به گزارش اطلاع با ما ، بانک: در حالی که دولت چهاردم خود را درگیر مهار ناترازیهای انرژی، آب و بودجه کرده، ساختاری عمیقتر در اقتصاد ایران دهههاست بیصدا بر قدرت خرید مردم سایه انداخته: نظام بانکی. ترکیب نرخهای بهره پنهان، خلق پول بیقاعده، فشارهای اعتباری و فاصلهگرفتن بانکها از نقش توسعهای، باعث شده بخش بزرگی از تورم و شکاف طبقاتی مستقیماً از دل همین ساختار بیرون بیاید. آمارها نشان میدهد سودهای مؤثر بانکی بسیار بالاتر از سقف قانونی است و خلق روزانه نقدینگی به مرزهای نگرانکننده رسیده. ادامه این روند، اقتصاد را به سمت ناترازیهای جدید و فرسایش اعتماد عمومی سوق میدهد.
در سالهای اخیر واژه «ناترازی» به یکی از پرتکرارترین مفاهیم در فضای اقتصادی کشور تبدیل شده است؛ از انرژی و آب گرفته تا ارز و بودجه. اما در کنار این ناترازیهای پرسروصدا، مسئلهای وجود دارد که با وجود اثرگذاری عمیق، کمتر در مرکز بحث قرار گرفته: نقش نظام بانکی در تشدید بحرانهای ساختاری اقتصاد ایران. بانکها طی دستکم سه دهه اخیر بهجای آنکه پشتوانه تولید باشند، به عامل تقویت نابرابری، افزایش حجم پول و رشد فشارهای معیشتی تبدیل شدهاند.
طبق گزارشهای رسمی، نرخ مؤثر سود در بسیاری از تسهیلات خرد بهمراتب بالاتر از سقف مصوب است. ترکیب کارمزدهای مبهم، شروط تکمیلی و قراردادهای چندلایه باعث شده هزینه نهایی وام برای مردم گاه به دو برابر نرخ قانونی برسد. درنتیجه، وامی که قرار است ابزار حمایت باشد، برای بسیاری از خانوارها به مسیری پرهزینه و فرسایشی تبدیل میشود. نمونههای متعدد نشان میدهد اقساط وامهای مسکن و تعمیرات گاهی بهاندازه نیمی از ارزش ملک میرسد و اثر بخش حمایتی خود را از دست میدهد.
یکی از چالشهای جدی اقتصاد ایران، سرعت بالای خلق نقدینگی توسط بانکهاست. بخش بزرگی از پایه پولی نه از تولید، بلکه از بدهی بانکها به بانک مرکزی و افزایش اعتبارات بدون پشتوانه واقعی بهوجود میآید. این روند عملاً به معنای تزریق مداوم پول جدید به بازار و تضعیف قدرت خرید مردم است. افزایش نقدینگی بدون رشد تولید، زمینهساز تورم مزمن میشود و در نهایت هزینه آن بر دوش طبقات متوسط و پایین میافتد.
تحلیل ساختار سپردهها نشان میدهد بخش بزرگی از سودهای بانکی به درصد کوچکی از سپردهگذاران بزرگ میرسد. بخش عمده نقدینگی خلقشده نیز در اختیار همین گروه قرار میگیرد، در حالی که اکثریت مردم سهم اندکی از آن دارند. این تمرکز منابع نهتنها نابرابری را افزایش میدهد بلکه باعث انتقال نقدینگی از تولید به بازارهای سفتهبازانه میشود.
آمارها تأیید میکند سهم تسهیلات تولیدی در سالهای اخیر کاهش یافته و منابع بانکی بهجای بخشهای مولد، بیشتر به خدمات، تجارت و فعالیتهای کمریسکتر رفته است.
وقتی سود بانکی بالاست، بنگاهها توان رقابت و سرمایهگذاری ندارند و چرخه توسعه مختل میشود.
در سه دهه گذشته، بارها هشدارهایی درباره لزوم اصلاح نظام بانکی داده شده است؛ از بودجهریزی ناکارآمد تا فاصلهگرفتن بانکها از نقش توسعهای. بااینحال، اصلاحات بهدلایل مختلف بارها به تعویق افتاده است.
اقتصادی که بانکها در آن نقش مسلط پیدا کنند اما ساختار نظارتی نتواند رفتار آنها را سامان دهد، ناگزیر به سمت ناترازیهای عمیق حرکت میکند.
برای عبور از این وضعیت، بانکها باید به جای «تجارت پول با پول» به مسیر حمایت از بخش واقعی اقتصاد بازگردند. بیتوجهی به این ضرورت، نهتنها ناترازیهای موجود را حل نمیکند بلکه نسخه جدیدی از بحرانهای اقتصادی را ایجاد خواهد کرد.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ