به گزارش اطلاع با ما ، جنگهای امروز دیگر تنها با تعداد موشکها، تجهیزات نظامی و میزان خسارت سنجیده نمیشوند. در کنار میدان نظامی، عرصه دیگری شکل گرفته که در آن کشورها برای اثرگذاری بر ذهن و برداشت مردم رقابت میکنند؛ عرصهای که میتوان آن را جنگ روایتها نامید.
در این میدان، هر طرف تلاش میکند برداشت خود از اتفاقات را به روایت غالب تبدیل کند. به همین دلیل، رسانهها دیگر صرفاً وظیفه انتقال خبر را بر عهده ندارند و به یکی از مهمترین بازیگران میدان جنگ شناختی تبدیل شدهاند.
در فضای رسانهای امروز، انتشار یک تصویر، خبر یا ویدئو میتواند در مدت کوتاهی افکار میلیونها نفر را تحت تأثیر قرار دهد. شبکههای اجتماعی نیز سرعت انتشار اطلاعات را به اندازهای افزایش دادهاند که یک روایت نادرست ممکن است پیش از آنکه فرصت بررسی و تکذیب پیدا کند، به باور عمومی تبدیل شود.
هوش مصنوعی، تصاویر جعلی و فناوریهای موسوم به دیپفیک نیز این شرایط را پیچیدهتر کردهاند. تشخیص واقعیت از محتوای ساختگی برای مخاطب عادی همیشه آسان نیست و همین موضوع، اهمیت رسانههای معتبر را بیشتر میکند.
در شرایط عادی، سرعت انتشار خبر اهمیت زیادی دارد، اما در زمان بحران، دقت و مسئولیتپذیری اهمیت بیشتری پیدا میکند. یک خبر تأییدنشده میتواند باعث افزایش نگرانی عمومی، ایجاد شایعه یا حتی رفتارهای هیجانی در جامعه شود.
رسانه حرفهای در چنین شرایطی باید بتواند میان سرعت، صحت و مسئولیت اجتماعی تعادل برقرار کند. انتشار نخستین خبر لزوماً به معنای موفقیت رسانه نیست؛ اعتماد مخاطب زمانی شکل میگیرد که او بداند اطلاعاتی که دریافت میکند، بررسیشده و قابل اتکاست.
مخاطب در زمان بحران بیش از هر زمان دیگری به منابع خبری قابل اعتماد نیاز دارد. اگر رسانهها اطلاعات نادرست، بزرگنمایی یا اخبار تأییدنشده منتشر کنند، سرمایهای که در طول سالها ساخته شده است، میتواند در مدت کوتاهی آسیب ببیند.
به همین دلیل، رسانه نباید صرفاً به دنبال جذب مخاطب با تیترهای هیجانی باشد. اعتماد عمومی مهمتر از یک کلیک بیشتر است. رسانهای که اعتماد مخاطب را حفظ کند، در شرایط بحرانی میتواند نقش مهمی در کاهش شایعات و افزایش آرامش اجتماعی داشته باشد.
یکی از مهمترین چالشهای رسانه در دوران بحران، ایجاد توازن میان اطلاعرسانی و حفظ آرامش جامعه است. این موضوع به معنای سانسور مشکلات یا نادیده گرفتن واقعیتها نیست.
مخاطب امروز به دنبال تصویری واقعی از شرایط است. بنابراین، امید زمانی اثرگذار خواهد بود که بر پایه واقعیت، ظرفیتهای موجود و اقدامات قابل مشاهده شکل گرفته باشد؛ نه اینکه با انکار مشکلات یا ارائه تصویر غیرواقعی از شرایط ساخته شود.
نبرد ادراکی محدود به فضای مجازی نمیشود. وضعیت بازار، دسترسی مردم به کالاهای ضروری، فعالیت مراکز درمانی، حملونقل، خدمات عمومی و حتی نحوه پاسخگویی مسئولان نیز بخشی از تصویری است که جامعه از شرایط کشور در ذهن خود میسازد.
به همین دلیل، رسانه باید علاوه بر پوشش تحولات نظامی و سیاسی، مسائل روزمره مردم را نیز دنبال کند. جامعهای که درباره نیازهای اساسی خود اطلاعات دقیق دریافت کند، کمتر در معرض شایعات و روایتهای اغراقآمیز قرار خواهد گرفت.
خبرنگار در شرایط بحرانی با یک انتخاب ساده روبهرو نیست. از یک طرف، مخاطب انتظار دارد در سریعترین زمان ممکن از اتفاقات مطلع شود و از طرف دیگر، کوچکترین خطای خبری میتواند پیامدهای گستردهای داشته باشد.
راهکار، کنار گذاشتن سرعت نیست؛ بلکه سرعت همراه با راستیآزمایی است. رسانهای که بتواند اطلاعات مهم را سریع اما دقیق منتشر کند، عملاً بخشی از فضای اطلاعرسانی را از شایعه و اخبار جعلی پس میگیرد.
رسانه نباید همیشه منتظر بماند تا دیگران روایت خود را بسازند و سپس به آن واکنش نشان دهد. در جنگ روایتها، تولید محتوای مستند، ارائه اطلاعات قابل بررسی و توضیح دقیق اتفاقات میتواند به رسانه امکان دهد روایت خود را به مخاطب ارائه کند.
این رویکرد به معنای تبلیغاتی شدن رسانه نیست. برعکس، هرچه اطلاعات دقیقتر، مستندتر و شفافتر ارائه شود، امکان اثرگذاری روایتهای جعلی کاهش پیدا میکند.
جنگ روایتها در نهایت جنگ بر سر اعتماد است. روایتهای مختلف تلاش میکنند مخاطب را قانع کنند که یک اتفاق را چگونه ببیند و درباره آن چه برداشتی داشته باشد.
در چنین فضایی، رسانهای موفقتر خواهد بود که به جای هیجانسازی، اطلاعات معتبر ارائه کند؛ به جای بزرگنمایی، واقعیت را توضیح دهد و به جای ایجاد اضطراب، امکان درک بهتر شرایط را برای مخاطب فراهم کند.
رسانه در عصر جنگهای شناختی دیگر تماشاگر میدان نیست؛ بخشی از میدان است. اما سلاح اصلی آن نه هیجان و شایعه، بلکه حقیقت، دقت، سرعت و اعتماد است.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ