به گزارش اطلاع با ما ، فقر : آمارهای رسمی از ثبات نسبی بیکاری خبر میدهند، اما واقعیت زندگی جوانان ایرانی تصویر دیگری دارد؛ نسلی که کار میکند اما امنیت ندارد، درآمد دارد اما قدرت زندگی نه. امروز «شاغل بودن» دیگر تضمینی برای خروج از فقر نیست و این دقیقاً همان نقطهای است که بحران بازار کار ایران را عمیقتر از همیشه کرده است.
نرخ بیکاری تکرقمی در نگاه اول آرامشبخش بهنظر میرسد، اما بررسی جزئیات نشان میدهد که مسئله اصلی بازار کار ایران، بیکاری عمومی نیست؛ بلکه تمرکز بیکاری در میان جوانان است. سهم بالای بیکاری در سنین ۱۵ تا ۳۵ سال، بهمعنای فرسایش نیروی مولدی است که قرار بود موتور رشد اقتصادی باشد.
این شکاف سنی، هشداری است که نشان میدهد مسیر ورود جوانان به بازار کار نهتنها دشوار، بلکه ناپایدار و پرهزینه شده است.
مسئله نگرانکنندهتر، گسترش فقر در میان افرادی است که شغل دارند. هزینههای معیشت، بهویژه در کلانشهرهایی مانند تهران، بهقدری افزایش یافته که بخش بزرگی از شاغلان عملاً زیر خط فقر زندگی میکنند.
در چنین شرایطی، درآمدهای دو رقمی نیز توان پوشش هزینههای پایهای مانند مسکن، خوراک و حملونقل را ندارند. اجارهخانه بهتنهایی بخش عمده درآمد ماهانه جوانان را میبلعد و مجالی برای پسانداز یا برنامهریزی باقی نمیگذارد.
بازار کار امروز ایران بیش از آنکه فرصتساز باشد، فرساینده است. بخشی از شاغلان با ساعت کاری کم و درآمد ناکافی روبهرو هستند و بخشی دیگر ناچارند بیش از حد استاندارد کار کنند تا حداقلهای زندگی را حفظ کنند.
این الگو نشان میدهد که مسئله فقط «داشتن شغل» نیست، بلکه کیفیت اشتغال به بحران اصلی تبدیل شده است؛ بحرانی که سلامت روان، بهرهوری و امید به آینده را همزمان تهدید میکند.
نرخ پایین مشارکت اقتصادی، علامتی خاموش اما بسیار مهم است. بخشی از جمعیت در سن کار، دیگر حتی برای جستوجوی شغل نیز وارد میدان نمیشود. این کنارهگیری آرام، نشانهای از بیاعتمادی به آینده بازار کار و نبود افق روشن اقتصادی است؛ پدیدهای که در بلندمدت میتواند تبعات اجتماعی و جمعیتی گستردهای به همراه داشته باشد.
روایت زندگی جوانان شاغل، روایت بقاست نه پیشرفت. بسیاری با وجود داشتن یک یا حتی دو شغل، همچنان در چرخه بدهی، تأخیر در ازدواج، تعویق فرزندآوری و فکر مهاجرت گرفتارند. این وضعیت، نه حاصل تنبلی یا کمکاری، بلکه نتیجه ساختاری است که شغل را از «ابزار زندگی» به «ابزار زنده ماندن» تبدیل کرده است.
اقتصاد ایران با پدیدهای روبهروست که از بیکاری خطرناکتر است: فقرِ شاغلان. اگر سیاستگذاری اقتصادی نتواند کیفیت اشتغال، قدرت خرید و امنیت شغلی جوانان را در اولویت قرار دهد، بازار کار نهتنها موتور رشد نخواهد بود، بلکه به عامل فرسایش امید اجتماعی تبدیل میشود.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ