به گزارش اطلاع با ما ، ایران و اسرائیل: تحلیل اخیر یک رسانه عبری نشان میدهد افزایش سطح آمادهباش ایران و تشدید تهدیدهای لفظی اسرائیل، بیش از آنکه نشانه آمادگی برای جنگ باشد، محصول ترس متقابل از غافلگیری است. در نبود کانال ارتباطی مستقیم میان دو طرف، همین فضای ابهام میتواند به سوءمحاسبه و آغاز یک درگیری ناخواسته منجر شود؛ درگیریای که نه تهران و نه تلآویو الزاماً خواهان آن نیستند.
در ادبیات راهبردی، خطرناکترین وضعیت نه تصمیم آگاهانه برای جنگ، بلکه برداشت نادرست از نیت طرف مقابل است. گزارش اخیر منتشرشده در رسانههای عبری دقیقاً بر همین نقطه تمرکز دارد: شرایطی که در آن هر دو طرف تصور میکنند دیگری در آستانه حمله قرار دارد و برای پیشگیری از غافلگیری، دست به اقدام بازدارنده میزنند.
این اقدامات اگرچه در ظاهر با هدف جلوگیری از جنگ انجام میشود، اما در عمل میتواند همان جرقهای باشد که تنش را از کنترل خارج میکند.
برخلاف تصویری که گاه در تحلیلهای سطحی ترسیم میشود، ایران نه بهدنبال آغاز یک کارزار جدید است و نه تمایلی به بازگشت به شرایط پیشین دارد. تجربه درگیریهای گذشته به تهران آموخته است که غافلگیری، پرهزینهترین سناریو است.
از همین رو، افزایش سطح آمادهباش در آرایههای راهبردی ایران را میتوان بیش از آنکه مقدمه حمله دانست، پیامی بازدارنده برای طرف مقابل تلقی کرد؛ پیامی با این مضمون که هرگونه اقدام نظامی، بدون پاسخ نخواهد ماند.
در سوی دیگر، مواضع مقامات اسرائیلی درباره پرونده ایران، عمدتاً بر منطق «فشار مستمر» استوار است. این فشار، حتی اگر به قصد اقدام فوری نباشد، در تهران بهعنوان نشانهای از احتمال حمله تعبیر میشود.
همین برداشت، سطح احساس تهدید را افزایش میدهد و فضای تصمیمگیری را از منطق آرام بازدارندگی، به سمت واکنشهای پیشدستانه سوق میدهد؛ واکنشهایی که الزاماً از سر تمایل به جنگ نیست، بلکه از ترس حمله طرف مقابل ناشی میشود.
یکی از نکات کلیدی در این تحلیل، نبود یک کانال ارتباطی مستقیم و مؤثر میان ایران و اسرائیل است. در دوران جنگ سرد، وجود خطوط تماس اضطراری میان قدرتهای رقیب، مانع از آن میشد که هر تحرک نظامی بهسرعت به جنگ تمامعیار منجر شود.
در غیاب چنین سازوکاری، هر نشانه آمادگی نظامی میتواند بهاشتباه بهعنوان تصمیم قطعی برای حمله تفسیر شود؛ وضعیتی که احتمال خطای محاسباتی را بهشدت افزایش میدهد.
برآیند این تحلیل نشان میدهد که خطر اصلی نه در اراده آگاهانه برای درگیری، بلکه در فضای ابهام، فشار روانی و نبود ارتباط مستقیم نهفته است. هرچه این شرایط ادامهدارتر شود و لحن تهدیدها تشدید گردد، احتمال تصمیمگیری بر مبنای برآوردهای نادرست نیز افزایش مییابد.
در چنین فضایی، یک سوءمحاسبه میتواند مسیری را باز کند که بازگشت از آن برای هیچیک از طرفین ساده نخواهد بود.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ