به گزارش اطلاع با ما ، گسترش استفاده از فیلترشکن میان کودکان ایرانی، نگرانیها درباره امنیت و حریم خصوصی آنها را افزایش داده است. کارشناسان معتقدند مسئله فقط دسترسی به محتوای نامناسب نیست؛ بلکه کاهش اثربخشی ابزارهای نظارتی، افزایش احتمال مواجهه با کلاهبرداری و فیشینگ و ضعف سواد دیجیتال نیز از پیامدهای این وضعیت است.
گسترش استفاده از اینترنت در میان کودکان و نوجوانان ایرانی، فضای مجازی را به بخشی جداییناپذیر از زندگی روزمره آنها تبدیل کرده است. با این حال، شیوه دسترسی به اینترنت در ایران باعث شده بخشی از کودکان برای ورود به برخی سایتها و پلتفرمها به ابزارهای دور زدن محدودیتها متوسل شوند؛ موضوعی که نگرانیهایی درباره امنیت، حریم خصوصی و کیفیت آموزش دیجیتال آنها ایجاد کرده است.
بر اساس آمار مطرحشده از سوی کارشناسان حوزه کودک و رسانه، بیش از سهچهارم کودکان ۶ تا ۱۵ سال ایرانی از اینترنت استفاده میکنند و حدود یکچهارم کاربران این گروه سنی برای دسترسی به فضای آنلاین از فیلترشکن بهره میگیرند.
استفاده از VPN لزوماً به معنای جستوجوی محتوای نامناسب نیست. بسیاری از کودکان و نوجوانان ممکن است تنها برای دسترسی به پلتفرمهای آموزشی، سرگرمی، بازیهای آنلاین یا سرویسهای پرکاربرد از چنین ابزارهایی استفاده کنند.
با این حال، شیوه عرضه برخی فیلترشکنها میتواند کودکان را در معرض تبلیغات و لینکهایی قرار دهد که برای سن آنها مناسب نیست. تبلیغات محتوای بزرگسالان، صفحات جعلی، پیشنهادهای مالی فریبنده و لینکهای آلوده از جمله خطراتی هستند که ممکن است در مسیر استفاده از ابزارهای ناشناس ظاهر شوند.
در چنین شرایطی، مسئله اصلی فقط محتوایی نیست که کودک قصد مشاهده آن را دارد؛ بلکه محیطی است که در مسیر رسیدن به آن محتوا با آن مواجه میشود.
یکی از چالشهای مهم، تناقضی است که کودک در رفتار بزرگسالان مشاهده میکند. وقتی والدین، معلمان یا اطرافیان برای دسترسی به بخشی از اینترنت از ابزارهای دور زدن محدودیت استفاده میکنند، توضیح درباره ضرورت رعایت محدودیتهای اینترنتی برای کودک دشوارتر میشود.
کودک در این شرایط ممکن است به این برداشت برسد که هر محدودیتی راهی برای عبور دارد و استفاده از ابزارهای دور زدن، بخشی طبیعی از زندگی دیجیتال است.
این موضوع میتواند آموزش مفاهیمی مانند مدیریت زمان استفاده از اینترنت، انتخاب محتوای مناسب، حفظ حریم خصوصی و رعایت قوانین فضای مجازی را پیچیدهتر کند.
والدین برای محافظت از فرزندان خود تنها به آموزش و گفتوگو متکی نیستند و بسیاری از ابزارهای کنترل والدین نیز میتوانند در مدیریت دسترسی کودکان نقش داشته باشند.
اما استفاده از فیلترشکن میتواند بخشی از سازوکارهای نظارتی را با مشکل مواجه کند. در نتیجه، خانوادهای که تلاش میکند دسترسی کودک را مدیریت کند، ممکن است با شرایطی مواجه شود که کنترل فنی آن برایش دشوارتر از گذشته است.
از سوی دیگر، بسیاری از والدین دانش کافی برای استفاده مؤثر از ابزارهای کنترل والدین ندارند. بنابراین نگرانی درباره امنیت کودک، بدون داشتن دانش و ابزار مناسب، الزاماً به حفاظت واقعی منجر نمیشود.
حضور کودکان در فضای آنلاین با مجموعهای از تهدیدهای امنیتی همراه است. فیشینگ، کلاهبرداری اینترنتی، سرقت اطلاعات شخصی، سوءاستفاده از تصاویر و برقراری ارتباط با افراد ناشناس تنها بخشی از این خطرها هستند.
کودکی که آموزش کافی درباره حفظ اطلاعات شخصی، تشخیص لینکهای مشکوک و شناسایی رفتارهای فریبکارانه ندیده باشد، ممکن است بسیار راحتتر قربانی شود.
در این میان، ناشناسبودن برخی ابزارهای دسترسی نیز میتواند شناسایی و پیگیری بعضی سوءاستفادههای اینترنتی را دشوارتر کند.
کارشناسان معتقدند تمرکز صرف بر خود فیلترشکن، تصویر کاملی از مسئله ارائه نمیدهد. چالش بزرگتر، نبود یک الگوی روشن برای آموزش و مدیریت حضور کودکان در فضای دیجیتال است.
کودکان امروز باید یاد بگیرند چگونه در اینترنت جستوجو کنند، اطلاعات معتبر را از محتوای جعلی تشخیص دهند، از اطلاعات شخصی خود محافظت کنند و در برابر پیشنهادها و ارتباطات مشکوک واکنش درست نشان دهند.
اگر بخش قابل توجهی از تجربه دیجیتال آنها به عبور از محدودیتها و پیدا کردن راههای دسترسی اختصاص پیدا کند، فرصت آموزش این مهارتها کاهش خواهد یافت.
ایجاد یک محیط دیجیتال امن برای کودکان را نمیتوان تنها بر عهده خانواده گذاشت. خانواده، پلتفرمها و سیاستگذاران هر کدام بخشی از این مسئولیت را بر عهده دارند.
خانواده باید سواد دیجیتال کافی داشته باشد و به جای کنترل صرف، گفتوگو و آموزش را جدی بگیرد.
پلتفرمها نیز باید ابزارهای متناسب با سن، تنظیمات حریم خصوصی و امکانات کنترل والدین را در اختیار کاربران قرار دهند.
سیاستگذاری هم باید به سمت ایجاد دسترسی امن و متناسب با سن حرکت کند؛ بهگونهای که کودک برای استفاده از خدمات مورد نیاز خود مجبور به ورود به مسیرهای ناشناخته و پرخطر نباشد.
امنیت کودکان در فضای مجازی تنها با مسدود کردن محتوا یا افزایش محدودیتها تأمین نمیشود. کودک باید همزمان با دسترسی به اینترنت، مهارت استفاده ایمن از آن را نیز یاد بگیرد.
اگر سیاستگذاری، آموزش و ابزارهای فنی در کنار یکدیگر قرار نگیرند، ممکن است نسلی شکل بگیرد که استفاده از ابزارهای دور زدن محدودیتها را بهتر از مهارتهای پایه زندگی دیجیتال بداند.
در نهایت، هدف از سیاستگذاری اینترنت کودک باید ایجاد تعادل میان دسترسی، امنیت، حریم خصوصی و آموزش باشد؛ تعادلی که به جای حذف کودک از فضای آنلاین، او را برای حضور آگاهانه و ایمن در این فضا آماده کند.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ