به گزارش اطلاع با ما اظهارات اخیر عزیزی فارسانی درباره احتمال اضافه شدن دهک هشتم به جمع فقرا، زنگ خطری جدی برای اقتصاد خانوار در ایران است؛ جایی که تورم مزمن، کاهش قدرت خرید و ضعف سیاستهای حمایتی، دهکهای میانی را به خط فقر نزدیک کرده است.
اظهارات عزیزی فارسانی درباره احتمال اضافه شدن دهک هشتم به جمع فقرا، بازتابدهنده نگرانی فزایندهای نسبت به تعمیق فقر در ایران است. این نگرانی تنها یک هشدار سیاسی یا آماری نیست، بلکه نشانهای از فشار مستمر هزینههای زندگی بر خانوارهایی است که تا همین چند سال قبل در محدوده طبقه متوسط قرار داشتند.
تورم مزمن، مهمترین عامل نزدیک شدن دهکهای میانی به خط فقر است. افزایش مداوم قیمت کالاهای ضروری، مسکن، آموزش و درمان، باعث شده فاصله میان درآمد و هزینه خانوارها به حداقل برسد. در چنین شرایطی، حتی یک شوک اقتصادی محدود میتواند بخش بزرگی از جمعیت را به زیر خط فقر سوق دهد.
نظام دهکبندی موجود، بهگفته بسیاری از کارشناسان، با واقعیت معیشتی خانوارها همخوانی کامل ندارد. خطا در شناسایی گروههای هدف و توزیع نامتوازن حمایتها، موجب شده برخی خانوارهای آسیبپذیر از چتر حمایتی خارج بمانند، در حالی که فشار اقتصادی بر آنها کمتر از دهکهای پایین نیست.
اگرچه آمارهای رسمی داخلی و بینالمللی، گاه تصویری محدودتر از گستره فقر ارائه میدهند، اما شواهد میدانی حکایت از افزایش جمعیت آسیبپذیر دارد. بسیاری از خانوارها شاید هنوز در تعریف آماری «فقیر» قرار نگیرند، اما عملاً در وضعیت ناپایدار و شکنندهای زندگی میکنند.
تداوم تورم، کاهش قدرت خرید و ضعف در سیاستهای حمایتی میتواند فقر را از یک مسئله محدود به دهکهای پایین، به بحرانی فراگیر تبدیل کند. هشداری که امروز درباره دهک هشتم مطرح میشود، بیش از آنکه پیشبینی باشد، نشانهای از مسیری است که اقتصاد معیشت خانوار در ایران در حال طی کردن آن است.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ