به گزارش اطلاع با ما، صابر گل عنبری در بخشی از یادداشت خود نوشت: در ۱۹ آوریل، مذاکرات جدیدی بین نماینده ویژه آمریکا و وزیر امور خارجه ایران در رم آغاز شد. با برگزاری دور جدید مذاکرات در ۲۷ آوریل و گفتگوهای فنی میان کارشناسان از ۲۲ آوریل، احتمال پیشرفت مذاکرات افزایش یافته است.
کشورهای خلیج فارس، بهویژه عربستان سعودی، از این رویدادهای دیپلماتیک حمایت کرده و به دنبال بهبود روابط با ایران هستند. سفر اخیر وزیر دفاع عربستان به ایران نشاندهنده تمایل این کشور به مذاکره به جای تقابل نظامی است.
عربستان هنوز تحت تأثیر حملات موشکی ۲۰۱۹ به تأسیسات نفتیاش قرار دارد و نگرانیهایی درباره حمایتهای آمریکا وجود دارد. محمد بن سلمان به اهمیت روابط حسن همجواری با ایران جهت حفظ ثبات منطقهای پی برده و امید دارد تا با ایجاد روابط، فعالیتهای حوثیها را کنترل کند.
با آغاز جنگ در غزه از ۷ اکتبر، حوثیها به انجام حملاتی در دریای سرخ و خلیج عدن پرداختهاند که تجارت دریایی را تحت تأثیر قرار داده است. علیرغم حملات آمریکا به این گروه، نگرانکننده است که حوثیها به فعالیتهای خود ادامه میدهند.
مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی نگران دستیابی ایران به سلاح هستهای است و از تلاشهای دیپلماتیک حمایت میکند. با این حال، وضعیت مذاکرات و جزئیات توافق هنوز نامشخص است.
وزیر امور خارجه ایران در حال سفر به چین است تا از حمایت آن کشور برای حفظ برنامه هستهای استفاده کند. ایران به دنبال تقویت موضع خود در مذاکرات است.
خواستههای آمریکا در مذاکرات انعطافپذیر است. در حالیکه مقامات آمریکایی خواهان برچیدن برنامه هستهای ایران هستند، مذاکرهکننده اصلی رویکرد ملایمتری اتخاذ کرده است.
وزیر امور خارجه ایران اعلام کرده که آمریکا تنها به مسائل هستهای پرداخته است. عدم قطعیت در هر دو طرف وجود دارد که آیا توافقی مشابه توافق ۲۰۱۵ امکانپذیر است و آیا طرفداران توافق در ایران میتوانند بر چالشهای داخلی غلبه کنند.
انفجار امروز در بندر عباس در هنگامه حساس و مهمی یعنی در روز برگزاری دور سوم مذاکرات در مسقط رخ داده و به همین علت متعاقب وقوع انفجار نگاهها به سمت اسرائیل به عنوان مظنون اصلی حادثه رفته است که از این طریق میخواهد این مذاکرات را بر هم بزند و به شکست بکشاند.
هنوز با گذشت ساعتها از این واقعه، طبق معمول روایت دقیقی از علت آن و حجم خسارت اقتصادی منتشر نشده و دقیقا مشخص نیست که چه اتفاقی افتاده و علت حادثه چیست و چه بسا فعلا هم روشن نشود. از این رو، هنوز مشخص نیست که حادثهای طبیعی بوده که به صورت تصادفی در روز دور سوم مذاکرات رخ داده یا نه و اقدامی خرابکارانه است.
اما اگر فرضیه دوم را مبنا قرار دهیم، باید دید هدف چه بوده است؟ در این حالت هدف هر چه بوده باشد، به شکست کشاندن مذاکرات نبوده است. خود اسرائیل هم به خوبی میداند که چنین عملیاتی به فرض دست داشتن در آن موجب پایان دادن و به شکست کشاندن مذاکرات نمیشود.
بنابراین این فرضیه که اسرائیل با هدف شکست مذاکرات مسقط دست به این کار زده باشد، چندان موضوعیت پیدا نمیکند. واقعیت این است که این اقدام اگر خرابکارانه باشد و حتی عملیاتی غیر مستقیم فراتر از آن هم از جمله ترور و …. موجب تعطیلی مذکرات نمیشود؛ هر چند ممکن است در صورت تکرار به آن لطمه بزند. تنها اقدامی که این روند را به شکست و تعطیلی میکشاند و یا دستکم موجب تعلیق آن میشود، حمله آشکار و صریح اسرائیل به تاسیسات هستهای ایران است.
البته این بدان معنا نیست که فرضیه خرابکاری در حادثه انفجار در بندرعباس کلا منتفی است، بلکه در یک حالت دیگر این فرضیه همچنان پابرجاست و آن هم این که اگر واقعا خرابکاری باشد، میتواند کار موساد و با هماهنگی آمریکا باشد، اما چنان که گفته شد هدف تعطیلی مذاکرات نیست، چون اساسا چنین هدفی با این حادثه محقق نمیشود، بلکه هدف میتواند فشار عملی در خارج از میز مذاکرات برای گرفتن امتیازات بیشتر و دادن امتیازات کمتر در خود مذاکرات باشد.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ