به گزارش اطلاع با ما ، اینترنت پرو: بیش از دو ماه از قطع اینترنت بینالملل در ایران میگذرد؛ محدودیتی که با توجیه «شرایط جنگی» اعمال شده، اما همزمان بستههای «اینترنت پرو» با قیمتهای گزاف به فروش میرسد. این تناقض آشکار، پرسشهای اساسی درباره تجاریسازی امنیت ایجاد کرده است. در این گزارش، از خسارتهای میلیاردی به کسبوکارها تا نابودی داراییهای دیجیتال شهروندان و پیامدهای بلندمدت بیکاری ساختاری را بررسی میکنیم.
اینترنت برای مردم محدود، دسترسی جهانی پولی / وقتی تهدید امنیتی قیمتگذاری میشود
بیش از دو ماه از قطع اینترنت بینالملل میگذرد. در حالی که مقامات این محدودیت را با «شرایط جنگی» توجیه میکنند، فروش بستههای اینترنت پرو با قابلیت خروج از فیلترینگ داخلی همچنان ادامه دارد. این دوگانگی، پرسشی جدی درباره منطق تصمیمگیری و اولویتهای امنیتی کشور ایجاد کرده است: یعنی تهدید امنیتی قیمتگذاری شده است؟
اگر دسترسی به شبکه جهانی واقعاً یک تهدید امنیتی محسوب میشود، چرا شهروندانی که توان پرداخت هزینه بیشتری دارند، مجاز به عبور از این محدودیت هستند؟ آیا در این ساختار، «امنیت» به کالایی لوکس تبدیل نشده که تنها اقلیت مرفه جامعه توان خرید آن را دارند؟ این تناقض، بیش از آنکه یادآور تدابیر جنگی باشد، نشان از تجاریسازی محدودیت دارد؛ محدودیتی که اکثریت را در محاصره نگه میدارد و روزنه خروج را فقط به قیمت گزاف میفروشد.
از نهم اسفند ۱۴۰۴ تا دوازدهم اردیبهشت ۱۴۰۵، اینترنت بینالملل در هالهای از ابهام قطع بوده است. این توقف طولانی، دیگر یک اختلال مقطعی نیست؛ بلکه به بحرانی ساختاری بدل شده که شبکه وسیعی از فعالیتهای اقتصادی، آموزشی و پژوهشی را فلج کرده است.
کسبوکارها در آستانه سقوط: فروشگاههای آنلاین، طراحان، مترجمان و تولیدکنندگان محتوا، بازارهای جهانی خود را از دست دادهاند. گردش مالی بسیاری از واحدها در برخی روزها به یکسوم معمول کاهش یافته و نیروهای پروژهای عملاً بیکار شدهاند.
آموزش و پژوهش روی هوا: دانشگاهها دسترسی به پایگاههای داده علمی ندارند. پایاننامهها و همکاریهای بینالمللی نیمهتمام رها شده و کیفیت آموزشی سقوط کرده است.
شاید تلخترین بُعد این ماجرا، نادیده گرفته شدن مفهوم «دارایی دیجیتال» است. برای میلیونها کاربر ایرانی، صفحه اینستاگرام، کانال تلگرامی یا وبسایت شخصی، حاصل سالها سرمایهگذاری، تولید محتوا و اعتمادسازی است. این صفحات، بخش مهمی از سرمایه کاری و معیشتی افراد محسوب میشود.
قطع اینترنت، عملاً نوعی «سلب مالکیت موقت» است: افراد نه به سرمایه خود دسترسی دارند و نه میتوانند از آن درآمدزایی کنند. این فقط یک اختلال فناورانه نیست؛ مختلکننده جریان زندگی حرفهای میلیونها انسان است.
ادامه این روند، پیامدهایی فراتر از ناراحتی روزمره خواهد داشت:
بیکاری ساختاری: اقتصاد سنتی ایران ظرفیت جذب میلیونها نفری که از بازار کار دیجیتال خارج میشوند را ندارد.
فرار مغزها: متخصصان حوزه فناوری که نقشی کلیدی در رقابت منطقهای دارند، مهاجرت خود را تشدید خواهند کرد.
از دست رفتن سرمایهگذاری: اعتماد عمومی به ثبات فضای دیجیتال از بین رفته و سرمایهگذاری داخلی و خارجی به صفر میرسد.
قطع اینترنت یک تصمیم فنی نیست؛ تعلیق بخش مهمی از «زندگی معاصر» است. آموزشی که بر بستر وب تعریف شده، اقتصادی که به تراکنشهای آنلاین وابسته است و هویتی که در فضای مجازی شکل گرفته، همگی در هالهای از ابهام و خسارت فرو رفتهاند.
ادامه این وضعیت، ایران را از قافله جهانی ارتباطات و اقتصاد دیجیتال عقب میاندازد، در حالی که سوال بیپاسخ «چرا تهدید امنیتی قیمتگذاری میشود؟» بر دیوار این بنای فرو ریخته باقی میماند.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ