در همان سطح حل شود، نه در جلسات سنگین و پرهزینه مدیران عالی. کوچک‌سازی دولت و چابک‌سازی نظام اداری، سرعت واکنش کشور را بالا می‌برد.

۲) بازگشت به شفافیت و جسارت

هیچ اصلاحی بدون همراهی مردم موفق نمی‌شود. دولت‌ها باید با جامعه صریح سخن بگویند، هزینه و فایده تصمیمات را توضیح دهند و حمایت اجتماعی کسب کنند. نمونه‌های موفق گذشته نشان می‌دهد مردم زمانی همراهند که احساس کنند حقیقت را می‌شنوند و تصمیمات برای منافع ملی اتخاذ می‌شود.

زمان تصمیم فرا رسیده است

هزینه امروز یک تصمیم سخت، بسیار کمتر از هزینه فردای بی‌تصمیمی است. استمرار این وضعیت، اقتصاد را فرسوده‌تر و فرصت‌های کشور را کوچک‌تر می‌کند. قفل بی‌تصمیمی تنها با «جسارت سیاسی» و «اصلاح ساختاری» باز می‌شود، پیش از آنکه بحران‌ها غیرقابل مدیریت شوند.

این گزارش بر پایه بررسی‌های تحریریه اطلاع باما و مرور داده‌های منتشرشده در رسانه‌های کشور تنظیم شده است.

کانال اطلاع باما در تلگرام

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.