به گزارش اطلاع با ما ، ایران و اسرائیل: تنش میان ایران و اسرائیل دوباره در حال اوجگیری است. از تحرکات نظامی و امنیتی تا فشارهای دیپلماتیک و عملیاتهای هدفمند، مجموعهای از نشانهها تصویر احتمال ورود منطقه به یک مرحله تازه از درگیری را تقویت کردهاند؛ مرحلهای که هم بازار انرژی و هم معادلات سیاسی واشنگتن را تحتتأثیر قرار میدهد.
آیا شمارش معکوس برای مرحله دوم تقابل ایران و اسرائیل آغاز شده است؟
تنش میان ایران و اسرائیل دوباره به نقطهای رسیده که بسیاری از تحلیلگران از آن با عنوان «آستانه یک مرحله تازه از رویارویی» یاد میکنند. مجموعهای از رخدادهای امنیتی، نظامی، اقتصادی و رسانهای طی هفتههای اخیر نشان میدهد طرفین در حال تغییر آرایش و سنجش زمان مناسب برای گسترش دایره درگیری هستند.
نوسانهای اخیر در بازار جهانی نفت و افزایش هزینههای ریسک در معاملات، بار دیگر این پیام را برجسته کرده که هرگونه تنش پایدار در خلیج فارس میتواند فشار سنگینی بر اقتصاد جهانی وارد کند. توقیف نفتکش «تالارا» توسط نیروهای ایرانی نیز پیامی مستقیم به واشنگتن و بازارها بود؛ هشداری درباره تأثیرپذیری قیمت نفت از هرگونه اختلال احتمالی در مسیرهای حیاتی انرژی.
در آمریکا نیز کارشناسان اقتصادی هشدار دادهاند که گسترش تنشها میتواند تورم داخلی را تحریک کرده و فضای سیاسی انتخابات را دگرگون کند؛ موضوعی که حساسیت کاخ سفید و شخص ترامپ را نسبت به تحولات منطقه افزایش میدهد.
پس از فروکش کردن درگیریهای غزه، سطح جدیدی از عملیاتهای اسرائیل علیه اهداف وابسته به محور مقاومت آغاز شده است؛ عملیاتهایی که از لبنان تا یمن امتداد یافته و تمرکز آن بر تضعیف شبکههای نظامی و حذف چهرههای کلیدی است.
در کنار این اقدامات، یک بسته بزرگ خرید مهمات و سامانههای هدایتشونده با ارزشی میلیاردی در دستور کار تلآویو قرار گرفته است؛ اقدامی که نشان میدهد اسرائیل در حال آمادهسازی زیرساختهای نظامی برای یک دوره جدید از تنش است.
فشار دیپلماتیک بر لبنان و عراق؛ تنظیم صحنه پیش از اقدام احتمالی
واشنگتن و تلآویو طی هفتههای اخیر فشارهای بیسابقهای بر دولت لبنان وارد کردهاند؛ از تهدید به گسترش حملات تا شمال لیطانی تا ضربالاجل ۶۰ روزه برای محدود کردن جریانهای مالی مرتبط با حزبالله. در عراق نیز هشدارهای مستقیم آمریکا درباره واکنش گروههای نزدیک به ایران، سطح تنش را بهشدت بالا برده و نشانهای از تلاش برای مدیریت همزمان چند جبهه است.
دیپلماسی غربی تلاش کرده با برجستهسازی موضوع بازرسیهای هستهای و ایجاد حساسیت درباره فعالیتهای جدید ایران، زمینهای برای فشار بینالمللی فراهم کند. طرح دوباره پرونده «اورانیوم ۶۰ درصد» و ابهامهای مطرحشده درباره آینده برنامه هستهای کشور، بخشی از این راهبرد است.
شبکه رسانهای نزدیک به لابی اسرائیل طی هفتههای اخیر بار دیگر مجموعهای از روایتهای امنیتی را برجسته کرده است؛ روایتهایی که هدف آن القای این تصور است که تهدید ایران همچنان فعال است و باید دوباره مهار شود. تأکید بر بازسازی توان حزبالله و اشاره به نقش چین در توسعه ظرفیتهای موشکی ایران در همین چارچوب دیده میشود.
بازگشت جنجال رسانهای حول پرونده جفری اپستین، نام ترامپ را در معرض یکی از سنگینترین فشارهای اخلاقی و سیاسی قرار داده است. برخی تحلیلگران معتقدند تشدید این فشارها میتواند به اهرمی تبدیل شود تا رئیسجمهور آمریکا در محاسبات خود نسبت به ایران، به گزینههایی تهاجمیتر نزدیک شود.
کاهش شدید ذخایر آب در چندین سد بزرگ کشور و تشدید تورم، فضای اجتماعی ایران را حساستر کرده است. ناظران خارجی این شرایط را عاملی میدانند که میتواند در سناریوهای بیثباتسازی مد نظر تلآویو مورد استفاده قرار گیرد؛ سناریویی که از «فشار نرم داخلی» بهعنوان مکمل یک اقدام نظامی احتمالی بهره میگیرد.
افزایش تحرکات نظامی اسرائیل، فشارهای دیپلماتیک آمریکا، تشدید جنگ اطلاعاتی، و تلاش برای مهار ظرفیتهای منطقهای ایران، همگی بخشی از یک الگو هستند. در مقابل، تهران نیز با تقویت توان دفاعی و بازدارندگی خود در حال تغییر معادلات است. همین فشار زمانی، اسرائیل را به سمت تصمیمات شتابزدهتر سوق میدهد و این فرضیه را تقویت میکند که مرحله تازهای از رویارویی در افق نزدیک قرار گرفته است.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ