به گزارش اطلاع با ما ، ایرانخودرو : در روزهایی که کمپین تحریم لبنیات در شبکههای اجتماعی ترند میشود و همزمان میلیونها نفر در قرعهکشی ایرانخودرو ثبتنام میکنند، این پرسش مطرح است که آیا مردم دچار تناقض شدهاند؟ این گزارش نشان میدهد این رفتارها نه متناقض، بلکه واکنشهایی عقلانی به بیثباتی اقتصادی و بیاعتمادی به آیندهاند.
در فاصلهای کوتاه، جامعه با دو رفتار بهظاهر متضاد روبهرو شد: فراگیر شدن کمپین نخریدن لبنیات و در سوی دیگر، صف میلیونی برای خرید خودرو از طریق قرعهکشی. در نگاه اول، یکی نشانه اعتراض و دیگری نماد مشارکت در بازار است؛ اما هر دو از یک نقطه مشترک تغذیه میشوند: تردید عمیق نسبت به آینده اقتصادی.
کمپینهای نخریدن، در اقتصادهای باثبات میتوانند ابزار فشار مصرفکننده باشند. اما در شرایطی که تورم مزمن، زنجیره تولید را از نهاده تا توزیع تحتفشار گذاشته، نخریدن یک کالا بیشتر به کنش نمادین شباهت دارد تا ابزار اصلاح قیمت. مسئله، قیمت یک محصول خاص نیست؛ مسئله کاهش مداوم قدرت خرید است.
در چنین فضایی، بسیاری از کمپینها کارکردی فراتر از تخلیه خشم جمعی پیدا نمیکنند. اعتراض بیان میشود، دیده میشود و بازنشر میگیرد، اما الزاماً به تغییر سیاست یا ساختار نمیانجامد. خشم، بهجای انباشت مؤثر، در کنشهای کوتاهمدت مصرف میشود.
در نقطه مقابل، صف دهمیلیونی ایرانخودرو را میتوان نوعی نظرسنجی اقتصادی دانست. صفی که نه از علاقه به خودرو، بلکه از بیاعتمادی به پول ملی و مسیرهای رسمی سرمایهگذاری خبر میدهد. خودرو، فارغ از کیفیت، به ابزاری برای حفظ ارزش دارایی تبدیل شده است.
بخش قابلتوجهی از این تقاضا نه مصرفی، بلکه سرمایهای است. معامله حوالهها و سود حاصل از اختلاف قیمت، نتیجه انتخاب اخلاقی مردم نیست؛ واکنشی است به اقتصادی که در آن نگه داشتن پول نقد به معنای زیان قطعی است.
در اقتصاد امروز، صف فقط ابزار توزیع کالا نیست؛ شیوه توزیع امید است. از بنزین و خودرو تا کالابرگ، ایستادن در صف به بخشی از زیست روزمره تبدیل شده؛ جایی که زمان مردم ارزانتر از پولشان است.
وقتی احتمال ناچیز برنده شدن در قرعهکشی، منطقیتر از نگه داشتن پول نقد به نظر میرسد، مسئله نه رفتار مردم، بلکه ساختار اقتصاد است. اینجا عقلانیت اقتصادی دفرمه شده و انتخابهای درست، ظاهری غیرمنطقی پیدا کردهاند.
همان فردی که لبنیات را تحریم میکند، ممکن است در صف خودرو بایستد؛ نه از سر دوگانگی اخلاقی، بلکه از سر ناچاری. او همزمان معترض است، نگران است و در جستوجوی راه بقاست.
با این حال، روایت غالب اغلب مردم را مقصر میداند؛ در حالی که این سرزنش، توجه را از سیاستگذاری و ساختار معیوب منحرف میکند. تجربههای مشابه در گذشته نشان داده که بدون تغییر قواعد بازی، چرخه اعتراض و صف تکرار خواهد شد.
تحریم لبنیات، صف ایرانخودرو، هجوم به طلا و ارز، نشانه بیماریاند نه علت آن. تا زمانی که مسئله در سطح رفتار مصرفکننده باقی بماند، این چرخه ادامه دارد. مردم عجیب نیستند؛ اقتصادی ساخته شده که در آن حتی منطقیترین انتخابها هم عجیب به نظر میرسند.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ