کد خبر : 238377
تاریخ انتشار : یکشنبه ۴ آبان ۱۴۰۴ - ۸:۳۳

چرا فقر در ایران پایدار مانده؟ از تورم مزمن تا سیاست‌های حمایتی معکوس

چرا فقر در ایران پایدار مانده؟ از تورم مزمن تا سیاست‌های حمایتی معکوس
با وجود کاهش آماری فقر در گزارش‌های بین‌المللی، فقر در ایران همچنان ریشه‌دار و ساختاری است. تورم مزمن، نظام حمایتی ناکارآمد و وابستگی به درآمد نفت باعث شده‌اند هر شوک اقتصادی دوباره چرخه فقر را فعال کند و بخش بزرگی از جامعه را به زیر خط فقر بازگرداند.

چرا فقر در ایران پایدار مانده؟ از تورم مزمن تا سیاست‌های حمایتی معکوس

به گزارش اطلاع با ما به نقل از ایسنا، فقر در ایران: با وجود کاهش آماری فقر در گزارش‌های بین‌المللی، فقر در ایران همچنان ریشه‌دار و ساختاری است. تورم مزمن، نظام حمایتی ناکارآمد و وابستگی به درآمد نفت باعث شده‌اند هر شوک اقتصادی دوباره چرخه فقر را فعال کند و بخش بزرگی از جامعه را به زیر خط فقر بازگرداند.

چرخه‌ی ماندگار فقر در ایران

با نگاهی به داده‌های بانک جهانی، ایران در سال ۲۰۱۱ تنها ۲.۲۶ درصد جمعیت زیر خط فقر سه دلار داشت، اما در پی تحریم‌های ۲۰۱۸ این رقم تا دو برابر افزایش یافت و سپس دوباره کاهش پیدا کرد. این نوسان آماری در حالی رخ داده که بنیان‌های فقر در اقتصاد ایران همچنان پابرجاست؛ یعنی حتی وقتی شاخص‌ها بهبود می‌یابند، واقعیت معیشت مردم تغییری نمی‌کند.

شاخص‌های فقر از نگاه بانک جهانی

بانک جهانی سه معیار اصلی برای سنجش فقر دارد:

نرخ شیوع فقر، که درصد جمعیت زیر خط فقر را نشان می‌دهد.

شکاف فقر، که عمق فاصله فقرا از خط فقر را اندازه‌گیری می‌کند.

شدت فقر، که تمرکز فقر در میان فقیرترین اقشار را مشخص می‌کند.
براساس این شاخص‌ها، ایران پس از ۲۰۱۸ جهش چشمگیری در فقر تجربه کرد، اما از ۲۰۲۱ به بعد بهبود ظاهری در اعداد ثبت شد — هرچند نه به دلیل اصلاحات اقتصادی، بلکه به‌واسطه‌ی ثبات نسبی نرخ ارز و افزایش اسمی درآمدها.

فقر آماری در برابر فقر واقعی

کاهش عددی فقر به معنای بهبود معیشت نیست. در ایران، خط فقر رسمی بر مبنای سه دلار در روز تعریف می‌شود، در حالی‌که هزینه واقعی زندگی شهری چند برابر این رقم است. بسیاری از خانوارهای دهک میانی نیز در معرض سقوط به زیر خط فقر قرار دارند؛ وضعیتی که نشان می‌دهد فقر از حالت «مطلق» به «ساختاری» تغییر ماهیت داده است.

سیاست‌های حمایتی یا بازتولید فقر؟

نظام حمایتی کشور طی سال‌های اخیر بر پرداخت یارانه‌های نقدی و انرژی متمرکز بوده است. با این حال، نبود بانک اطلاعاتی دقیق باعث شده بخشی از دهک‌های پردرآمد از حمایت‌ها بهره‌مند شوند، در حالی که اقشار واقعاً فقیر گاه از قلم افتاده‌اند.
به‌علاوه، پرداخت یارانه‌های گسترده بدون پشتوانه تولیدی، خود به تورم دامن زده و اثر حمایتی را از بین برده است. نتیجه آنکه، سیاستی که باید فقر را کاهش دهد، عملاً موجب گسترش آن شده است.

ریشه‌های اقتصادی فقر

تورم مزمن با میانگین بیش از ۳۵ درصد در دهه گذشته، عامل اصلی افزایش فقر بوده است. رشد اقتصادی کشور نیز به‌شدت وابسته به درآمد نفتی است و نه به تولید پایدار. هر زمان درآمد نفتی کاهش یافته، فقر به‌سرعت افزایش یافته است. این وابستگی نشان می‌دهد فقر در ایران بیش از آنکه نتیجه کمبود منابع باشد، محصول ضعف در تخصیص آن‌هاست.

مسیر اصلاح؛ از حمایت نقدی تا توانمندسازی

کاهش واقعی فقر در ایران نیازمند دگرگونی در نظام حمایتی است. دولت باید:

خط فقر ملی را بر اساس واقعیت هزینه‌های خانوار بازتعریف کند.

یارانه‌ها را از پرداخت‌های فراگیر به سمت حمایت‌های هدفمند آموزشی، درمانی و اشتغالی ببرد.

پایگاه داده‌ای شفاف برای شناسایی دقیق دهک‌ها ایجاد کند.

سیاست‌های توسعه‌ای را با رشد بهره‌ور و سرمایه‌گذاری مولد پیوند دهد.

در نهایت، تا زمانی که سیاست‌های حمایتی بر پایه‌ی توانمندسازی اقتصادی و عدالت در تخصیص منابع استوار نشوند، فقر در ایران نه‌تنها کاهش نمی‌یابد، بلکه در هر بحران جدید، دوباره بازتولید خواهد شد.

این گزارش بر پایه بررسی‌های تحریریه اطلاع باما و مرور داده‌های منتشرشده در رسانه‌های کشور تنظیم شده است.

کانال اطلاع باما در تلگرام

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.