به گزارش اطلاع با ما ، بازار خودرو: در حالی که قیمت خودرو در ایران بهطور مستمر افزایش مییابد، برخی فعالان صنعت معتقدند خودروهای داخلی همچنان از نمونههای جهانی ارزانترند. اما پرسش اصلی این است که این مقایسه بر چه مبنایی انجام میشود و آیا همترازی عددی قیمتها، بهتنهایی میتواند معیار منصفانهای برای داوری باشد؟
در ماههای اخیر، بازار خودرو با نوسانهای پرشتاب قیمتی و فاصله مزمن میان قیمت کارخانه و بازار آزاد روبهرو بوده است. در چنین فضایی، تکرار ادعای «ارزان بودن خودرو در ایران» از سوی برخی مسئولان صنعتی، بیش از آنکه آرامشبخش باشد، پرسشبرانگیز شده است؛ زیرا تجربه روزمره مصرفکننده ایرانی، روایت دیگری دارد.
قیمت خودرو، بدون تعیین چارچوب مقایسه، عددی گمراهکننده است. مقایسه یک خودروی داخلی با ارزانترین وسایل نقلیه شهری در جهان، تصویر دقیقی ارائه نمیدهد. برای داوری منصفانه، باید سراغ خودروهایی رفت که از نظر کلاس بدنه، توان موتور و کاربرد مصرفی، در یک سطح قرار دارند؛ یعنی هاچبکهای شهری با مشخصات فنی نزدیک.
بررسی بازار جهانی نشان میدهد خودروهایی با مشخصات فنی مشابه، معمولاً قیمتی بالاتر از ارقام مطرحشده برای خودروهای داخلی دارند. اما این اختلاف عددی، الزاماً به معنای «ارزان بودن» خودروی ایرانی نیست. بخش قابل توجهی از این فاصله، ناشی از تفاوت در سطح فناوری، استانداردهای ایمنی، کیفیت مونتاژ و دوام محصول است.
خودروهای همرده جهانی، علاوه بر مشخصات فنی، از امکانات ایمنی فعال و غیرفعال، استانداردهای آلایندگی بهروز و کیفیت ساخت بالاتری برخوردارند. این عوامل، سهم قابل توجهی در قیمت نهایی دارند؛ سهمی که در مقایسههای ساده عددی، اغلب نادیده گرفته میشود.
بازار خودرو در ایران، بازاری محدود، انحصاری و تحت سیاستگذاری سنگین است. قیمتگذاری دستوری، محدودیت واردات و شکاف میان عرضه و تقاضا، باعث شده قیمت کارخانه و بازار آزاد دو روایت کاملاً متفاوت ارائه دهند. در چنین بازاری، ادعای ارزانی خودرو بدون در نظر گرفتن قدرت خرید خانوار، تصویر ناقصی از واقعیت است.
حتی اگر قیمت اسمی خودروهای داخلی پایینتر از برخی نمونههای جهانی باشد، نسبت قیمت خودرو به درآمد خانوار ایرانی، داستان دیگری روایت میکند. در بسیاری از کشورها، خرید یک خودروی شهری نیازمند چند ماه درآمد است، اما در ایران به پروژهای چندساله تبدیل شده است. این نسبت، یکی از مهمترین شاخصهای سنجش واقعی «ارزان یا گران بودن» است.
در نهایت، مسئله اصلی نه دفاع یا رد مطلق صنعت خودرو، بلکه شیوه روایت واقعیت است. تمرکز صرف بر عدد قیمت، بدون توجه به کیفیت، ایمنی، دوام و قدرت خرید، به نتیجهای میرسد که با تجربه زیسته مصرفکننده همخوانی ندارد.
اگر خودرو واقعاً ارزان است، چرا برای بخش بزرگی از جامعه دستنیافتنی شده؟ این پرسش، بیش از هر آمار و مقایسهای، فاصله میان روایت رسمی و واقعیت بازار را آشکار میکند.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ