به گزارش اطلاع با ما ، سیستان و بلوچستان: در برخی مناطق سیستان و بلوچستان، فقر غذایی به حدی شدید است که کودکان تنها با نان و نمک روزگار میگذرانند. سوءتغذیه، کوتاهی قد و شبکوری از پیامدهای آشکار این بحران خاموش است.
فقر غذایی در سیستان و بلوچستان؛ وقتی وعده نان و نمک تنها گزینه کودکان است
در سکوت رسانهای و بیتوجهی بسیاری از مسئولان، فقر غذایی در سیستان و بلوچستان به بحرانی عمیق تبدیل شده است. کودکانی که در سن رشد هستند، وعدهای جز نان خشک، نمک و سبزیهای خودرو ندارند. تصویری تلخ از ایران امروز که در آن، داشتن گوشت یا لبنیات تبدیل به یک آرزو شده است.
در روستاهای دورافتاده این استان، بسیاری از کودکان در طول روز فقط یک وعده غذایی دارند؛ آن هم نان با کمی نمک یا چای. برخی از آنها حتی نمیدانند طعم بستنی، آبمیوه یا خوراکیهایی مانند پفک و آبنبات چیست. دانشآموزان کوتاهقد، بیرمق و خسته در کلاسهای درس، گواه روشنی بر سوءتغذیه شدید هستند.
مطالعات میدانی و گزارشهای پزشکان محلی نشان میدهد که کمبود ویتامین A باعث شیوع بیماریهایی مانند شبکوری شده است؛ بیماریای که در دهههای گذشته تصور میشد ریشهکن شده باشد.
برنامههای تغذیهای که در دهههای گذشته در مدارس وجود داشت، امروز یا حذف شده یا بهشدت محدود شده است. در برخی مدارس نمونه دولتی، سرانه غذایی روزانه هر دانشآموز تنها ۱۰ هزار تومان است؛ رقمی که برای سه وعده غذایی، چای، نان و حتی یک میوه هم کافی نیست.
دانشآموزان خوابگاهی نیز با کاهش وعدههای غذایی مواجهاند؛ بهگونهای که برخی مدارس اقامت هفتگی را حذف کردهاند و کودکان باید مسیرهای طولانی را در هفته طی کنند، آنهم بدون تغذیه مناسب.
معلمان محلی میگویند بسیاری از دانشآموزان به دلیل گرسنگی، بیرمق هستند و از مدرسه گریزان. این موضوع به افزایش ترک تحصیل و در نهایت ازدواج زودهنگام دختران منجر شده است. خیریهها با راهاندازی طرحهایی مانند “صبحانه سالم”، سعی کردهاند جلوی این روند را بگیرند، اما بدون حمایت سیستماتیک دولتی، این تلاشها به تنهایی کافی نیست.
طبق آمارها، بیش از ۶۰ درصد خانوارهای شهری و ۸۰ درصد خانوارهای روستایی در سیستان و بلوچستان زیر خط فقر زندگی میکنند. حدود ۴۰ درصد جمعیت شهرهای زابل و چابهار حاشیهنشین هستند. نرخ سوءتغذیه کودکان زیر ۵ سال بین ۲۰ تا ۳۰ درصد برآورد شده و شدت فقر نسبت به سال ۱۳۷۹ سه برابر شده است.
بسیاری از مناطق روستایی استان حتی به امکانات ابتدایی مانند آب آشامیدنی سالم، برق یا خدمات بهداشتی دسترسی ندارند. بخشی از جمعیت نیز به دلیل نبود شناسنامه و هویت رسمی، از دریافت هرگونه یارانه یا کمک دولتی محروم ماندهاند. این افراد حتی کارت بانکی یا حساب بانکی ندارند.
در شرایطی که برخی مردم از روی انتخاب به گیاهخواری روی میآورند، بسیاری از خانوادههای فقیر مجبور به استفاده از سبزیهای صحرایی، گیاهان خودرو و حتی ریشه درختان برای سیر کردن شکم خود هستند. این نوع تغذیه دیگر انتخاب نیست؛ تنها راه بقاست.
اگرچه سیستان و بلوچستان در دل خود مردمی شریف، مقاوم و مهم در تأمین امنیت کشور دارد، اما فقر گسترده غذایی، آموزشی و زیرساختی در این استان، آینده این منطقه و کل کشور را تهدید میکند.
در کشوری که منابع طبیعی سرشاری دارد، این سطح از فقر برای کودکان و خانوادهها، فقط یک مشکل نیست؛ یک فاجعه انسانی است که نیاز به توجه فوری و سیاستگذاری جدی دارد.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ