به گزارش اطلاع با ما ، کالابرگ : بررسی قدرت خرید سه دهک پایین درآمدی پس از حذف ارز ترجیحی در دو مقطع متفاوت نشان میدهد میزان پوشش هزینه کالاهای اساسی تغییر کرده است. در سال ۱۴۰۱ یارانه نقدی ۴۰۰ هزار تومانی سهم بیشتری از سبد کالاهای مشمول ارز ترجیحی را پوشش میداد، در حالی که در سال ۱۴۰۴ مجموع یارانه نقدی و کالابرگ با وجود رقم اسمی بالاتر، درصد کمتری از هزینه همان سبد را تأمین میکند. این تفاوت عمدتاً ناشی از رشد سطح عمومی قیمتها و تغییرات نرخ ارز است.
پس از حذف ارز ترجیحی ۴۲۰۰ تومانی در دولت سیزدهم و حذف ارز ۲۸۵۰۰ تومانی در دولت چهاردهم، سیاست جبرانی دولتها به محور اصلی بحثهای اقتصادی تبدیل شد. در هر دو مقطع، هدف اعلامی حفظ قدرت خرید اقشار کمدرآمد بود؛ اما شاخصهای قیمتی تصویر پیچیدهتری ارائه میدهند.
در دولت سیزدهم به ریاست شهید ابراهیم رئیسی یارانه نقدی سه دهک پایین به ۴۰۰ هزار تومان افزایش یافت. در دولت چهاردهم به ریاست مسعود پزشکیان نیز با حذف ارز ۲۸۵۰۰ تومانی، کالابرگ یک میلیون تومانی در کنار یارانه نقدی پرداخت شد.
بررسی سبدی از کالاهای اساسی شامل برنج، گوشت، مرغ، تخممرغ، لبنیات و روغن نشان میدهد در سال ۱۴۰۱ یارانه نقدی ۴۰۰ هزار تومانی حدود ۵۸ درصد هزینه ۱۱ قلم کالای منتخب را پوشش میداد.
اما در دیماه ۱۴۰۴، با وجود پرداخت مجموع یک میلیون و ۴۰۰ هزار تومان (یارانه نقدی بهعلاوه کالابرگ)، این رقم تنها حدود ۴۴ درصد هزینه همان سبد را تأمین میکند. به بیان دیگر، رشد سطح عمومی قیمتها باعث شده افزایش اسمی پرداختیها الزاماً به افزایش قدرت خرید منجر نشود.
یکی از عوامل اصلی این تفاوت، تغییرات شدید قیمتی در فاصله این دو مقطع است. تورم انباشته و جهشهای ارزی سبب شده ارزش واقعی پرداختهای حمایتی کاهش یابد. حتی اگر مبلغ یارانه افزایش یافته باشد، سرعت رشد قیمت کالاهای اساسی بیشتر از رشد حمایت نقدی بوده است.
از منظر دلاری نیز، ارزش یارانه پرداختی در سال ۱۴۰۱ نسبت به مجموع حمایت فعلی، در مقایسه با نرخ ارز هر دوره، وضعیت بهتری داشته است؛ موضوعی که بر قدرت وارداتپذیری و ارزش واقعی پول اثر میگذارد.
یارانه نقدی اختیار هزینهکرد را به خانوار میدهد، در حالی که کالابرگ مصرف را به اقلام مشخص محدود میکند. در شرایط تورمی، انعطافپذیری نقدینگی میتواند برای برخی خانوارها مزیت باشد، اما کالابرگ نیز میتواند مانع از انحراف منابع از سبد کالاهای اساسی شود.
با این حال، شاخص نهایی سنجش، میزان پوشش واقعی هزینههای زندگی است؛ معیاری که نشان میدهد رقم اسمی پرداختی تنها بخشی از معادله است و متغیرهای کلان اقتصادی نقش تعیینکنندهتری دارند.
مقایسه دو سیاست حمایتی نشان میدهد قدرت خرید دهکهای پایین بیش از آنکه به نوع پرداخت وابسته باشد، به ثبات قیمتها و مهار تورم گره خورده است. در نبود کنترل پایدار تورم، هر نوع حمایت نقدی یا کالابرگی ممکن است در مدت کوتاهی اثر خود را از دست بدهد.
بنابراین پرسش اصلی نه صرفاً «یارانه یا کالابرگ»، بلکه «چگونه حفظ ارزش واقعی حمایتها در برابر تورم» است؛ مسئلهای که آینده سیاستهای رفاهی را تعیین خواهد کرد.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ