به گزارش اطلاع با ما ، پزشکیان : مسعود پزشکیان با پذیرش واقعیت کاهش سرمایه اجتماعی و تغییر لحن در مواجهه با اعتراضات، مسیری متفاوت از دولتهای پیشین ترسیم کرده است. او معترضان را بخشی از مردم میداند، نه تهدیدی علیه کشور. این رویکرد، همزمان با پیشبرد اصلاحات اقتصادی پرهزینه، نشاندهنده تلاشی برای بازگرداندن مردممحوری به سیاست است؛ تلاشی که با مقاومت ذینفعان رانت و روایتهای تحقیرآمیز برخی رسانهها مواجه شده است.
مسعود پزشکیان در شرایطی به قدرت رسید که مشارکت پایین در انتخابات، نشانهای روشن از فرسایش سرمایه اجتماعی بود. او نهتنها این واقعیت را انکار نکرد، بلکه بارها به آن اذعان کرد؛ اذعانی که برخلاف روایتهای رسمی خوشبینانه، به جامعهای خسته و بیاعتماد اشاره داشت. همین درک واقعگرایانه، لحن و رفتار سیاسی او را از بسیاری از مسئولان متمایز کرده است.
در مواجهه با اعتراضات اخیر، پزشکیان مسیر آشنای «برچسبزنی» را انتخاب نکرد. نه معترضان را اغتشاشگر خواند و نه آنان را به دشمنان خارجی نسبت داد. از نگاه او، معترض همان شهروندی است که سالها بار تورم، تبعیض و ناکارآمدی را تحمل کرده و اکنون صدای نارضایتیاش شنیده میشود. این نگاه، اعتراض را نه یک بحران امنیتی، بلکه نشانهای از گسست اجتماعی میداند که نیازمند پاسخ سیاسی و اقتصادی است.
پزشکیان بر یک تمایز کلیدی تأکید دارد: نمیتوان رفتارهای افراطی یا نفوذی را به کل بدنه اعتراض تعمیم داد. تخریب و خشونت، محصول گروههایی است که از بیثباتی سود میبرند؛ چه بازیگران خارجی و چه ذینفعان داخلی که منافعشان در تداوم رانت و آشفتگی نهفته است. تعمیم این رفتارها به معترضان، عملاً صدای مطالبات واقعی را خفه میکند.
همزمان با این رویکرد اجتماعی، دولت پزشکیان اصلاحات اقتصادی حساسی را دنبال میکند. اصلاح شیوه تخصیص ارز ترجیحی و انتقال یارانه به مصرفکننده نهایی، اقدامی است که هرچند در کوتاهمدت نارضایتی ایجاد میکند، اما در بلندمدت میتواند مسیر رانت را مسدود کند. مخالفتهای شدید با این سیاست، بیش از آنکه از نگرانی برای معیشت مردم ناشی شود، ریشه در منافع تثبیتشده دارد.
در این میان، نقش رسانهها تعیینکننده است. بخشی از فضای رسانهای با کوچکنمایی اعتراضات، آمارسازی یا نسبتدادن برچسبهای تند، عملاً به حذف معنایی اعتراض روی آورده است. تجربه نشان داده این شیوه نهتنها اقناع ایجاد نمیکند، بلکه احساس تحریف و بیعدالتی را تشدید میکند و به انباشت خشم اجتماعی میانجامد.
مردممحوری تنها یک شعار نیست؛ بهمعنای شنیدن صداهای منتقد، پرهیز از تحقیر و پذیرش مسئولیت جمعی در شکلگیری وضعیت موجود است. معترضان امروز، نه علیه کشورند و نه علیه اصول بنیادین؛ آنان علیه فقر، تبعیض و انحراف از وعدهها ایستادهاند. نادیدهگرفتن این واقعیت، پرهزینهترین انتخاب ممکن است.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ