به گزارش اطلاع با ما ، فائزه فداکار: با شدت گرفتن تنش ایران و اسرائیل، نگرانیها درباره تأثیر این بحران بر ثبات آسیای مرکزی افزایش یافته است. کارشناسان میگویند در صورت فروپاشی آتشبس، مسیرهای تجاری و موازنه ژئوپلیتیکی این منطقه حیاتی میتواند با چالشهای تازهای روبهرو شود.
در حالیکه آتشبس شکننده میان ایران و اسرائیل در آستانه فروپاشی است، آسیای مرکزی در آستانه تهدیدی تازه قرار گرفته است. این منطقه که طی سالهای اخیر با رویکردی متوازن میان تهران، تلآویو و قدرتهای جهانی حرکت کرده، اکنون بیم دارد که موج بیثباتی خاورمیانه به مرزهایش سرایت کند. به گفتهی کارشناسان، فروپاشی آرامش نسبی در خاورمیانه، میتواند کریدورهای حیاتی تجارت منطقهای را مختل و برنامههای اقتصادی کشورهای آسیای مرکزی را با ریسکهای تازه مواجه کند.
کشورهای آسیای مرکزی که همگی از جمهوریهای سابق شوروی هستند، در قبال هرگونه درگیری با محوریت ایران سیاستی بیطرف و محتاطانه در پیش گرفتهاند. ترکمنستان بهدلیل داشتن مرز مشترک با ایران، بیش از دیگران در معرض تهدید احتمالی قرار دارد. در عین حال، قزاقستان، ازبکستان، قرقیزستان و تاجیکستان نیز نگران تأثیرات اقتصادی و امنیتی یک بحران تازهاند. این کشورها تلاش میکنند روابط خود را با ایران، اسرائیل، روسیه، چین و غرب همزمان حفظ کنند تا توازن شکنندهای در مناسبات منطقهای باقی بماند.
ایران برای جمهوریهای آسیای مرکزی دروازهای به خلیج فارس و بازارهای جهانی است. بندرعباس و مسیرهای ترانزیتی ایران نقشی حیاتی در اتصال شمال به جنوب و شرق به غرب دارند. با وجود تحریمها، کشورهای منطقه ناگزیرند ایران را گذرگاهی استراتژیک ببینند که میتواند دسترسی آنان به دریا و تجارت جهانی را تضمین کند. از همین رو، بیثباتی در روابط تهران با سایر بازیگران، تهدیدی مستقیم برای توسعه اقتصادی آسیای مرکزی تلقی میشود.
نفوذ ایران در آسیای مرکزی بر پایهی میراث مشترک فرهنگی و زبانی، بهویژه در تاجیکستان، بنا شده است. اما تحلیلگران میگویند تفاوتهای ایدئولوژیک و سیاسی میان تهران و دولتهای سکولار منطقه، مانع نزدیکی بیشتر شده است. در دهههای گذشته، اختلاف بر سر فعالیتهای فرهنگی و مذهبی، روابط ایران با برخی کشورها مانند تاجیکستان و ازبکستان را موقتاً تیره کرد. با این حال، تلاشهای دو جانبه برای بازسازی این روابط همچنان ادامه دارد.
قزاقستان و ازبکستان از عملگراترین دولتهای منطقه در تعامل با ایران و اسرائیل هستند. قزاقستان از نوآوریهای اسرائیل در فناوری و کشاورزی بهره میبرد، اما همزمان کریدور شمال–جنوب با محوریت ایران را برای اقتصاد خود حیاتی میداند. کارشناسان روابط خارجی این کشورها تأکید میکنند که سیاست منطقه بر پایهی «همکاری متوازن با همه» است نه تقابل؛ یعنی در عین حفظ روابط اقتصادی با تهران، از درگیری مستقیم یا جانبداری سیاسی پرهیز میشود.
همهی کشورهای آسیای مرکزی با اسرائیل روابط دیپلماتیک دارند، اما برخلاف جمهوری آذربایجان، اجازه ندادهاند خاکشان به محلی برای درگیری نیابتی علیه ایران تبدیل شود. در سازمان ملل نیز بیشتر دولتهای منطقه، ضمن محکومکردن خشونت در خاورمیانه، تلاش کردهاند از موضعی میانه دفاع کنند تا روابط اقتصادیشان با هر دو طرف آسیب نبیند.
در سطح جامعه، نگاه مردم آسیای مرکزی به مناقشهی ایران و اسرائیل چندلایه و متنوع است. در تاجیکستان، بهدلیل قرابت فرهنگی و زبانی، تمایل عاطفی بیشتری نسبت به ایران دیده میشود؛ در مقابل، در قرقیزستان و قزاقستان، ملاحظات اقتصادی و ثبات داخلی در اولویت است. در مجموع، نگرش عمومی این کشورها بهجای همدلی یا خصومت ایدئولوژیک، بر واقعگرایی و حفظ منافع ملی استوار است.
در صورت بازگشت تنش نظامی میان ایران و اسرائیل، آسیای مرکزی با سه تهدید اصلی روبهرو خواهد شد: ۱. اختلال در مسیرهای ترانزیتی و انرژی ۲. بیثباتی ژئوپلیتیکی و فشار از سوی قدرتهای جهانی
کارشناسان معتقدند تداوم آتشبس و خویشتنداری دیپلماتیک تهران و تلآویو برای حفظ ثبات آسیای مرکزی حیاتی است. هرگونه درگیری تازه، میتواند بر سیاست بیطرفی این کشورها و مسیر رشد اقتصادیشان سایه بیفکند.
در شرایطی که تنش ایران و اسرائیل بار دیگر اوج گرفته، آسیای مرکزی خود را در موقعیتی حساس میبیند. منطقهای که میان شرق و غرب، اسلام و سکولاریسم، و سنت و مدرنیته در حال توازن است. آیندهی این توازن، بیش از هر چیز به پایداری روابط تهران و تلآویو بستگی دارد؛ روابطی که اگر از کنترل خارج شود، میتواند یکی از آرامترین مناطق جهان را به صحنهی بیثباتی تازهای بدل کند.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ