به گزارش اطلاع با ما، فیلم ترسناک : در سینمای جهان، ژانر وحشت از یک سرگرمی ساده فراتر رفته و به زبان هنری برای بیان اضطرابهای جمعی تبدیل شده است. اما چرا در ایران فیلم ترسناک ساخته نمیشود؟ پرسشی که پاسخش، تنها در سانسور و محدودیت خلاصه نمیشود. بلکه به نوعی ترس فرهنگی از پرداختن به «ترس» بازمیگردد.
از دیوها و اهریمنان شاهنامه گرفته تا خرافات بومی، ادبیات و افسانههای ایرانی سرشار از عناصر وحشت هستند. با این حال، هیچکدام از این گنجینههای تصویری، راهی به سینمای ما پیدا نکردهاند. دلیل چیست؟ چرا سینمای ما به سراغ ژانری نمیرود که در جهان، به ابزاری برای مواجهه با تاریکیهای درون انسان بدل شده است؟
سینمای ایران نهتنها از پرداختن به ترس واهمه دارد، بلکه با احساساتی مثل خشم، میل و جنون هم محتاطانه برخورد میکند. در فرهنگی که اضطرابها را به زبان نماد و تمثیل بیان میکند، ژانر وحشت نوعی تابوشکنی محسوب میشود.
سرمایهگذاران بهدنبال اطمینان هستند، نه ریسک. طبیعیست که فیلم ترسناک، با بازاری نامطمئن، در ایران شانسی نداشته باشد. اما مشکل فقط اقتصادی نیست؛ تخیل تصویری نیز در سینمای ایران به مرور رنگ باخته است.
از سینمای ژاپن و کره تا آثار آری آستر و جوردن پیل در آمریکا، همه نشان میدهند وحشت میتواند بومی، اندیشمند و جهانی باشد. آنها از ترس، ابزاری برای گفتوگو با جامعه و روان انسان ساختهاند.
نسل جدید تماشاگر ایرانی با ژانر وحشت آشناست. پلتفرمهای جهانی، ذائقهی مخاطب را تغییر دادهاند. آمار تماشای فیلمهای ترسناک خارجی در پلتفرمهای داخلی نیز این علاقه را تأیید میکند. مشکل، کمبود عرضه است، نه تقاضا.
سینمای وحشت میتوانست فرصتی برای تخلیه روان جمعی باشد؛ اما وقتی همهچیز باید «قابل پخش» باشد، دیگر جایی برای کابوس، تاریکی، یا تصویر هیولا باقی نمیماند.
شاید وقت آن رسیده که ترس را نه پنهان، بلکه بیان کنیم. چون هر جامعهای که بتواند ترسهایش را به تصویر بکشد، راهی برای شفای زخمهایش پیدا کرده است.
چرا در ایران فیلم ترسناک ساخته نمیشود؟ چون هنوز جرئت مواجهه با ناشناخته را پیدا نکردهایم. اما روزی که فیلمساز ایرانی از ترس، برای گفتوگو استفاده کند، نه برای تقلید، آن روز سینمای ما به بلوغ نزدیک شده است.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ