به گزارش اطلاع با ما ، تهران: شهرها زمانی «زیستپذیر» نامیده میشوند که زندگی در آنها آسان، امن و قابلپیشبینی باشد. شاخصهای جهانی کیفیت زندگی نیز دقیقاً همین مفهوم را اندازهگیری میکنند؛ از وضعیت مسکن و حملونقل گرفته تا آلودگی هوا، توزیع فرصتها، سلامت عمومی و حتی سرعت اینترنت. به همین دلیل برندهای معتبر سنجش شهری مانند آکسفورد اکونومیست هر سال صدها شهر جهان را از زاویه کیفیت زندگی، حکمرانی، محیطزیست، اقتصاد و سرمایه انسانی مقایسه میکنند. در ردهبندی سال ۲۰۲۵، تهران میان هزار شهر جهان در رتبه ۴۲۸ قرار گرفته است؛ اما سقوط واقعی در دو شاخصی رخ داده که مستقیماً به مدیریت شهری وابستهاند: کیفیت زندگی (رتبه ۴۴۹) و محیطزیست (رتبه ۹۰۴). این اعداد به روشنی نشان میدهند موتور کیفیت زندگی تهرانیها سالهاست دچار فرسودگی ساختاری شده است.
مطالعات اقتصادی و شهری – از گلیزر و برتو تا آنجل و استورپر – نشان میدهد ستون فقرات یک شهر سالم، مدل مالی پایدار است؛ مدلی که بر خدمات، مالیاتهای پایدار و اقتصاد شهری مولد تکیه دارد. اما تهران مسیر متفاوتی رفته: درآمد اصلی شهر نه از تولید، بلکه از فروش تراکم، تغییر کاربری، واگذاری داراییها و استقراض تأمین میشود. این نوع مدیریت مالی، به گفته کارشناسان «اقتصاد فروش شهر» است؛ اقتصادی که برای پرداخت هزینههای امروز، آینده شهر را میفروشد. به بیان سادهتر: تهران همانطور زندگی میشود که تأمین مالی میشود. وقتی منابع شهرداری از «فروش کالبد شهر» تأمین شود، پیامدهای آن مستقیماً در خیابانها، آلودگی، ترافیک، نابرابری فضایی و حتی سلامت مردم دیده میشود.
مدل مالی تهران، بر پایه «زمینمحوری ناسالم» ساخته شده است؛ جایی که بخش عمده درآمد شهرداری از زمین و تراکم تأمین میشود. وقتی چنین مدلی غالب شود:
مناطق کمدرآمد از سرمایهگذاری محروم میشوند. نتیجه؟ تولد تهرانِ چندسرعته؛ شهری که در آن شمال پیشرفت میکند و جنوب عقب میماند. خانوارهای کمدرآمد به حاشیه رانده میشوند، فاصلهها طولانیتر میشود و هر روز دو تا سه ساعت از زندگی شهروندان در ترافیک از دست میرود؛ ترافیکی که نه فقط اتلاف وقت، بلکه فرسایش روانی، خستگی و کاهش بهرهوری به همراه دارد.
وقتی زمین و ساختمان تبدیل به موتور اصلی درآمد شهر شود، خانه از کالایی برای زندگی به ابزاری برای حفظ ارزش پول، تولید رانت و کسب سود تبدیل میشود. این همان «مالیسازی مسکن» است؛ فرآیندی که در تهران قیمت مسکن را از درآمد مردم جدا کرد و آرامش روانی ناشی از داشتن یک خانه باثبات را به نگرانی دائمی تبدیل نمود. در بسیاری از محلات، واحدهایی ساخته میشود که هدفشان سکونت نیست، بلکه کسب سود و جبران کسری درآمد مالکان و مدیریت شهری است. اینجاست که کیفیت زندگی از درون فرو میریزد؛ زیرا شهری که با فروش تراکم اداره شود، دیر یا زود جایی خواهد بود که زندگیکردن در آن برای اکثریت دشوار و برای بسیاری ناممکن میشود.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ