به گزارش اطلاع با ما ، گزینههای پیشروی ایران: در مقابل اهتمامی که رسانههای غربی به موضوع دودستگی در آمریکا درخصوص پرونده هستهای ایران نشان میدهند، رسانههای منطقهای تحلیلهای خود را به گزینههای ایران برای پاسخ اختصاص دادهاند.
از دید این رسانهها، اسرائیل در حال فشارآوردن به واشنگتن برای موافقت با طرحهای حمله علیه ایران است.
ایران نیز در حال آمادگی برای مواجهه بوده و در صدد تولید سلاحهای پلاسما به جای بمب اتم برای بازدارندگی است.
براساس این تحلیلها، به جز مذاکره و درگیری، راهبردِ سوم ایران «خرید زمان» است که احتمالاً باتوجه به تعیین مدت زمان دوماهه از سوی رئیسجمهور آمریکا، این مورد کارآیی نداشته باشد.
اغلب رسانههای مسلط منطقه نوشتهاند که گزینه نظامی کنار گذاشته نشده و راههایی برای ایران در مقابله با «تهدید ترامپ» وجود دارد.
پس از نامه ترامپ، ویدئویی از سردار حاجیزاده، فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منتشر شد که در تلویزیون ایران درباره «ساخت سلاح راهبردی» صحبت میکرد.
سرلشکر بازنشسته حسین کنعانی مقدم، فرمانده سابق سپاه پاسداران، فاش کرد که منظور سردار حاجیزاده، «سلاحهای پلاسما» بوده است؛ سلاحی که برخلاف بمب هستهای، هدایتپذیر است و مردم بیگناه را در معرض کشتار جمعی قرار نمیدهد.
رسانههای عربی این موضوع را به عنوان استراتژیها و تلاشهای جدید ایران برای دفاع از خود پوشش دادهاند.
برخی رسانههای عربی به فاکتور «اسرائیل» در معادلات جاری اشاره کرده و نوشتهاند هرچند ایالات متحده در حال حاضر علاقهای به حمله نظامی به ایران ندارد، اما تلاشهای اسرائیل برای متقاعدکردن دولت آمریکا در این مورد هم موفق بوده است.
کارشناسان معتقدند که برای پذیرش حمله نظامی به ایران در آمریکا، باید سه فاکتور وجود داشته باشد:
اول، توسعه برنامه هستهای ایران به جایی برسد که تهران بتواند سلاح هستهای داشته باشد؛
سوم، آمریکا بتواند ائتلافی منطقهای و بینالمللی برای مقابله با ایران ایجاد کند.
عده دیگری از تحلیلگران و ناظران تحولات بینالملل معتقدند که ایران، راه سومی هم دارد. طبق این دیدگاه، صرفنظر از هر اولتیماتوم یا ضربالاجلی که از سوی آمریکا درنظر گرفته و تهران باید به آن پایبند باشد، ایران ۳ گزینه دارد:
اول، مذاکره؛ چنانچه نمایندگی ایران در سازمان ملل طی بیانیهای در پلتفرم ایکس، مذاکره ایران و واشنگتن بر سر برنامه هستهای را رد نکرد.
دوم، رویارویی؛ ارزیابی در اینجا این است که ایران تضعیف شده و کارتهای خود را در منطقه از دست داده است. بنابراین، بهترین زمان برای پایان دادن به برنامه هستهای و افزایش حمایت از نیروهای نیابتی است.
سوم، خرید زمان: استراتژی قبلی ایران برای خرید زمان و انتظار برای تغییر وضعیت در واشنگتن، یا آنچه آنها «صبر استراتژیک» نامیدند، نه از نظر استراتژیک و نه از لحاظ تاکتیکی، هیچ فایدهای نداشته است.
رئیس جمهور آمریکا خواهان مذاکرات علنی نیست و ضرب الاجل دو ماهه را همراه با تهدید تعیین کرده است. ترامپ ضمن وقت ندادن به تهران، توپ را در زمین رهبری انداخته است.
با این حال، اغلب رسانههای عربی عامدانه یا بدبینانه، امیدی به انعقاد توافق جدید بین تهران-واشنگتن ندارند و سایه جنگ را پررنگتر میبینند.
همانطور که تحلیلگر سعودی مینویسد «ایران در حال آمادهشدن برای جنگی قریب الوقوع است و گویی این بار باید مستقیماً از خاک خود دفاع کند».
براساس این دیدگاه، ارسال پیام از سوی ترامپ و تهدید تهران، شامل مانور و ارعاب زیادی است که هدف واقعی واشنگتن را مبهم میکند.
تحلیلگران منطقه از دو طیف موافق و مخالف مذاکرات اینگونه تعبیر میکنند که توافق را تعدادی از مقامات دولت و متحدان اروپایی و همچنین مسکو و پکن به تهران توصیه میکنند؛ در مقابل، اسرائیلی وجود دارد که خداخواسته در حال آماده شدن برای حمله به ایران است.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ