به گزارش اطلاع با ما ، افزایش احتمالی اعتبار کالابرگ قرار است بخشی از فشار تورمی بر خانوارها را کاهش دهد، اما رشد قیمت کالاهای اساسی باعث شده ارزش واقعی این حمایت کاهش پیدا کند. اگرچه اعتبار اسمی بیشتر میشود، خانوار برای تهیه همان سبد غذایی نسبت به سال گذشته هزینه بیشتری میپردازد. در کنار کاهش قدرت خرید، مشکلات شبکه پذیرندگان و تسویه با فروشندگان نیز به چالش دیگری برای اجرای طرح تبدیل شده است.
افزایش اعتبار کالابرگ قرار است بخشی از فشار هزینههای زندگی را برای خانوارها کاهش دهد، اما رشد سریع قیمت کالاهای اساسی باعث شده یک مسئله مهمتر از رقم اسمی یارانه مطرح شود: قدرت خرید واقعی این اعتبار چقدر باقی مانده است؟
اگرچه قرار است مبلغ کالابرگ افزایش پیدا کند، اما فاصله میان سرعت رشد اعتبار حمایتی و افزایش قیمت مواد غذایی همچنان قابل توجه است. به همین دلیل، ممکن است رقم کالابرگ روی کاغذ بزرگتر شود، اما سبد خرید خانوار به همان اندازه افزایش پیدا نکند.
کالابرگ با هدف حمایت مستقیم از قدرت خرید خانوار طراحی شد تا بخشی از هزینه خرید کالاهای ضروری از طریق اعتبار حمایتی پوشش داده شود.
در ابتدا، یک میلیون تومان اعتبار میتوانست سهم مشخصی از کالاهای اساسی مورد نیاز خانواده را تأمین کند. اما افزایش قیمت مواد غذایی در ماههای گذشته باعث شده همان مبلغ، کالاهای کمتری نسبت به گذشته خریداری کند.
اکنون بحث افزایش حدود ۲۳ تا ۲۵ درصدی اعتبار مطرح است؛ رقمی که در صورت اجرا، مبلغ یک میلیون تومان را به حدود یک میلیون و ۲۳۰ تا یک میلیون و ۲۵۰ هزار تومان میرساند.
اما سؤال مهم این است که آیا بازار هم به همین اندازه افزایش قیمت داشته است یا سرعت گرانی بیشتر بوده؟
مشکل اصلی کالابرگ در شرایط فعلی، تفاوت میان ارزش اسمی و ارزش واقعی آن است.
وقتی قیمت برنج، روغن، مرغ، تخممرغ، لبنیات، حبوبات و سایر اقلام غذایی افزایش پیدا میکند، افزایش محدود اعتبار نمیتواند الزاماً همان میزان کالا را برای خانوار حفظ کند.
به همین دلیل ممکن است یک خانواده امروز اعتبار بیشتری در اختیار داشته باشد، اما هنگام خرید متوجه شود که همان مبلغ نسبت به سال قبل بخش کوچکتری از نیازهایش را پوشش میدهد.
در واقع، مسئله فقط این نیست که «کالابرگ چقدر پرداخت میشود»؛ بلکه باید پرسید این اعتبار چه مقدار کالا میتواند خریداری کند؟
وقتی هزینه اقلام مختلف یک سبد غذایی افزایش پیدا میکند، خانوار ناچار به اولویتبندی میشود.
ممکن است یک خانواده برای خرید برنج، روغن و لبنیات مجبور شود مقدار خرید گوشت یا مرغ را کاهش دهد. خانوادهای دیگر ممکن است برای حفظ سهم مواد پروتئینی، از خرید برخی اقلام دیگر صرفنظر کند.
این تغییر رفتار نشان میدهد افزایش هزینهها فقط روی مبلغ پرداختی خانوار اثر نمیگذارد؛ بلکه ترکیب سبد غذایی را نیز تغییر میدهد.
در چنین شرایطی، کالابرگ میتواند بخشی از فشار را کاهش دهد، اما لزوماً نمیتواند قدرت خرید گذشته را به خانوار بازگرداند.
برای درک بهتر کاهش قدرت خرید، کافی است به یک سبد فرضی از کالاهای ضروری نگاه کنیم.
خانواری که بخواهد با اعتبار کالابرگ مجموعهای از برنج، روغن، حبوبات، لبنیات، تخممرغ، مرغ، ماکارونی و سایر اقلام پایه را تهیه کند، با افزایش قیمتها باید انتخابهای بیشتری انجام دهد.
اضافه شدن یک قلم گرانتر مانند گوشت قرمز میتواند بخش قابل توجهی از اعتبار را مصرف کند و در نتیجه خانواده مجبور شود مقدار خرید سایر اقلام را کاهش دهد.
بنابراین حتی اگر اعتبار به محدوده یک میلیون و ۲۵۰ هزار تومان برسد، این افزایش الزاماً به معنای بازگشت قدرت خرید یک میلیون تومان سال گذشته نیست.
افزایش اعتبار بدون توجه به شرایط بازار نمیتواند بهتنهایی مشکل قدرت خرید خانوار را برطرف کند.
اگر قیمت کالاهای اساسی با سرعتی بیشتر از اعتبار حمایتی افزایش پیدا کند، هر بار افزایش مبلغ کالابرگ تنها برای مدت محدودی اثر خود را نشان خواهد داد.
از سوی دیگر، حمایت مؤثر نیازمند آن است که منابع به شکل دقیقتری به خانوارهای آسیبپذیر برسد و سازوکار اجرای طرح نیز با کمترین اختلال همراه باشد.
اگر فروشندگان به دلیل مشکلات تسویه یا تأخیر در دریافت مطالبات، تمایل خود را برای پذیرش کالابرگ از دست بدهند، حتی افزایش اعتبار نیز نمیتواند اثر مورد انتظار را ایجاد کند.
به عبارت دیگر، برای موفقیت طرح فقط وجود اعتبار در حساب خانوار کافی نیست؛ باید کالا نیز موجود باشد و شبکه فروشندگان هم آمادگی پذیرش اعتبار را داشته باشد.
افزایش احتمالی اعتبار کالابرگ میتواند در کوتاهمدت بخشی از فشار هزینهای خانوادهها را کاهش دهد، اما اثر نهایی آن به رفتار قیمتها بستگی دارد.
اگر قیمت کالاهای اساسی همچنان سریعتر از اعتبار حمایتی رشد کند، فاصله میان هزینه واقعی سبد خانوار و میزان حمایت دولت دوباره افزایش خواهد یافت.
در چنین شرایطی، سیاست کالابرگ بیش از آنکه قدرت خرید خانوار را افزایش دهد، ممکن است تنها بخشی از سرعت کاهش آن را جبران کند.
ماجرا را میتوان در یک مقایسه ساده خلاصه کرد: اگر هزینه سبدی که سال گذشته با حدود یک میلیون تومان قابل تهیه بود، امروز به شکل محسوسی افزایش یافته باشد، افزایش ۲۵ درصدی اعتبار نمیتواند بهتنهایی همان قدرت خرید گذشته را بازگرداند.
در نتیجه، رقم اسمی کالابرگ افزایش پیدا میکند، اما ارزش واقعی آن همچنان به قیمت کالاها وابسته خواهد بود.
مسئله اصلی امروز دیگر فقط این نیست که کالابرگ چقدر پول دارد؛ مسئله این است که این اعتبار تا پایان خرید، چقدر از نیازهای واقعی یک خانواده را پوشش میدهد.
اگر فاصله میان رشد قیمت مواد غذایی و افزایش اعتبار حمایتی ادامه پیدا کند، ممکن است کالابرگ هر سال رقم بزرگتری داشته باشد، اما سهم آن از سفره خانوار کوچکتر شود
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ