به گزارش اطلاع با ما ، گسترش خریدهای اعتباری از کالاهای بادوام به اقلام روزمره و حتی مواد غذایی، نشانهای قابل تأمل از کاهش قدرت خرید خانوارهاست. وقتی درآمد امروز پاسخگوی هزینههای زندگی نیست، بخشی از درآمد ماههای آینده برای تأمین نیازهای فعلی مصرف میشود؛ روندی که میتواند فشار اقتصادی خانوارها را به آینده منتقل کند.
خرید اقساطی زمانی بیشتر با کالاهایی مانند خودرو، لوازم خانگی یا تجهیزات گرانقیمت شناخته میشد؛ کالاهایی که عمر مصرف طولانی دارند و پرداخت هزینه آنها در چند ماه یا چند سال قابل توجیه است.
اما حالا شکل این بازار تغییر کرده است. پیشنهادهای «الان بخر، بعداً پرداخت کن» برای کالاهای مصرفی روزانه نیز بیشتر دیده میشود. از خرید اینترنتی و پوشاک گرفته تا مواد غذایی و کالاهای سوپرمارکتی، اعتبار به بخشی از فرآیند مصرف خانوار تبدیل شده است.
این تغییر فقط یک تحول در شیوه پرداخت نیست؛ بلکه میتواند تصویری از وضعیت درآمد و قدرت خرید مردم ارائه دهد.
کاهش قدرت خرید باعث میشود خانوارها برای حفظ سطح قبلی مصرف، به روشهای دیگری متوسل شوند. یکی از این روشها استفاده از اعتبار و خرید قسطی است.
در ظاهر، پرداخت چند قسط کوچک ممکن است فشار زیادی ایجاد نکند؛ اما زمانی که چند تعهد مالی همزمان روی دوش یک خانوار قرار میگیرد، شرایط متفاوت میشود.
قسط خرید لوازم خانگی، بدهی خرید اینترنتی، اعتبار خرید روزانه و سایر تعهدات مالی میتوانند در کنار یکدیگر بخش قابل توجهی از درآمد ماه آینده را از قبل مصرف کنند.
در چنین شرایطی، حقوقی که هنوز دریافت نشده، عملاً بخشی از هزینههای امروز را تأمین کرده است.
مسئله فقط کمبود درآمد نیست. در کنار کاهش قدرت خرید، تبلیغات نیز همچنان مردم را به مصرف بیشتر تشویق میکند.
پیام اقتصادی به خانوار میگوید که توان خرید کاهش یافته، اما پیام تبلیغاتی مرتباً کالاها و خدمات جدیدی را بهعنوان یک نیاز معرفی میکند.
نتیجه این تضاد میتواند افزایش تمایل به استفاده از اعتبار باشد؛ یعنی فرد به جای کاهش مصرف، تلاش میکند فاصله میان درآمد و هزینه را با پول آینده جبران کند.
در این وضعیت، خرید قسطی از یک ابزار مالی برای تهیه کالاهای ضروری، میتواند به ابزاری برای حفظ ظاهری سطح مصرف تبدیل شود.
تفاوت مهمی میان خرید اقساطی یک کالای ماندگار و خرید قسطی یک کالای مصرفشدنی وجود دارد.
اگر فرد برای خرید خانه، خودرو یا یخچال اقساط پرداخت کند، در پایان دوره پرداخت همچنان صاحب یک دارایی یا کالای قابل استفاده خواهد بود.
اما وقتی اعتبار برای خرید مواد غذایی یا کالاهایی استفاده میشود که در مدت کوتاهی مصرف میشوند، پرداخت آن به آینده منتقل شده است، بدون اینکه دارایی ماندگاری در مقابل آن ایجاد شود.
به همین دلیل، افزایش خرید اعتباری کالاهای روزمره میتواند زنگ هشداری درباره فشار اقتصادی بر خانوارها باشد.
اعتبار در ذات خود الزاماً پدیده منفی نیست. اگر درآمد فرد پایدار باشد و میزان اقساط متناسب با توان پرداخت او تعیین شود، خرید اعتباری میتواند مدیریت مالی را آسانتر کند.
اگر خانوار برای تأمین هزینههای ضروری زندگی ناچار باشد بهطور مستمر از درآمد آینده خود استفاده کند، مشکل اصلی حل نشده است؛ بلکه فقط زمان پرداخت آن عقب افتاده است.
به بیان ساده، قسط میتواند فشار امروز را کاهش دهد، اما اگر درآمد افزایش پیدا نکند و هزینهها همچنان رشد کنند، همین قسطها میتوانند به فشار سنگینتری در ماههای آینده تبدیل شوند.
افزایش استقبال از خرید اقساطی را نمیتوان صرفاً نشانه توسعه خدمات مالی یا تغییر رفتار مصرفکننده دانست.
در بخشی از جامعه، این شیوه خرید ممکن است پاسخی به فاصله میان درآمد و هزینههای زندگی باشد؛ فاصلهای که هرچه بیشتر شود، نیاز به استفاده از اعتبار نیز افزایش پیدا میکند.
اگر روند کاهش قدرت خرید ادامه داشته باشد، ممکن است خانوارها برای تأمین بخش بیشتری از هزینههای عادی زندگی به پول آینده وابسته شوند.
در این شرایط، مسئله فقط «قسطی خریدن» نیست؛ مسئله این است که چرا درآمد امروز دیگر برای تأمین هزینههای امروز کافی نیست.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ