به گزارش اطلاع با ما ، پاییز: از اوایل دهه ۸۰ روند بینظمی اقلیمی در ایران آغاز شد. گرمای بیسابقه پاییز و کاهش بارشها، نتیجه سالها مدیریت نادرست منابع آب و خاک است.
پاییز امسال دیگر بوی خنکی ندارد؛ بویی از بحران و هشدار در هوا پیچیده است. دماسنجها در بسیاری از شهرها عددهایی را ثبت میکنند که در نیمه تابستان هم نادر بود. این گرمای غیرطبیعی نشانهای است از بینظمی اقلیمی که ایران از دو دهه پیش در مسیر آن قرار گرفته است؛ بحرانی که امروز به نقطه قرمز رسیده است.
کارشناسان اقلیمشناسی میگویند نشانههای آشکار تغییر اقلیم در ایران از اوایل دهه ۱۳۸۰ پدیدار شد؛ همان زمانی که میانگین دمای کشور برای نخستینبار از میانگین جهانی فراتر رفت. خشکشدن تالابها، کاهش بارشها و پسروی سفرههای آب زیرزمینی هشدار میدادند که نظام طبیعی اقلیم ایران در حال فروپاشی است.
اما در عوضِ اصلاح سیاستها، مسیر توسعه به سمت سدسازیهای بیضابطه و انتقال آب بینحوضهای رفت؛ تصمیمهایی که به جای نجات، اقلیم کشور را بیمارتر کردند.
از دهه ۱۳۹۰ به بعد، بحران اقلیمی شتاب گرفت. نابودی پوشش گیاهی، آتشسوزیهای مکرر جنگلی و تغییر کاربری بیرویه زمینها، ضربهای سنگین به توازن حرارتی کشور زد. جنگلهای زاگرس، ریه غرب ایران، خشک شدند؛ در شمال، ساختوسازهای گسترده، مسیر باد و رطوبت را بست؛ و در جنوب، گردوغبار به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شد.
ایران عملاً وارد دوره بینظمی اقلیمی شد؛ فصلی که دیگر قابل پیشبینی نیست.
پاییز ۱۴۰۴ دومین پاییز گرم نیمقرن اخیر است. در بسیاری از شهرها دمای ۳۰ درجه در آبانماه دیگر خبر نیست، واقعیت است. این گرما، فقط گرمای هوا نیست؛ علامت فرسایش آب، خاک و منابع حیاتی است. کاهش بارش، خشکی سدها و کاهش رطوبت خاک یعنی کاهش تولید محصولات کشاورزی، گرانی مواد غذایی و افزایش مهاجرت اقلیمی.
روستاهایی که دیگر آبی ندارند، مردمش را به حاشیه شهرها روانه میکنند و این یعنی شکلگیری بحرانهای جدید اجتماعی و اقتصادی.
تغییرات جهانی اقلیم، تنها بخشی از ماجراست. سهم بزرگتر مربوط به سوءمدیریت داخلی و نبود سیاست اقلیمی پایدار است. پروژههای بزرگ بدون ارزیابی محیطزیستی، حفر هزاران چاه غیرمجاز، نابودی مراتع و بیتوجهی به انرژیهای پاک، همگی پازل بحرانی را کامل کردهاند که امروز نتیجهاش را میبینیم.
ایران در میان کشورهای منطقه، یکی از بالاترین میزان مصرف سوخت فسیلی و پایینترین سهم انرژی تجدیدپذیر را دارد؛ ترکیبی خطرناک برای آینده اقلیم.
دادههای سازمان هواشناسی و پژوهشهای داخلی نشان میدهد اگر روند فعلی ادامه یابد، تا سال ۱۴۱۵ میانگین دمای ایران حدود ۲ تا ۲/۵ درجه افزایش و میزان بارندگی سالانه تا ۲۰ درصد کاهش خواهد یافت. یعنی خشکی بیشتر، گردوغبار شدیدتر و پاییزهایی که هر سال بیش از پیش به تابستان شبیه میشوند.
پاییزی که دیگر خنک نیست، فقط مسئلهی آبوهوا نیست؛ بیسیاستی اقلیمی است. از دهه ۸۰ تا امروز، هر تصمیم نادرست در مدیریت منابع طبیعی، ما را یک گام به سمت فروپاشی زیستمحیطی نزدیکتر کرده است. تا زمانی که سیاست اقلیمی در اولویت برنامههای ملی قرار نگیرد، هر پاییز گرمتر، منابع آب کمتر و آینده ایران ناپایدارتر خواهد شد.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ