به گزارش اطلاع با ما ، دیپلماسی در مه: عابد اکبری، تحلیلگر روابط بینالمل: در هفتههای اخیر، واشنگتن ترکیبی متضاد از سیگنالها را به نمایش گذاشته است:از یکسو، لفاظیهای تند علیه برنامه هستهای ایران،
و از سوی دیگر، تشویق برخی دیپلماتهای پیشین به تداوم رایزنیها،
استفاده از کانالهای غیررسمی برای انتقال پیام و اظهارات مبهم مقامات ارشد که از وجود «فرصت» سخن میگویند، بیآنکه ماهیت آن را روشن کنند.🔸این پارادوکس رفتاری بخشی از همان راهبردی است که فارن افرز از آن با عنوان «ابهام راهبردی هدفمند» یاد میکند؛ راهبردی که نه بر شفافیت، بلکه بر کنترل فضا از طریق ایجاد فضای مه آلود دیپلماتیک استوار است.
در این الگو، کاخ سفید از انتشار هرگونه نقشه راه روشن خودداری میکند و به جای آن با دیپلماسی خزنده، تهدیدهای حسابشده و امتیازدهی گزینشی، صحنه را مدیریت میکند.
در چنین فضایی است که ناظران از اصطلاح «دیپلماسی در مه» سخن میگویند؛ فرآیندی که در آن نه موضع دقیقی اتخاذ می شود، نه هدف نهایی و نه حتی مسیر مشخص.
فقط یک چیز روشن است: رایزنیها ادامه دارند و ظاهرا تلاش میکنند بدون پرداخت هزینه علنی، سطح تنش را مهار کنند و همزمان برگهای بیشتری برای بازی در آینده حفظ نمایند.
این الگو که پیشتر نیز از جانب آمریکاییها آزموده شده بود حالا به نظر میرسد در قبال ایران بازطراحی شده است.
هیچ نقشه راه رسمی منتشر نمیشود، اما روند گفتوگوها ادامه دارد.
اکسیوس، به نقل از منابع نزدیک به کاخ سفید اعلام کرد که این گفتوگوها «سازنده» و «فراتر از انتظارات اولیه» بودهاند.
این در حالی است که ترامپ و تیم امنیت ملیاش در برابر خبرنگاران از هرگونه تأیید یا تکذیب رسمی خودداری کردهاند.
ظاهراً و براساس تحلیل اخبار منتشر شده در رسانههای غربی، در این گفتوگوها، طرف ایرانی خواستار آزادسازی بخشی از داراییهای بلوکهشده و لغو تحریمهای خاص مالی شده و در مقابل، آمریکاییها شرط توقف غنیسازی ۶۰ درصد و افزایش سطح بازرسی آژانس را مطرح کردهاند.
گزارش لوموند دیپلوماتیک نشان میدهد که این مذاکرات با دستورکار مرحلهای، اما بدون تعهدات سیاسی علنی پیش میروند؛ چیزی که احتمال توافقهای موقتی یا گامبهگام را افزایش میدهد.
توافق گامبهگام: شروع با اقدامات اعتمادساز محدود، ادامه با توافقات فنی هستهای، و پایان با بستهای منطقهای.
مدیریت بحران بدون توافق: حفظ مذاکرات برای جلوگیری از تنش، بدون عبور از خطوط قرمز علنی.
شوک ناگهانی: توقف ناگهانی مذاکرات یا اعلام یک توافق غیرمنتظره برای مدیریت افکار عمومی
در هر سه حالت، نقطه اشتراک تداوم «ابهام راهبردی» بهعنوان ابزار اصلی است. در چنین فضایی، هیچکس بهدرستی نمیداند مقصد نهایی چیست و طرف آمریکایی به عمد از شفافسازی خودداری میکند.
در چنین فضایی، دستگاه دیپلماسی ایران باید بیش از همیشه مراقب عملیات روانی و محاسبات غلط باشد.
هرگونه تحلیل خوشبینانه بدون شناخت دقیق از راهبرد طرف مقابل، میتواند هزینهساز باشد.
از سوی دیگر، فرصتسوزی و تأخیر در تصمیمگیری نیز ممکن است فضا را برای اعمال فشارهای یکجانبه و بهرهبرداری سیاسی در کاخ سفید هموار کند.
دولت ترامپ نشان داده که از دیپلماسی سکوت و رفتارهای پیشبینیناپذیر، بهعنوان ابزار قدرت استفاده میکند. اگر قرار باشد پاسخ سؤال «ترامپ واقعاً چه میخواهد؟» داده شود، این پاسخ شاید نه در پشت درهای بسته رم، بلکه در صحنهای غیرمنتظره، در یک توئیت یا یک بحران ساختگی آشکار شود.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ