به گزارش اطلاع با ما تجربه جنگها نشان داده که دیپلماسی، همپای قدرت دفاعی، از ارکان اصلی تأمین منافع ملی است. در جنگ ۱۲ روزه اخیر نیز دیپلماتهای ایرانی فعالیت خود را متوقف نکردند و در کنار نیروهای نظامی ایفای نقش کردند. مقابله با جنگ ترکیبی، نیازمند راهبردهای ترکیبی است که دیپلماسی نیز بخشی حیاتی از آن محسوب میشود.
دیپلماسی در کنار توان دفاعی، نقش کلیدی در تأمین منافع ملی دارد. در مواجهه با جنگ ترکیبی، باید از مجموعهای از ابزارها از جمله دیپلماسی، رسانه و اقتصاد استفاده کرد.
در بسیاری از بحرانها و جنگهای منطقهای و بینالمللی، دیپلماسی بهعنوان یکی از ارکان اصلی تأمین منافع ملی، نقش انکارناپذیری ایفا کرده است. تجربه جنگهای بزرگ، از جمله جنگ ۸ ساله ایران و عراق، نشان میدهد که **پایان بسیاری از نبردها نه در میدان، بلکه بر سر میز مذاکره رقم خورده است**.
در **جنگ ۱۲ روزه اخیر** نیز دیپلماتهای ایرانی فعالیت خود را متوقف نکردند و در کنار نیروهای مسلح، برای صیانت از منافع ملی تلاش کردند. برخلاف تصور برخی، دیپلماسی در شرایط بحرانی، نه تنها متوقف نمیشود، بلکه نقشی حیاتی و مکمل برای اقدامات میدانی دارد.
در شرایطی که کشور با تهدیدات پیچیده روبروست، تضعیف جایگاه دیپلماسی یا بیثمر خواندن فعالیتهای دستگاه سیاست خارجی، در واقع **زخمیکردن یکی از ابزارهای مؤثر در دفاع از منافع ملی** است. سیاست خارجی، بازوی مکمل دفاعی و اقتصادی کشور محسوب میشود.
برای مقابله مؤثر با جنگ ترکیبی که ابزارهای مختلفی از اطلاعات، رسانه، اقتصاد و حتی روان را درگیر میکند، نیازمند **راهبردهای چندلایه و ترکیبی** هستیم. در این چارچوب، **توان دفاعی، دیپلماسی، تأمین معیشت، کنترل رسانه و ارتباط با افکار عمومی** باید به شکل هماهنگ عمل کنند.
در نهایت، **تأمین منافع ملی بدون استفاده همزمان از ابزارهای سخت و نرم امکانپذیر نیست**. دیپلماسی، همانقدر که در دوره صلح اهمیت دارد، در دوره بحران نیز کلیدی است. نادیده گرفتن آن، معادل پرواز با یک بال است؛ کاری دشوار و ناپایدار در میانه طوفانهای منطقهای و بینالمللی.
؟
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ