به گزارش اطلاع با ما ، آمار داوطلبان کنکور در ۱۷ سال گذشته نشان میدهد انتخاب رشته در ایران به شکل محسوسی تغییر کرده است؛ تعداد داوطلبان ریاضی و فنی کاهش چشمگیری داشته، در حالی که گروه تجربی همچنان صدرنشین است. این تغییر فقط یک جابهجایی آماری نیست و میتواند بازتابی از نگرانی جوانان درباره آینده شغلی، درآمد، امنیت اقتصادی و جایگاه اجتماعی رشتههای دانشگاهی باشد.
آمار کنکور طی نزدیک به دو دهه گذشته، تصویری متفاوت از انتخابهای تحصیلی جوانان ایرانی ارائه میدهد؛ تصویری که در آن رشتههای مهندسی بخش قابل توجهی از جذابیت گذشته خود را از دست دادهاند، پزشکی همچنان یکی از محبوبترین انتخابهاست و علوم انسانی نیز برخلاف تصور عمومی، همچنان داوطلبان زیادی دارد.
در کنکور ۱۴۰۵ بیش از یک میلیون داوطلب برای رقابت در گروههای مختلف ثبتنام کردند. در این میان، گروه علوم تجربی با حدود ۴۵۱ هزار داوطلب همچنان در صدر قرار گرفت. اما بررسی روند ۱۷ ساله نشان میدهد اهمیت ماجرا فقط در تعداد داوطلبان امسال نیست؛ بلکه باید دید طی این سالها چه تغییری در اولویتهای نسل جدید اتفاق افتاده است.
یکی از چشمگیرترین تغییرات را میتوان در گروه ریاضی و فنی مشاهده کرد. در سال ۱۳۸۹ بیش از ۲۷۷ هزار نفر در این گروه شرکت کرده بودند؛ اما تعداد داوطلبان این گروه در سال ۱۴۰۵ به حدود ۱۲۵ هزار نفر رسیده است.
این کاهش را نمیتوان فقط با تغییرات جمعیتی توضیح داد. اگر کاهش جمعیت تنها عامل مؤثر بود، انتظار میرفت سایر گروههای اصلی نیز روندی مشابه داشته باشند. در حالی که سهم ریاضی از مجموع داوطلبان سه گروه اصلی نیز کاهش محسوسی پیدا کرده است.
این تغییر میتواند نشانهای از تغییر نگاه جامعه به آینده رشتههای مهندسی باشد. سالها تصور میشد ورود به رشتههای فنی و مهندسی یکی از مطمئنترین مسیرها برای رسیدن به موقعیت اقتصادی مناسب است، اما شرایط بازار کار و دشواری پیدا کردن شغل مرتبط با تحصیلات، این تصویر را برای نسل جدید تغییر داده است.
در نقطه مقابل، گروه تجربی همچنان بیشترین متقاضی را دارد. بخش مهمی از این جذابیت به تصویری بازمیگردد که جامعه از درآمد، اعتبار و امنیت شغلی پزشکی در ذهن خود ساخته است.
برای خانوادهای که آینده اقتصادی فرزندش را مبهم میبیند، رشتهای که تصور میشود امکان رسیدن به درآمد بالا و موقعیت اجتماعی مناسب را فراهم میکند، طبیعی است که جذابتر باشد.
به همین دلیل، رقابت برای ورود به رشتههای پزشکی تنها یک رقابت علمی نیست؛ در بسیاری از موارد، رقابتی برای رسیدن به تصویری از یک آینده باثباتتر است.
البته افزایش استقبال از پزشکی به معنای تضمین آینده برای همه داوطلبان این گروه نیست. افزایش ظرفیت برخی رشتههای پزشکی، تغییر شرایط بازار کار و احتمال اشباع در برخی تخصصها میتواند معادله را برای نسل جدید پیچیدهتر کند.
همزمان با افزایش تقاضا برای رشتههای پزشکی، نگرانیهایی نیز درباره ظرفیت آموزش و آینده شغلی فارغالتحصیلان مطرح شده است.
وقتی تعداد زیادی از داوطلبان صرفاً با تصور درآمد بالا وارد یک رشته میشوند، ممکن است میان انتظارات اولیه و واقعیت بازار کار فاصله ایجاد شود. به همین دلیل، افزایش تعداد صندلیهای دانشگاهی بهتنهایی نمیتواند تضمینکننده آینده شغلی دانشجویان باشد.
در واقع، پرسش اصلی این است که آیا اقتصاد کشور توان ایجاد فرصتهای شغلی متناسب با این حجم از تقاضا را دارد یا نه.
گروه علوم انسانی نیز در این میان مسیر متفاوتی را طی کرده است. تعداد داوطلبان این گروه در سالهای مختلف تغییر کرده، اما همچنان یکی از سه انتخاب اصلی کنکور محسوب میشود.
در سال ۱۳۸۹ حدود ۲۹۳ هزار نفر در گروه انسانی شرکت کرده بودند. این رقم در سال ۱۴۰۱ از ۴۱۲ هزار نفر عبور کرد و در کنکور ۱۴۰۵ نیز حدود ۳۳۷ هزار داوطلب در این گروه حضور داشتند.
این آمار نشان میدهد کاهش جذابیت مهندسی لزوماً به معنای حرکت همه داوطلبان به سمت پزشکی نیست. بخشی از نسل جدید مسیرهایی مانند حقوق، روانشناسی، مدیریت، حسابداری و سایر مشاغل خدماتی را برای آینده خود مناسبتر میبیند.
تحولات فناوری نیز میتواند در سالهای آینده این الگو را بیشتر تغییر دهد. ورود هوش مصنوعی به بازار کار، بسیاری از مشاغل سنتی را با دگرگونی روبهرو کرده و همزمان نیاز به مهارتهای تازه را افزایش داده است.
در چنین شرایطی، صرف داشتن مدرک دانشگاهی دیگر الزاماً به معنای داشتن آینده شغلی مطمئن نیست. توانایی حل مسئله، مهارتهای تخصصی، تجربه عملی و امکان سازگاری با فناوریهای جدید میتواند به اندازه رشته تحصیلی اهمیت پیدا کند.
از این منظر، انتخاب رشته برای نسل جدید بیش از گذشته به یک تصمیم اقتصادی تبدیل شده است؛ تصمیمی که در آن درآمد، مهاجرت، امنیت شغلی و امکان ورود سریعتر به بازار کار همگی نقش دارند.
مجموع داوطلبان سه گروه اصلی از حدود یک میلیون و ۷۸ هزار نفر در سال ۱۳۸۹ به حدود ۹۱۳ هزار نفر در سال ۱۴۰۵ رسیده است. بخشی از این کاهش را میتوان با تغییرات جمعیتی توضیح داد، اما تغییر سهم گروهها از یکدیگر، پیام مهمتری دارد.
جوانان امروز الزاماً همان رؤیایی را دنبال نمیکنند که نسلهای قبل داشتند. برای یک نسل، مهندس شدن نماد پیشرفت بود؛ برای نسل دیگری، پزشکی نشانه امنیت اقتصادی تلقی میشود و گروهی دیگر ترجیح میدهند به جای سالها تحصیل، زودتر وارد بازار کار شوند.
بنابراین آمار کنکور را میتوان چیزی فراتر از یک جدول آماری دانست. این اعداد، تا حدی نشان میدهند خانوادهها و جوانان ایرانی آینده را چگونه تصور میکنند.
اگر مهندسی در حال از دست دادن بخشی از طرفداران خود است و پزشکی همچنان متقاضیان زیادی دارد، پشت این تغییر فقط علاقه یا بیعلاقگی به یک رشته قرار ندارد؛ بلکه تصویری از اقتصاد، بازار کار و میزان اعتماد نسل جدید به آینده نیز در آن دیده میشود.
شاید مهمترین پیام کنکور ۱۷ سال گذشته همین باشد: رؤیاهای تحصیلی جوانان تغییر کردهاند، چون تصویری که آنها از آینده شغلی خود دارند نیز دیگر شبیه گذشته نیست.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ