به گزارش اطلاع با ما ، علیرضا تنکمان فرد: تحرکات اخیر اروپا در شورای حکام آژانس، بیش از آنکه فنی باشد، ادامه همان الگوی فشار سیاسی است که طی سالها به افزایش بیاعتمادی انجامیده. این رویکرد نه امنیت میسازد و نه همکاری پایدار؛ بلکه مارپیچ نااطمینانی را تشدید میکند و اعتبار نهادهای بینالمللی را فرسایش میدهد.
اقدام تازه سه کشور اروپایی برای پیشبرد یک قطعنامه جدید علیه ایران در شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی، نشانهای روشن از تداوم رویکردی است که سالهاست امتحان خود را پس داده است. این مسیر، بهجای حل مسائل، بیشتر به مدیریت سیاسی بحران میپردازد؛ مدیریتی که هدف آن نه کاهش تنش، بلکه حفظ فشار در قالبی فنینماست.
در چنین چارچوبی، آژانس بهجای آنکه صرفاً یک نهاد تخصصی باقی بماند، به ابزاری برای ارسال پیامهای سیاسی تبدیل میشود؛ امری که بهتدریج اعتماد بازیگران را فرسوده و کارآمدی سازوکارهای نظارتی را کاهش میدهد.
در منطق روابط بینالملل، دولتها معمولاً بهدنبال افزایش امنیت خود هستند، اما اگر اقداماتشان بدون درک نگرانیهای طرف مقابل انجام شود، نتیجه معکوس خواهد داشت. تحرکات اخیر اروپا دقیقاً در همین نقطه قرار میگیرد.
درخواستهای گسترده و شتابزده برای دسترسیهای فراتر از روال معمول، از نگاه ایران نه اقدامی فنی، بلکه بخشی از فشار سیاسی تلقی میشود. در چنین شرایطی، واکنش محدودکننده نه نشانه تقابل، بلکه پاسخی قابل پیشبینی به افزایش نااطمینانی است. این چرخه، همان مارپیچی است که هر گام آن بیاعتمادی را عمیقتر میکند.
ایران در سالهای گذشته هزینههای قابلتوجهی بابت افشای دادههای حساس پرداخته است؛ تجربههایی که باعث شده نگاه تهران به درخواستهای جدید، صرفاً خوشبینانه نباشد. وقتی فضای همکاری سیاسی میشود و تضمینهای لازم وجود ندارد، طبیعی است که سطح تعامل نیز با احتیاط بیشتری تنظیم شود.
این احتیاط، در محیط امنیتی پیچیده امروز منطقه، رفتاری است که بسیاری از کشورها در شرایط مشابه اتخاذ میکنند. فشار بدون درنظر گرفتن این واقعیتها، نهتنها مؤثر نیست، بلکه طرف مقابل را به بازنگری در اولویتهای امنیتی سوق میدهد.
یکی از انگیزههای پنهان رفتار اخیر اروپا، تلاش برای بازتعریف نقش خود در پرونده هستهای ایران است. پس از تجربههای ناموفق گذشته و کاهش توان اثرگذاری مستقل، برخی اقدامات بیشتر جنبه نمادین پیدا کردهاند؛ اقداماتی که هدفشان نمایش حضور است، نه تولید راهحل.
اما چنین کنشهایی، وقتی پشتوانه عملی نداشته باشند، میتوانند هزینهزا شوند و بهجای مدیریت بحران، به تشدید آن بینجامند.
در این شرایط، راهبرد منطقی برای ایران حفظ همکاری فنی در سطح ضروری و همزمان جلوگیری از تبدیلشدن نهادهای بینالمللی به ابزار فشار است. تفکیک میان «آژانس» و «سیاسیسازی آژانس» میتواند مانع از شکلگیری اجماعهای پرهزینه شود.
از سوی دیگر، اروپا نیز اگر بهدنبال امنیت پایدار است، باید بپذیرد که فشارهای تکراری نه اعتماد میسازد و نه بحران را حل میکند. مسیر پایدار، از درک حساسیتهای امنیتی و ایجاد توازن منافع میگذرد، نه از قطعنامههایی که فقط بیاعتمادی را بازتولید میکنند.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ