به گزارش اطلاع با ما ، ایران: تحلیل تازه از دیدار دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو؛ آیا آمریکا به سمت جنگ با ایران میرود یا توافقی محدود در راه است؟ بررسی سناریوهای پیشرو و محاسبات پشتپرده.
دیدار اخیر میان دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو در شرایطی برگزار شد که همزمان نشانههایی از افزایش فشار نظامی آمریکا در منطقه و نیز پیامهای آشکار درباره ادامه مذاکرات هستهای با ایران منتشر شده است. همین همزمانی، این پرسش را تقویت کرده که واشنگتن بهدنبال جنگ است یا توافق؟
آنچه از مواضع علنی دو طرف برمیآید، نشان میدهد شکاف محسوسی در اولویتها وجود دارد؛ در حالی که نتانیاهو بر تشدید فشار و حتی حفظ گزینه نظامی تأکید دارد، ترامپ همچنان از «فرصت برای توافق» سخن میگوید.
افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه را میتوان از دو زاویه تحلیل کرد:
در چارچوب رویکرد موسوم به «صلح از طریق قدرت»، تقویت حضور نظامی لزوماً به معنای تصمیم قطعی برای جنگ نیست؛ بلکه میتواند اهرمی برای کسب امتیاز در مذاکرات باشد. تجربه سیاست خارجی ترامپ نشان داده که او از فشار حداکثری بهعنوان ابزار مذاکره استفاده میکند، نه الزاماً مقدمه ورود به یک جنگ پرهزینه.
نتانیاهو طی دهههای گذشته همواره ایران را تهدیدی فوری معرفی کرده و بر لزوم برخورد سخت تأکید داشته است. در مقابل، ترامپ با وجود لحن تند، همواره علاقهمند بوده دستاوردهای خود را در قالب «توافقهای تاریخی» معرفی کند.
از منظر سیاسی داخلی آمریکا، یک توافق—even اگر محدود باشد—میتواند برای ترامپ یک پیروزی تبلیغاتی تلقی شود؛ بهویژه اگر آن را متفاوت از رویکرد دولتهای پیشین مانند دولت باراک اوباما یا جو بایدن جلوه دهد.
راهبرد کلان آمریکا در سالهای اخیر تمرکز بر رقابت با پکن بوده است. ورود به یک جنگ وسیع در خاورمیانه میتواند منابع مالی و نظامی واشنگتن را درگیر کند.
بازار جهانی انرژی نسبت به هرگونه تنش در خلیج فارس حساس است. درگیری نظامی میتواند موج جدیدی از تورم جهانی ایجاد کند؛ مسئلهای که برای هر دولت آمریکایی ریسک سیاسی بالایی دارد.
هرگونه اقدام نظامی علیه ایران احتمال گسترش درگیری در چند جبهه را افزایش میدهد. این سناریو میتواند به یک بحران طولانی و پرهزینه تبدیل شود که پایان مشخصی ندارد.
یکی از سناریوهای محتمل، دستیابی به توافقی محدود و مرحلهای است؛ توافقی که شاید همه موضوعات اختلافی را پوشش ندهد، اما بتواند تنش را مدیریت کند و برای هر دو طرف دستاورد سیاسی ایجاد نماید.
چنین توافقی ممکن است شامل محدودیتهای فنی، سازوکارهای نظارتی یا ترتیبات اعتمادساز باشد؛ بدون آنکه به یک چارچوب جامع و بلندمدت تبدیل شود. در این سناریو، هر طرف میتواند روایت مطلوب خود را از «پیروزی» ارائه دهد.
با توجه به شرایط منطقهای، ملاحظات اقتصادی و اولویتهای سیاست خارجی آمریکا، به نظر میرسد در کوتاهمدت مسیر دیپلماسی—even اگر پرتنش و شکننده باشد—محتملتر از جنگ مستقیم است.
اما این به معنای حذف کامل ریسک نیست؛ فضای بیاعتمادی، تحرکات میدانی و رقابتهای داخلی در هر دو کشور میتواند معادله را پیچیده کند. آینده روابط تهران و واشنگتن بیش از هر چیز به نحوه مدیریت این «بازی قدرت» در هفتههای پیش رو وابسته خواهد بود.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ