به گزارش اطلاع با ما ، فیلترینگ و سیاست داخلی: با فروکش تنشهای خارجی و توقف مذاکرات برجام، برخی تحلیلگران معتقدند که جریانهای تندرو برای حفظ حضور سیاسی و اجتماعی خود، دوباره موضوع «حجاب» را در صدر دستور کار قرار دادهاند. به باور احمد زیدآبادی، وقتی برنامهای برای بهبود معیشت و کاهش فشار روانی جامعه وجود ندارد، سیاستگذاران به سراغ تصمیمهای سلبی میروند تا افکار عمومی را منحرف کنند.
در هفتههای اخیر، احمد زیدآبادی در یادداشتی تلگرامی نوشت که با فروکش جنگ غزه، مرگ برجام و توقف مذاکرات ایران با اروپا و آمریکا، تنها موضوعی که برای تندروها باقی مانده، «بازگشت دوباره به مسئله حجاب» است. این جمله بازتاب گستردهای در فضای مجازی داشت و توجه بسیاری از کاربران را به سمت چرایی طرح دوباره بحث پوشش بانوان جلب کرد.
زیدآبادی تأکید دارد وقتی سیاستگذاران برنامهای برای بهبود وضعیت اقتصادی، رفع فیلترینگ یا کاهش فشارهای روانی جامعه ندارند، ناگزیر به سمت طرح موضوعات سلبی میروند تا فضای عمومی را تحت تأثیر قرار دهند. این تحلیل در واقع بازتابی از واقعیت سیاسی امروز ایران است؛ زمانی که پروندههای مهم خارجی و اقتصادی به بنبست رسیدهاند، موضوعاتی مانند حجاب و عفاف دوباره به ابزار سیاسی تبدیل میشوند.
تحولات منطقهای در ماههای اخیر نشان داده که جنگ غزه در مسیر کاهش تنش و توافقات نسبی پیش میرود. از سوی دیگر، مذاکرات برجامی نیز عملاً متوقف شده و گفتوگوهای غیرمستقیم ایران با غرب در «کمای عمیق» قرار دارد. در داخل کشور نیز وعدههایی مانند «رفع فیلترینگ» و «آزادی شبکههای اجتماعی» از دستور کار خارج شده است. در چنین شرایطی، نخبگان سیاسی برای حفظ حضور رسانهای خود، به سراغ موضوعاتی میروند که هم نمادین و هم قابل کنترل باشند.
* هویتی و نمادین: حجاب ابزار نمایش وفاداری به ارزشهای سنتی و مذهبی است. * ساده و رسانهای: نسبت به مسائل اقتصادی یا سیاست خارجی، طرح موضوع حجاب هزینه پایینتر و اثر روانی بالاتری دارد. * امکان بسیج اجتماعی: ایجاد دوقطبی میان موافقان و مخالفان حجاب، امکان جذب هواداران و انحراف توجه جامعه را فراهم میکند.
در واقع، وقتی برنامهای ایجابی برای بهبود شرایط اقتصادی و اجتماعی در دست نیست، سیاستگذاران به سراغ «برنامههای سلبی» میروند تا نوعی فعالیت و تحرک ظاهری نشان دهند.
تجربه چند سال اخیر نشان داده که تمرکز بر اجبار در پوشش زنان، بیش از آنکه به آرامش اجتماعی منجر شود، موجب تشدید تنش و فرسایش اعتماد عمومی میشود. در کنار پیامدهای روانی، چنین سیاستهایی باعث افزایش فاصله میان نسلها، کاهش مشارکت زنان در فضای اجتماعی و تضعیف گفتوگوی مدنی میشود. از نگاه اقتصادی نیز، تمرکز رسانهها و نهادها بر موضوع حجاب، توجه عمومی را از بحرانهای واقعی مانند تورم، مسکن و اشتغال دور میکند.
بخش قابل توجهی از تحلیلگران معتقدند طرح مجدد حجاب، جایگزینی برای نبود استراتژی در حوزه سیاست داخلی و خارجی است. در واقع، وقتی ابزارهای دیپلماسی و اقتصاد به بنبست میخورند، دولتها یا جریانهای تندرو به سیاستهای فرهنگی سختگیرانه رو میآورند تا نوعی قدرتنمایی اجتماعی نشان دهند. این رویه البته کوتاهمدت است و در بلندمدت میتواند شکاف دولت و جامعه را افزایش دهد.
کارشناسان تأکید دارند بهجای تمرکز بر رفتار شهروندان، سیاستگذاران باید برنامههایی واقعی برای کاهش فشار معیشتی و بهبود خدمات عمومی ارائه دهند.
* حمایت هدفمند از اقشار آسیبپذیر به جای تمرکز بر محدودیتهای فرهنگی * گفتوگوی ملی درباره مسائل اجتماعی با حضور جامعه مدنی و دانشگاهیان * شفافسازی تصمیمات اقتصادی و دیپلماتیک برای افزایش اعتماد عمومی
تحلیل زیدآبادی در واقع تذکری است به سیاستگذاران؛ اینکه تمرکز بر موضوعات نمادین مانند حجاب نمیتواند جای خالی سیاستهای واقعی را پر کند. بازگشت دوباره موضوع حجاب، نشانهای از رکود در عرصه سیاست داخلی و خارجی است. برای بازگرداندن آرامش و اعتماد عمومی، باید از مسیر گفتوگو، شفافیت و برنامههای ملموس اقتصادی پیش رفت.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ