به گزارش اطلاع با ما ، چالشها و راهکارهای تدوین بسته: علیرضا مجیدی در بخشی از یادداشت خود نوشت:با توجه به موارد هشتگانه ذیل، میتوان بسته سیاستی متناسب با مذاکرات ایران و آمریکا طراحی کرد.
۱- رهبری فربه؛ تقدم نسبی اراده کارگزار بر ساختار! ۲- بلندپروازیهای جاهطلبانه ۳- نیازمند به دستاوردهای ملموس، عینی و سریع ۴- نگاه به شدت منفی و «انکارگونه» نسبت به ایدههای مطرح شده در ادوار پیشین ۵- اولویتبخشی تمامعیار به ایالات متحده و نه بلوک تحت رهبری آن!
۱- طرح اهداف بسیار بلندپروازانه ۲- نقد جدی توافقات پیشین؛ با نگاهی ایدهآلگرایانه ۳- تعدد پروندههای مربوطه ۴- تلاش برای دستیابی فوری به «توافقات موقت» و البته «پیشرفت گام به گام» ۵- طرح اطلاعات پراکنده و بعضاً نقیض برای بر هم زدن تمرکز و حتی محاسبات طرف مقابل ۶- اعتماد به نفس بسیار بالا در سیاستگذاری و مذاکره از منظر استعلایی ۷- برنتابیدن هر نوع شکست و نیاز به مطرح کردن خود به عنوان طرف پیروز با ادبیات آوانگارد و حتی نازل
۱- هستهای شدن ایران (دست کم به مفهوم نظامی آن) ۲- امکان تهدید اسرائیل
۱- فشار حداکثری ▫- ارعاب ۳- شوراندن بدنه مردمی (اجتماعی) ایران و درگیر کردن تهران در داخل
۱- کاهش جدی سرمایه اجتماعی ۲- وضعیت بحرانی اقتصاد ملی بر اساس شاخصهای مختلف ۳- ابرچالشهایی که میتواند فضای عمومی را به سمت بحرانهای اجتماعی-امنیتی ببرد. {تورم، ناترازی و کمبود جدی در عرضه انرژی، بحران اجارهنشینی، تعدیل نیروی کار (بیکاران جدید) و بالاخره سقوط جمعیت قابل توجهی از طبقه متوسط به طبقه فقیر به عنوان موتور محرکه شورش!} ۴- فشار حداکثری و محدودیت جدی در انتقال ارز به کشور، تأمین اقلام اساسی و بازتاب آن در بازار مصرف داخلی ۵- بند غروب برجام؛ احتمال فعال شدن مکانیسم ماشه و… – در سایه تداوم تهدیدات امنیتی، تشدید فرآیند «نرخ منفی تشکیل سرمایه» (خروج سرمایه) همزمان با افزایش تقاضا در داخل برای تبدیل سرمایه به ارز و طلا که نتیجه قهری آن رکود تورمی توأم با افزایش شدید نرخ استهلاک است.
۱- تلاش در داخل برای بهبود وضعیت سرمایه اجتماعی ۲- ارائه بستههایی که باعث افزایش امید به آینده در داخل شود. ۳- دور ساختن سایه جنگ و رفع تهدید امنیتی از ایران و تقویت چشمانداز باثبات در این زمینه برای ایرانیان ۴- کاهش آسیبپذیری از «فشار حداکثری» ۵- ایجاد یا تقویت مزیتهایی که باعث شود طرف مقابل نیز به تعامل با ایران تمایل پیدا کند.
نگارنده تأکید بر توجه به سه ویژگی در مذاکرات دارد که عبارتند از:
۱- مذاکرات گام به گام؛ بدون آنکه نقطه پایانی آن مشخص شده باشد. ۲- مبنا قرار دادن توافقهای موقت (و نقطهای) به جای توافقهای جامع ۳- طراحی مذاکرات مطوّل و اصطلاحا تأخیری به هدف خرید زمان علاوه بر آن، باید چند نکته ضروری در طراحی بسته مذاکراتی مورد توجه قرار گیرد:
تقویت موقعیت ایران (تقویت حقیقی و نمایش قدرت) به موازات مذاکره با آمریکا
شریکسازی طرف مقابل در انتفاع توافقات به صورت زمانمند (توزیع شده و پیوسته در طول زمان به جای امتیازدهی عینی در ابتدای آن) اعطای فرصت به طرف مقابل برای آنکه در فضای داخلی و عمومی بتواند خود را پیروز نشان دهد!! در عین طراحی هوشمندانهای که ما نیز به اهداف خود نائل شویم.
ناظر به بند ۷.۵ چه مواردی باید به موازات مذاکره، در دستور کار دیگر نهادهای حاکمیتی قرار گیرد؟
۱- معادلات عراق و نمایش قدرت ایران در آنجا {در اینجا باید تأکید کرد عراق «نقطه ثقل شکلگیری نظم منطقه» طی یک سال آینده است.} ۲- سوریه: به جهت عدم استقرار کافی و تعدد بازیگران داخلی و خارجی، قطعا ثقل مهمی در دوره گذار کنونی است. ۳- ایجاد طرح مشترک عربی برای مقابله با «معامله قرن» و بلندپروازیهای خطرناک نتانیاهو ۴- مراقبت از جنگ یمن به نحوی که به «[باتلاق] جنگ بیسرانجام» برای آمریکا تبدیل شود.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ