کد خبر : 240022
تاریخ انتشار : سه شنبه ۱۳ آبان ۱۴۰۴ - ۲۱:۲۵

تهران؛ شهری برای زندگی یا نمایش سیاسی؟

تهران؛ شهری برای زندگی یا نمایش سیاسی؟
پروژه‌ی تبلیغاتی «تهران، شهر دوست‌داشتنی» همچنان روی بیلبوردهای پایتخت دیده می‌شود، اما تجربه‌ی روزمره‌ی شهروندان چیز دیگری می‌گوید.

تهران؛ شهری برای زندگی یا نمایش سیاسی؟

به گزارش اطلاع با ما ، تهران: پروژه‌ی تبلیغاتی «تهران، شهر دوست‌داشتنی» همچنان روی بیلبوردهای پایتخت دیده می‌شود، اما تجربه‌ی روزمره‌ی شهروندان چیز دیگری می‌گوید. از ترافیک و آلودگی هوا تا تبدیل تهران به ابژه‌ای سیاسی، پایتخت بیش از آنکه شهری برای زندگی باشد، صحنه‌ی رقابت قدرت شده است. پرسش اصلی این است: چطور شهری که شهروندانش را دوست ندارد، می‌تواند دوست‌داشتنی باشد؟

بیلبوردها می‌گویند دوست‌داشتنی، مردم می‌گویند خسته‌کننده

بیلبوردهای بزرگ با شعار «تهران، شهر دوست‌داشتنی» هر روز از نگاه میلیون‌ها رهگذر می‌گذرند؛ اما پرسش جدی‌تر این است که واقعاً چند نفر از ساکنان تهران، آن را «دوست‌داشتنی» می‌دانند؟ گفت‌وگو با تهرانی‌های متولد دهه‌های مختلف نشان می‌دهد رابطه‌ی مردم با شهرشان دوگانه است: از شلوغی و بی‌نظمی خسته‌اند، اما بیرون از تهران هم دلتنگش می‌شوند.

این وابستگی، سرمایه‌ی عاطفی مهمی است، اما نمی‌تواند کمبودهای شهر را پنهان کند؛ از ترافیک سنگین گرفته تا هوای آلوده‌ای که نفس را تنگ می‌کند.

پایتختی که از شهر بودن فاصله گرفت

تهران سال‌هاست که بیش از آنکه یک شهر باشد، یک موقعیت سیاسی است. از ماجرای محاکمه‌ی شهردار دهه ۷۰ در تلویزیون گرفته تا رقابت‌های سیاسی شورای شهر و شهرداری، پایتخت به صحنه‌ی آزمون سیاستمداران بدل شده است.

هر شهردار آمده تا پله‌ای برای رسیدن به پاستور بسازد. نتیجه چه شد؟ اتوبان‌های دوطبقه، پروژه‌های پرخرج، و بی‌اعتمادی عمومی. قالیباف و زاکانی، دو چهره‌ی شاخص این مسیر، هنوز در بهارستان و بهشت مانده‌اند، بی‌آنکه تهران «دوست‌داشتنی‌تر» شود.

شهری که قانون ندارد اما جریمه دارد

تهران سال‌هاست با طرح‌هایی زندگی می‌کند که هنوز مصوبه قانونی ندارند. طرح ترافیک و طرح آلودگی هوا هر دو «آزمایشیِ دائمی»‌اند. شهروندان برای ورود به محدوده‌ها جریمه می‌شوند، بی‌آنکه پشتوانه‌ی قانونی روشنی وجود داشته باشد.

نتیجه این سیاست‌ها، انفجار تعداد موتورسیکلت‌ها، ترافیک بی‌پایان و هوایی سنگین‌تر از همیشه است. پایتختی که قرار بود الگوی مدیریت شهری باشد، حالا خود به مسئله‌ای مدیریتی بدل شده است.

تهران؛ جایی برای کار بسیار و زندگی اندک

در تعطیلات رسمی، تهران ناگهان سبک می‌شود. خیابان‌ها نفس می‌کشند و شهر جان می‌گیرد، چون بیشتر مردمش رفته‌اند. از شمال تا حاشیه‌ها، تهرانی‌ها برای آرامش و زندگی واقعی به شهرهای دیگر پناه می‌برند.

در تهران، زندگی یعنی دویدن از صبح تا شب. خانه‌های اجاره‌ای گران، ساعات طولانی تردد، و فرصت اندک برای باهم‌بودن، از این شهر سکونتگاهی موقت ساخته است. نه پناهگاهی امن برای زندگی.

تهرانِ ثروتمند با چهره‌ی فقیر

نمای برج‌های شمال شهر و پروژه‌های میلیاردی، تصویری از پایتختی ثروتمند ارائه می‌دهد، اما در عمل خدمات شهری تهران در سطح شهرهای جهان‌سوم است.

سیستم حمل‌ونقل ناکارآمد، مسیرهای دوچرخه‌سواری محدود، نبود سرویس‌های حمل‌ونقل رایگان در اماکن پررفت‌وآمد و بی‌توجهی به سالمندان و معلولان، همه نشانه‌هایی از شهری است که برای شهروند طراحی نشده، بلکه برای نمایش ساخته شده است.

وقتی شهروند اهمیت ندارد، شعار دوست‌داشتنی بی‌معناست

در بسیاری از شهرهای بزرگ دنیا، از توکیو تا آمستردام، شهروند در مرکز سیاست‌گذاری شهری قرار دارد. در تهران اما، تبلیغات و سیاست بر زندگی روزمره اولویت دارد. بنرهایی که علیه توافقات جهانی یا در مدح مناسبت‌های خاص نصب می‌شوند، بیشتر از پیام‌های آموزشی یا فرهنگی‌اند.

شاید همین بی‌توجهی است که باعث می‌شود تهران نتواند واقعاً «دوست‌داشتنی» شود. شهری که شهروندانش را نمی‌بیند، چگونه می‌تواند به دل بنشیند؟

تهران اگر بخواهد واقعاً «شهر دوست‌داشتنی» باشد، باید از سیاست فاصله بگیرد و دوباره شهر شود؛ شهری برای انسان، نه برای قدرت. تا زمانی که مدیریت شهری شهروند را در اولویت نگذارد، هیچ بیلبوردی نمی‌تواند تصویر یک شهر دوست‌داشتنی را واقعی کند.

این گزارش بر پایه بررسی‌های تحریریه اطلاع باما و مرور داده‌های منتشرشده در رسانه‌های کشور تنظیم شده است.

کانال اطلاع باما در تلگرام

برچسب ها :تهران ، شهر

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.