به گزارش اطلاع با ما ، نظام کیفری: با وجود اجرای گسترده احکام اعدام، آمار قتل، قاچاق و جرائم سنگین در ایران کاهش نیافته است. این مسئله، قدرت بازدارندگی اعدام را زیر سوال برده و ضرورت اصلاح قوانین کیفری را بیش از پیش آشکار میکند.
در ماههای اخیر، بار دیگر موضوع آمار اعدام در ایران به تیتر اصلی رسانههای بینالمللی تبدیل شده است. براساس گزارش کارشناسان سازمان ملل، تنها در ۹ ماه نخست سال جاری میلادی، بیش از ۱۰۰۰ نفر در ایران اعدام شدهاند؛ رقمی که نسبت به کل سال گذشته رشد قابلتوجهی داشته است.
فلسفه مجازات اعدام معمولاً بر پایه بازدارندگی بنا شده است. اما با افزایش سالانه آمار اعدامها، این پرسش مهم مطرح میشود که آیا این مجازات واقعاً از وقوع جرم پیشگیری کرده یا تنها به ابزاری برای پاسخ فوری و بدون درمان ریشهای مشکلات اجتماعی و اقتصادی تبدیل شده است؟
اعدام وقتی بازدارنده تلقی میشود که باعث کاهش جرائم مشمول این مجازات شود. اما در ایران، با وجود اجرای صدها حکم اعدام برای جرائمی مانند قتل، قاچاق مواد مخدر و اتهامات امنیتی، نهتنها آمار این جرائم کاهش نیافته، بلکه روندی صعودی نیز داشته است.
افزایش اعدامها، تنها به کاهش اعتبار بینالمللی ایران ختم نمیشود. در داخل کشور نیز، این احکام فشارهای روانی گستردهای بر خانوادهها، اطرافیان و حتی افکار عمومی وارد میکند. ترس، ناامنی و خشم حاصل از چنین سیاستهایی میتواند اعتماد عمومی به نظام قضایی را تضعیف کند.
در بسیاری از کشورها، مجازاتهای جایگزین برای اعدام از جمله حبس ابد بدون عفو یا حبس طولانیمدت به عنوان راهحلهای انسانیتر و مؤثرتر استفاده میشوند. با این حال، در ایران هنوز حرکت قابلتوجهی به سمت “اعدامزدایی” دیده نمیشود.
حتی در مواردی مانند قصاص که مبتنی بر احکام شرعی است، قرآن کریم راههایی چون عفو، دریافت دیه و گذشت با احسان را ترجیح داده است. بنابراین، راه اجتهاد و نوسازی فقهی در این حوزه نیز باز است؛ اما تفسیری سختگیرانه و ایستا، مانع بهرهگیری از ظرفیتهای نرمتر قرآن شده است.
در جوامع مدرن، قتل تنها یک دعوای شخصی بین اولیاء دم و قاتل تلقی نمیشود، بلکه موضوعی مربوط به امنیت عمومی و نظم اجتماعی است. بر همین اساس، بسیاری از کشورها قتل را در حوزۀ حقوق عمومی تعریف میکنند و مجازات آن را با توجه به مصالح جامعه تنظیم میکنند، نه صرفاً خواست خانواده مقتول.
واقعیت این است که برخی نهادها یا چهرههای سیاسی، گویی آمار بالای اعدام را بهعنوان نوعی قدرتنمایی تلقی میکنند. در حالیکه تجربه جهانی نشان میدهد کشورهای دارای نرخ پایین اعدام، در زمینه امنیت اجتماعی موفقتر عمل کردهاند. سؤال کلیدی اینجاست: چرا برخی هنوز اصرار دارند تعداد بیشتری را اعدام کنند، در حالی که نتایج آن نه به کاهش جرم، نه به بازدارندگی و نه به بهبود وجهه کشور کمکی نکرده است؟
آمار فزایندۀ اعدام در ایران نهتنها اثر بازدارنده نداشته بلکه به نمادی از ناکارآمدی سیاست کیفری تبدیل شده است. وقت آن رسیده که قانونگذاران و تصمیمگیران قضایی کشور، به جای تکرار رویهای بینتیجه، به سمت اصلاح ساختار مجازاتها حرکت کنند. حذف تدریجی اعدام از بسیاری از جرائم میتواند هم از نظر انسانی، هم از نظر اجتماعی و هم از منظر بینالمللی گامی بزرگ رو به جلو باشد.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ