به گزارش اطلاع با ما ، پیادهرو: اجاره موزائیکهای پیادهرو در تهران به قیمت خانه رسیده است. گزارشی از اقتصاد پنهان دستفروشی، نقش تورم و بحران معیشت در تصرف معابر شهری.
تا همین چند سال پیش، پیادهرو فقط مسیری برای عبور بود؛ اما حالا در بعضی خیابانهای تهران، هر چند موزائیک ارزشی معادل اجاره یک خانه پیدا کرده است. فضاهایی که نه مالک رسمی دارند و نه قرارداد قانونی، اما با قیمتهایی معامله میشوند که از بسیاری از واحدهای مسکونی بالاتر است. این پدیده آرامآرام به بخشی از اقتصاد غیررسمی شهر تبدیل شده؛ اقتصادی که نه شفاف است و نه پاسخگو.
افزایش هزینههای زندگی و کاهش قدرت خرید باعث شده حتی داشتن شغل ثابت هم تضمینکننده معیشت نباشد. بسیاری از افراد، از کارگران و کارمندان گرفته تا بازنشستگان، به دنبال راهی برای جبران فاصله درآمد و هزینهاند. دستفروشی برای این گروهها سادهترین و در دسترسترین گزینه است؛ شغلی بدون نیاز به سرمایه سنگین، مجوز رسمی یا مهارت پیچیده.
در این میان، سهم تحصیلکردهها هم کم نیست. بخشی از طبقه متوسط که پیشتر زندگی باثباتی داشت، حالا به مشاغل موقتی و خیابانی روی آورده است. نتیجه، افزایش رقابت برای تصاحب فضاهای پرتردد شهری است.
در برخی خیابانها، جای بساط دستفروشی نه تصادفی است و نه رایگان. فضاها به شکل دقیق، بر اساس تعداد موزائیک یا متر، قیمتگذاری میشوند. رقمهایی که شنیده میشود گاهی از اجاره ماهانه یک واحد مسکونی هم بالاتر است و حتی مبلغی بهعنوان پیشپرداخت هم مطالبه میشود.
این معاملات، نه سند دارند و نه چارچوب مشخص؛ اما به شکل گسترده جریان دارند. نکته مبهم ماجرا اینجاست که همه این فضاها جلوی مغازهها نیستند و مشخص نیست چه کسانی عملاً کنترل این نقاط را در دست دارند.
دستفروشان معمولاً از افرادی پول پرداخت میکنند که هویت روشنی ندارند. نه تابلو دارند، نه نامونشان مشخص. با این حال، قدرتی دارند که میتوانند بساطها را جمع کنند یا اجازه ماندن بدهند. همین ابهام، شائبه وجود یک شبکه غیررسمی و سودآور را تقویت میکند؛ شبکهای که از نیاز اقتصادی مردم تغذیه میکند.
شهرداری از یکسو موظف به حفظ نظم شهری است و از سوی دیگر با واقعیتی روبهروست که حذفپذیر نیست. برخورد قهری، فقط به درگیریهای بیشتر منجر شده؛ درگیریهایی که نه مشکل دستفروشان را حل میکند و نه پیادهروها را آزاد نگه میدارد.
اقتصاد غیررسمی در شهر جریان دارد، اما هنوز جایگاه مشخصی در سیاستگذاری شهری ندارد. همین خلأ باعث شده پیادهروها به میدان مناقشهای دائمی میان معیشت و نظم تبدیل شوند.
مسأله فقط دستفروشی نیست. تهران از نظر زیرساخت، حملونقل، آب و فضاهای عمومی به مرز اشباع رسیده است. وقتی جمعیت و فعالیت اقتصادی فراتر از توان شهر میرود، اولین جایی که آسیب میبیند، فضاهای عمومی است؛ همان پیادهروهایی که حالا به کالایی قابل معامله تبدیل شدهاند.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ