به گزارش اطلاع با ما ، ایران و آژانس: با شروع نشست فصلی شورای حکام، فشارهای سیاسی علیه ایران وارد مرحله تازهای شده است. پایان قطعنامه ۲۲۳۱، حملات اخیر به برخی تأسیسات هستهای و محدودیتهای نظارتی متقابل، فضای جدیدی ایجاد کرده که شکاف میان تهران و آژانس را تشدید کرده است. غرب تلاش دارد چارچوب فشار تازهای طراحی کند و ایران هشدار داده در صورت تداوم فشار سیاسی، سطح همکاریهای خود را کاهش خواهد داد. نتیجه این روند، ورود بحران هستهای به دورهای مبهم و پرریسک است.
نشست فصلی شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی در شرایطی آغاز شده که ساختار حقوقی برجام عملاً از میان رفته و فضای نظارت بینالمللی بر برنامه هستهای ایران وارد مرحلهای تازه شده است. برای نخستینبار پس از حدود یک دهه، موضوع اجرای برجام در دستور کار رسمی شورا قرار ندارد؛ تغییری که نشانه پایان سازوکارهای گذشته و شروع تلاش غرب برای ایجاد چارچوبهای جدید نظارتی است. با پایان قطعنامه ۲۲۳۱، آژانس دیگر تکیهگاهی برای الزامآوری نظارتهای قبلی ندارد و کشورهای غربی در تلاشاند با تدوین دستورالعملهای تازه، بخشی از ساختار پیشین را بازسازی و به نوعی «فشار سازمانیافته» جدید شکل دهند.
رافائل گروسی در گزارش خود بر لزوم دسترسی بیشتر بازرسان تأکید کرد و گفت تعیین وضعیت مواد هستهای ایران پس از ماهها توقف بازرسی نیازمند «رسیدگی فوری» است. او یادآور شد که گرچه برخی بازرسیها از سر گرفته شده، اما برای بازگشت کامل روند راستیآزمایی، همکاری بیشتری لازم است. گروسی همچنین تأکید کرد که برخی تأسیسات آسیبدیدهاند اما بازرسیها همچنان ضروری است و فقدان دسترسی نمیتواند با استناد به حملات اخیر نادیده گرفته شود. او در عین حال تأکید کرد آژانس درخواست دهنده قطعنامه نیست و صرفاً از تصمیمات شورای حکام پیروی خواهد کرد.
اختلاف کنونی محدود به مسائل فنی نیست؛ بلکه بخشی از بازطراحی راهبردی غرب پس از پایان چارچوبهای برجام است. از نگاه آمریکا و اروپا، حملات نظامی خرداد ۲۰۲۵ و محدودیتهای ایران در دسترسیها باعث ایجاد خلأ اطلاعاتی شده است. به همین دلیل، تلاش دارند با قطعنامه جدید، تهران را به بازگرداندن دسترسیها وادار کنند و در مواقع لازم امکان ارجاع پرونده به سطوح بالاتر را فراهم سازند.
در مقابل، ایران این رویکرد را «فشار سیاسی» میداند و محدودیت دسترسیها را تصمیمی امنیتی در واکنش به حملات اخیر توصیف میکند. نتیجه این دو برداشت متضاد، ایجاد چرخهای از بیاعتمادی است که هر اقدام طرف مقابل را به عنوان تهدید برداشت میکند.
تصویب احتمالی قطعنامه، پیامدهایی فراتر از پرونده هستهای خواهد داشت. اسرائیل آن را نشانهای از مشروعیتیابی فشارهای بیشتر تلقی میکند و احتمال افزایش اقدامات محدود امنیتی تقویت میشود. در ایران نیز احتمال دارد برخی همکاریهای داوطلبانه کاهش یافته یا در چارچوب مقاومت، سطح فعالیتهای فنی افزایش یابد اما بدون عبور از خطوطی که اجماع جهانی ایجاد کند. این وضعیت یک «تعادل ناپایدار» میسازد؛ طرفها از درگیری مستقیم پرهیز میکنند ولی سطح تنش را بالا نگه میدارند.
تشدید اختلافات باعث شده آژانس که سالها تلاش داشت نهاد فنی باقی بماند، دوباره به مرکز تنش سیاسی بازگردد. ادامه این روند میتواند اعتماد بین ایران و آژانس را کاهش دهد و زمینه را برای فشارهای چندجانبه جدید فراهم کند؛ فشاری که بر اساس قواعد پسابرجام تعریف خواهد شد و نه ساختارهای گذشته.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ