به گزارش اطلاع با ما ، شورای حکام: قطعنامه تازه شورای حکام علیه ایران، آغاز فاز جدیدی از فشارهای سهلایه سیاسی، امنیتی و اقتصادی است. این سند نهتنها زمینهسازی برای ارجاع احتمالی پرونده ایران به شورای امنیت به شمار میرود، بلکه با هدف شکلدهی به اجماع جهانی و تشدید فشار اقتصادی طراحی شده است. راهبرد اصلی غرب، نگهداشتن ایران در فضای عدم قطعیت و ناامنی اقتصادی است.
قطعنامه اخیر شورای حکام که با حمایت آمریکا و تروئیکای اروپایی به تصویب رسید، تنها یک اقدام نظارتی معمول نیست؛ بلکه مقدمه فصلی تازه از فشارهای هدفمند علیه ایران است. این قطعنامه با ادعای ضرورت دسترسی بازرسان به برخی سایتهای مورد حمله در جنگ ۱۲ روزه و پرسش درباره سرنوشت بخشی از مواد غنیشده، تلاش دارد فضای جدیدی از مطالبهگری سیاسی ایجاد کند؛ فضایی که تهران آن را رد کرده و بر تغییر ماهیت تعامل خود با آژانس تأکید دارد.
هرچند قطعنامه هنوز ایران را مستقیماً به شورای امنیت نمیبرد، اما مقدمهچینی آشکاری برای آن است. غرب با طرح مکرر ادعای «عدم همکاری»، میکوشد زمینهای مشروع برای اقدامات بعدی فراهم کند. یکی از اهداف کلیدی، اقناع افکار عمومی جهانی و ساختن یک روایت منسجم برای حرکت تدریجی به سمت تشدید فشارهاست؛ روایتی که در دستگاه دیپلماسی غرب بهعنوان پیشنیاز هر اقدام تنبیهی جدی تلقی میشود.
اروپا و آمریکا خوب میدانند که پس از تحولات اخیر منطقه، ایجاد اجماع تازه علیه تهران آسان نیست؛ بنابراین، از قطعنامه بهعنوان ابزار سیاسی برای ایجاد التهاب دائمی علیه ایران استفاده میکنند. این تنش کنترلشده میتواند بستری برای افزایش فشارهای امنیتی در منطقه و فعالسازی دستورکارهای اسرائیل در دوران پس از جنگ باشد؛ جایی که هر تنش سیاسی یک محرک امنیتی جدید تولید میکند.
ابعاد اقتصادی این قطعنامه کمتر آشکار است اما وزن اصلی آن همینجاست. تصویب چنین اسنادی بار روانی شدیدی بر اقتصاد ایران وارد میکند؛ از افزایش ریسک همکاری با تهران و تقویت موج خروج سرمایه گرفته تا التهاب بازار طلا و ارز. تحلیلگران غربی بارها تأکید کردهاند که فشار اقتصادی مستمر میتواند کارآمدترین مدل اعمال محدودیت بر ایران باشد؛ مدلی که هزینههای سیاسی، اقتصادی و امنیتی آن برای غرب بهمراتب کمتر از درگیری مستقیم است.
در پس این قطعنامه، یک راهبرد واحد دیده میشود: جلوگیری از بازگشت آرامش به اقتصاد ایران. غرب و اسرائیل میکوشند محیطی بسازند که هرگونه فعالیت اقتصادی، سرمایهگذاری یا همکاری بینالمللی با ایران در سایه تهدید و تردید قرار گیرد. آنها بر این باورند که ایران در شرایط «برزخ اقتصادی» آسیبپذیرتر خواهد بود و این وضعیت میتواند تکمیلکننده سایر فشارها باشد.
این پرسش کلیدی است. فضای پس از جنگ ۱۲ روزه، متغیرهای جدیدی را وارد معادله کرده و تضمینی وجود ندارد که راهبرد قدیمی فشار حداکثری بتواند همان نتایج گذشته را بازتولید کند. بازی بزرگتر همچنان در جریان است و باید دید آیا سناریوی غرب میتواند در میدان واقعی تحقق پیدا کند یا خیر.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ