به گزارش اطلاع با ما با وجود گذشت ۱۴ سال از اجرای هدفمندی یارانهها، آمارها نشان میدهد این سیاست نتوانسته از افزایش فقر جلوگیری کند. نرخ فقر که پیش از خروج آمریکا از برجام کمتر از ۲۰ درصد بود، در سال ۱۴۰۲ به حدود ۳۰ درصد رسید. کارشناسان معتقدند پرداخت یارانههای فراگیر نهتنها مانع شکاف طبقاتی نشده بلکه با ایجاد کسری بودجه و تورم، فشار معیشتی بر خانوارها را تشدید کرده است.
هدفمندسازی یارانهها در سال ۱۳۸۹ با این هدف آغاز شد که از اقشار ضعیف در برابر تورم محافظت کند. اما فشار تورمی، تحریمهای اقتصادی و کسری بودجه باعث شد این سیاست به نتیجه مطلوب نرسد. دادهها نشان میدهد نرخ فقر که پیشتر کمتر از ۲۰ درصد بود، در سال ۱۴۰۲ به حدود ۳۰ درصد رسید.
پرداخت یارانه نقدی در ابتدا قدرت خرید خانوارها را تقویت کرد اما افزایش تورم، عملاً ارزش واقعی این کمکها را کاهش داد. از سوی دیگر، تخصیص گسترده یارانهها به همه گروههای اجتماعی باعث افزایش کسری بودجه شد و همین کسری دوباره به تورم دامن زد.
بر اساس لایحه بودجه ۱۴۰۴، اعتبارات حمایتی دولت به بیش از ۹۲۳ هزار میلیارد تومان رسیده که معادل ۱۷ درصد کل بودجه عمومی است. این حجم عظیم از منابع، اگر به شکل هدفمند مدیریت نشود، نه تنها مشکل فقر را حل نمیکند بلکه فشار مالی بر دولت و مردم را بیشتر خواهد کرد.
اخیراً یارانه حدود سه میلیون نفر حذف شده است. اگرچه دولت اعلام کرده منابع حاصل برای ارائه کالابرگ مصرف میشود، اما حذف یارانه برخی دهکهای پایین باعث نگرانی و بیاعتمادی عمومی شده است. این مسأله نشان میدهد هرگونه اصلاح در سیاستهای حمایتی باید همراه با شفافیت و اقناع افکار عمومی صورت گیرد.
اقتصاددانان پیشنهاد میکنند یارانهها تنها به اقشار ضعیف اختصاص یابد و بخشی از آن بهصورت غیرنقدی مانند کالابرگ یا خدمات اجتماعی پرداخت شود. چنین رویکردی میتواند از فقر چندبعدی جلوگیری کرده و مانع از اتلاف منابع گسترده در بودجه شود.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ