به گزارش اطلاع با ما ، ترامپ: تحولات اخیر نشان میدهد اروپا بهتدریج در حال فاصله گرفتن از سیاستهای جنگطلبانه آمریکا در قبال ایران است. افزایش فشارهای اقتصادی و انرژی، همراه با مخالفت افکار عمومی، باعث شده رهبران اروپایی به سمت رویکردی محتاطانهتر حرکت کنند. این وضعیت میتواند موقعیت آمریکا، بهویژه در صورت بازگشت ترامپ، را در عرصه سیاست خارجی تضعیف کرده و آن را با نوعی انزوای استراتژیک مواجه کند.
نشانههای متعددی از تغییر رویکرد اروپا نسبت به بحران ایران دیده میشود. در حالی که در گذشته، بسیاری از کشورهای اروپایی در چارچوب اتحاد فراآتلانتیک از سیاستهای واشنگتن حمایت میکردند، اکنون نشانههایی از استقلال نسبی در تصمیمگیریها به چشم میخورد.
این تغییر بیش از هر چیز تحت تأثیر فشارهای داخلی است؛ افزایش قیمت انرژی، نگرانی از رکود اقتصادی و ترس از گسترش بیثباتی، دولتهای اروپایی را به سمت احتیاط سوق داده است.
یکی از مهمترین عوامل این چرخش، مخالفت گسترده افکار عمومی در اروپا با هرگونه درگیری نظامی جدید در خاورمیانه است. شهروندان اروپایی که همچنان پیامدهای بحرانهای قبلی را تجربه میکنند، تمایلی به ورود به یک تنش جدید ندارند.
این فشار اجتماعی، عملاً دست دولتها را برای همراهی کامل با سیاستهای آمریکا بسته و آنها را وادار به اتخاذ مواضع مستقلتر کرده است.
در چنین شرایطی، شکاف میان آمریکا و متحدان اروپاییاش بیش از گذشته نمایان شده است. اختلاف در نحوه مواجهه با ایران، به یکی از مهمترین نقاط اصطکاک در روابط دو سوی آتلانتیک تبدیل شده است.
این شکاف میتواند توان آمریکا برای شکلدهی به یک ائتلاف گسترده را کاهش دهد و قدرت مانور این کشور در عرصه بینالمللی را محدود کند.
برخلاف برخی پیشبینیها، تحولات میدانی به سمت یک نتیجه سریع و قاطع پیش نرفته و نشانههایی از یک بنبست فرسایشی دیده میشود. این وضعیت نهتنها هزینههای اقتصادی را افزایش داده، بلکه محاسبات سیاسی بازیگران مختلف را نیز تغییر داده است.
افزایش قیمت انرژی و اختلال در مسیرهای تجاری، بهویژه برای اقتصادهای اروپایی، به یک نگرانی جدی تبدیل شده است.
پیامدهای این بحران تنها به سیاست خارجی محدود نمانده و در داخل کشورهای اروپایی نیز تأثیرگذار بوده است. کاهش محبوبیت برخی رهبران، رشد جریانهای منتقد و افزایش نگرانیهای اقتصادی، فضای سیاسی این کشورها را پیچیدهتر کرده است.
در چنین فضایی، ادامه حمایت از سیاستهای پرهزینه خارجی میتواند برای دولتها هزینههای سیاسی قابل توجهی به همراه داشته باشد.
یکی از نکات قابل توجه در شرایط فعلی، کمرنگ شدن نقش اروپا در میانجیگری است. در حالی که در گذشته، کشورهای اروپایی نقش فعالی در کاهش تنشها ایفا میکردند، اکنون این جایگاه تا حد زیادی به سایر بازیگران واگذار شده است.
این مسئله نشان میدهد که اروپا بخشی از ظرفیت دیپلماتیک خود را در این پرونده از دست داده است.
مجموع این تحولات، سناریویی را ترسیم میکند که در آن آمریکا، بهویژه در صورت بازگشت ترامپ به قدرت، با چالش انزوای نسبی در سیاست خارجی مواجه شود.
نبود حمایت کامل اروپا، افزایش هزینههای اقتصادی و پیچیدهتر شدن معادلات منطقهای، میتواند توان تصمیمگیری و اثرگذاری واشنگتن را کاهش دهد.
به نظر میرسد تحولات اخیر، نشانهای از یک تغییر مهم در نظم روابط فراآتلانتیک باشد. اروپا دیگر مانند گذشته حاضر نیست بدون در نظر گرفتن منافع خود، در کنار آمریکا قرار گیرد. این تغییر میتواند پیامدهای بلندمدتی برای سیاست خارجی آمریکا داشته باشد و موقعیت آن را در بحرانهای بینالمللی با چالشهای جدیدی روبهرو کند.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ