به گزارش اطلاع با ما ناترازی انرژی در ایران، یکی از جدیترین بحرانهای اقتصادی و زیستمحیطی کشور است که هم سفره مردم را کوچکتر کرده و هم تولید ملی را با چالش مواجه کرده است. این گزارش با بررسی ریشههای ناترازی در بخش تقاضا و عرضه، دلایل ساختاری، سیاستی و فناورانه آن را واکاوی کرده و بر اساس گفتوگو با دکتر محسن صالحی، متخصص سیاستگذاری انرژی، راهکارهایی از جمله اصلاح تعرفهها، توسعه تجدیدپذیرها، سرمایهگذاری هدفمند و فرهنگسازی را پیشنهاد میدهد.
ناترازی انرژی تنها به معنای قطع برق یا افت فشار گاز در زمستان نیست. بلکه موضوعی است که تمام ابعاد زندگی اقتصادی، صنعتی و حتی سیاستگذاری کشور را تحتالشعاع قرار داده است. شدت مصرف بیرویه، ساختار تعرفهای معیوب، فناوری فرسوده و سرمایهگریزی در حوزه انرژی، منجر به ناترازی ساختاری شده است.
قیمت پایین انرژی در ایران، موجب شده تا مصرف بدون محدودیت رشد کند. نه تنها خانوارها بلکه صنایع نیز بدون دغدغه از انرژی استفاده میکنند. یارانههای گسترده و عدم اجرای سیاستهای بازدارنده موجب شده تا هزینههای واقعی انرژی در کشور قابل احساس نباشد.
ضعف استانداردها، عایقبندی نامناسب ساختمانها و راندمان پایین تجهیزات گرمایشی و سرمایشی، اتلاف گسترده انرژی را بهدنبال داشته است. بیش از ۴۵ درصد ساختمانها فاقد عایق حرارتی مناسب هستند.
طرحهای ساختوساز گسترده مانند نهضت ملی مسکن، توسعه صنایع فولاد و پتروشیمی بدون توجه به ظرفیتهای انرژی موجود، فشار مضاعفی بر شبکه تولید وارد کردهاند. فقدان برنامهریزی بلندمدت، عامل اصلی غافلگیری مکرر در تأمین انرژی است.
نیروگاههایی با بیش از ۲۰ سال سن و خطوط انتقالی که دهههاست بهروزرسانی نشدهاند، مهمترین مانع در مسیر افزایش ظرفیت تولید و انتقال انرژی هستند. تلفات شبکه برق به بیش از ۱۰ درصد رسیده است.
با وجود موقعیت ممتاز جغرافیایی، سهم انرژیهای تجدیدپذیر از تولید برق ایران کمتر از ۲ درصد است. این در حالی است که متوسط جهانی به مرز ۳۰ درصد رسیده. بیثباتی سیاستهای حمایتی، نرخ پایین خرید تضمینی، و نبود امنیت سرمایهگذاری از عوامل این عقبماندگی هستند.
تحریمهای بانکی، نبود تضمین بازگشت سرمایه و کسری بودجه دولت، موجب توقف یا کندی اکثر پروژههای انرژی شدهاند. بسیاری از پروژهها، در مرحله تأمین منابع یا نهاییسازی گرفتار شده و ناتمام رها میشوند.
دکتر محسن صالحی، استاد دانشگاه و متخصص سیاستگذاری انرژی، سه علت کلیدی ناترازی را چنین بیان میکند:
۱. نظام یارانهای معیوب: قیمت یکسان برای مشترک پرمصرف و کممصرف، تشویق به افزایش مصرف است. ۲. فقدان سرمایهگذاری و فناوری نوین: بدون منابع مالی، امکان بهسازی یا نوسازی زیرساختها وجود ندارد. ۳. سیاستگذاری کوتاهمدت و ناپایدار: تغییرات مکرر در سیاستهای تشویقی، امنیت سرمایهگذاری را از بین برده است.
بحران ناترازی انرژی، حاصل انباشت سیاستهای غلط، ناکارآمدی مدیریتی و بیتوجهی به روندهای جهانی است. اما این بحران هنوز قابل کنترل است. با تصمیمگیری قاطع، اجماع حاکمیتی و اجرای سیاستهای پایدار، میتوان از این بحران عبور کرد. ایران با منابع عظیم خود، شایسته جایگاهی امن در حوزه انرژی جهانی است؛ اگر مسیر اصلاح را جدی بگیرد، حتی در کوتاهمدت میتوان بخشی از ناترازی را مهار کرد.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ