به گزارش اطلاع با ما ، دو معیار متفاوت ترامپ در مذاکرات: ترامپ برای پایان جنگ اوکراین، پیشنهاد واگذاری بخشی از خاک این کشور به روسیه را داده تا مذاکرات آغاز شود.اما در مورد ایران، شرایطی سختگیرانه و غیرواقعبینانه مطرح کرده، از جمله برچیدن برنامه هستهای، نابودی توان دفاعی و پایان حمایت از محور مقاومت.
در ازای این خواستهها، تنها تضمینی که ارائه میدهد این است که “اسرائیل به ایران حمله نکند”! این دوگانگی نشان میدهد که سیاست ترامپ مبتنی بر قدرتنمایی و فشار حداکثری در برابر ایران، و در مقابل روسیه و اوکراین، مبتنی بر مذاکره و بدهبستان است.
در موضوع جنگ اوکراین، ترامپ به دنبال یک راهحل سیاسی از طریق مذاکره و امتیازدهی متقابل است. اما در قبال ایران، به جای مذاکره، شرطهای یکجانبه و سختگیرانهای تعیین میکند که به نوعی خواستههای اسرائیل را بازتاب میدهد.
برچیدن کامل برنامه هستهای نابودی توان دفاعی، از جمله موشکهای متعارف حذف برنامه فضایی و موشکهای قارهپیما
این شروط، نه تنها غیرقابل پذیرش، بلکه به معنی خلع سلاح کامل ایران است. هیچ کشوری با این میزان از فشار، وارد مذاکره نمیشود، بلکه به دنبال راههای جایگزین برای حفظ امنیت خود خواهد بود.
ترامپ در مورد اوکراین، سیاستی عملگرایانه اتخاذ کرده و خواهان مذاکره است. اما در مورد ایران، به جای مذاکره، تهدید و شروط تحقیرآمیز مطرح میکند.
این نشان میدهد که سیاست خارجی ترامپ بر اساس ملاحظات استراتژیک آمریکا نیست، بلکه بر اساس منافع متحدان خاصی مثل اسرائیل تنظیم میشود.
ترامپ برای روسیه و اوکراین، راهکار دیپلماتیک ارائه میدهد، اما برای ایران، خواستههایی مطرح میکند که به معنای تسلیم کامل است. این دوگانگی، نشاندهنده تأثیر لابیهای خاص بر سیاست آمریکا در قبال ایران است. سیاستهای غیرمنطقی و یکجانبه، نهتنها ایران را به مذاکره نمیکشاند، بلکه موجب تشدید تنشها در منطقه خواهد شد.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ