به گزارش اطلاع با ما ، موتورسواری : در حالیکه قانون هنوز در تعیین مرجع صدور گواهینامه برای زنان تعلل میکند، بسیاری از زنان ایرانی بیاعتنا به این خلأ قانونی، با موتورهایشان در خیابانها تردد میکنند. آنان نه در پی هیجان، بلکه در پی «زندگی معمولی»اند. جامعه پیشتر از قانون حرکت کرده و پلیس هم در برابر این واقعیت، سکوتی پرمعنا پیشه کرده است.
در خیابانهای شلوغ تهران و شهرهای بزرگ، حضور زنان موتورسوار دیگر صحنهای عجیب نیست. این تصویر تازه از زنان ایرانی، از دل جامعه برخاسته است نه از مصوبه و بخشنامه. زنان به جای انتظار برای تغییر قانون، خود تغییر را آغاز کردهاند. آنان موتورسواری را نه نماد اعتراض، بلکه راهی برای رهایی از ترافیک و حفظ کرامت در زندگی روزمره میدانند.
قانون صراحتاً موتورسواری زنان را ممنوع نکرده است؛ تنها مرجع صدور گواهینامه برای آنان مشخص نشده. همین خلأ ساده باعث شده سالها زنان از یک حق طبیعی محروم بمانند. در حالیکه پلیس در بسیاری موارد از برخورد مستقیم خودداری میکند، هنوز نام زنان در سیستم گواهینامه موتورسیکلت ثبت نمیشود. نتیجه آنکه اگر حادثهای رخ دهد، زنان موتورسوار با چالشهای حقوقی و بیمهای روبهرو میشوند.
ماجرای مینا اکبری، روزنامهنگاری که جریمهاش با عنوان «راکب نسوان» در رسانهها منتشر شد، نماد همین شکاف میان جامعه و قانون است. او و بسیاری از زنان دیگر با موتور نه برای اعتراض سیاسی، بلکه برای زندگی سادهتر حرکت میکنند. تجربه آنها نشان داده که رفتار عمومی با زنان موتورسوار عموماً مثبت و تشویقآمیز است؛ از تعارف در چراغ قرمز تا تحسین در خیابان.
از مینا تا سعیده و سحر، روایت همه یک پیام دارد: زنان منتظر اجازه نماندهاند. آنان با عمل خود به قانونگذاران یادآوری کردهاند که اگر قانونی با واقعیت زندگی در تضاد باشد، جامعه آن را دور میزند. زنان موتورسوار با رفتار آرام، منظم و بیحاشیه خود نشان دادهاند که تغییر اجتماعی، الزاماً نیازی به شعار ندارد؛ گاهی فقط کافی است سوار موتور شوی و راه بیفتی.
بسیاری از وکلا معتقدند موتورسواری زنان هیچ منع قانونی ندارد و تنها ضعف در تعیین مرجع اجرایی وجود دارد. به گفته کارشناسان، این تضاد میان «واقعیت اجتماعی» و «نظام تصمیمگیری»، شکافی است که مشروعیت قانون را کاهش میدهد. جامعه وقتی احساس کند دیده نمیشود، خودش دست به اجرا میزند؛ همانگونه که زنان، بدون تجمع یا اعتراض، با تداوم حضور در خیابان، قانون نانوشتهای برای خود ساختهاند.
امروز موتورسواری زنان دیگر یک استثناء نیست. این پدیده از شمال تا جنوب کشور در حال گسترش است و حتی زنانی با پوش مذهبی نیز از آن استفاده میکنند. پیام روشن است: زنان موتور سوار نمیخواهند پیشرو باشند؛ میخواهند عادی باشند. و این «عادی بودن» همان چیزی است که قانون هنوز نتوانسته به رسمیت بشناسد.
جامعه امروز ایران نشان داده که در بسیاری از حوزهها از قانون جلوتر است. زنان موتورسوار، نماد نسلی هستند که در برابر تبعیض، سکوت نمیکنند و منتظر مصوبه نمیمانند. شاید وقت آن رسیده قانونگذار هم به جای مقاومت، واقعیت جامعه را بپذیرد و مسیر قانونی را با خواست مردم هماهنگ کند.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ