به گزارش اطلاع با ما ، کمبود دارو در ایران دیگر تنها محدود به داروهای تخصصی و بیماران خاص نیست و حالا برخی داروهای پرمصرف و معمولی نیز در تعدادی از داروخانهها بهسختی پیدا میشوند. اختلال در تأمین مواد اولیه، مشکلات نقدینگی، تأخیر در پرداخت مطالبات و بینظمی در شبکه توزیع از جمله عواملی هستند که میتوانند قفسه داروخانهها را خالی کنند. نتیجه برای بیمار اما ساده است؛ نسخهای که قرار بود در یک مراجعه تهیه شود، گاهی به چند داروخانه و چند ساعت جستوجو نیاز دارد.
کمبود دارو دیگر فقط نام چند قلم تخصصی و کمیاب نیست؛ حالا برخی بیماران برای تهیه داروهای آشنا و روزمره نیز با پاسخ «فعلاً موجود نیست» مواجه میشوند. پشت این اتفاق، مجموعهای از مشکلات در تولید، تأمین مواد اولیه، توزیع، نقدینگی و پرداخت مطالبات قرار دارد.
برای بسیاری از بیماران، مراجعه به داروخانه قرار است سادهترین مرحله درمان باشد؛ نسخه را تحویل میدهند، داروها را دریافت میکنند و به خانه برمیگردند. اما این روند برای بخشی از بیماران دیگر به همین سادگی نیست.
ممکن است از چند قلم داروی تجویزشده، برخی در داروخانه موجود باشد و یک یا دو قلم دیگر پیدا نشود. بیمار در چنین شرایطی ناچار است داروخانه دیگری را امتحان کند و اگر شانس با او یار نباشد، جستوجو به چند نقطه دیگر شهر هم کشیده میشود.
این وضعیت الزاماً به معنای آن نیست که دارو بهطور کامل از کشور ناپدید شده است. گاهی دارو در شبکه توزیع وجود دارد، اما دسترسی به آن در همه نقاط و در تمام زمانها یکسان نیست.
یکی از نکات مهم در بازار دارو، تفاوت میان «نبود دارو» و «نبود دسترسی پایدار» است.
ممکن است یک داروخانه چند روز قبل همان دارو را در اختیار داشته باشد، اما موجودی آن در مدت کوتاهی تمام شود. محموله بعدی نیز ممکن است با تأخیر برسد یا مقدار محدودی از آن در اختیار داروخانه قرار گیرد.
در این شرایط، بیمار تصویری متفاوت از آمار رسمی دارد. برای او مهم نیست دارو در انبار شرکت پخش، کارخانه یا داروخانهای در نقطه دیگری از شهر وجود دارد؛ مسئله این است که داروی مورد نیازش را در زمان مناسب پیدا نمیکند.
تصور عمومی این است که اگر یک دارو تولید داخل باشد، نباید با مشکل تأمین مواجه شود. اما تولید داخلی به معنای بینیازی کامل از واردات نیست.
بخشهایی از صنعت داروسازی همچنان برای تأمین مواد اولیه، مواد جانبی، تجهیزات یا حتی برخی اقلام بستهبندی به زنجیرههای تأمین خارجی وابسته هستند. بنابراین اختلال در انتقال ارز، واردات یا حملونقل میتواند در نهایت روی تولید یک محصول داخلی نیز اثر بگذارد.
این تأثیر ممکن است بلافاصله دیده نشود. کارخانه ذخیرهای از مواد اولیه دارد، شرکت پخش نیز مقداری محصول در انبار نگه میدارد و داروخانه هم موجودی محدودی دارد. به همین دلیل ممکن است اختلال در ابتدای زنجیره رخ دهد اما اثر آن چند هفته یا حتی چند ماه بعد در قفسه داروخانه دیده شود.
موضوع دیگری که نباید نادیده گرفته شود، اقتصاد تولید دارو است.
دارویی که سالها با قیمت پایین در اختیار مصرفکننده قرار گرفته، برای کارخانه همچنان هزینههایی مانند مواد اولیه، انرژی، نیروی انسانی، بستهبندی، حملونقل و سرمایه در گردش دارد.
اگر فاصله میان هزینه واقعی تولید و قیمت فروش افزایش پیدا کند، تولید برخی اقلام کمسود یا زیانده میتواند برای شرکتها دشوارتر شود.
البته افزایش قیمت به تنهایی راهحل مناسبی نیست؛ زیرا در نهایت میتواند هزینه درمان را برای بیمار بالا ببرد. مسئله اصلی این است که سازوکاری وجود داشته باشد که هم تولیدکننده امکان ادامه فعالیت داشته باشد و هم بیمار برای تهیه دارو تحت فشار مالی قرار نگیرد.
ممکن است دارو تولید شده و حتی در انبار شرکت پخش وجود داشته باشد، اما داروخانه به دلایل مالی یا محدودیتهای توزیع نتواند به اندازه مورد نیاز سفارش ثبت کند.
داروخانهها نیز هزینههای جاری خود را دارند. از سوی دیگر، بخشی از مطالبات آنها از بیمهها با فاصله زمانی پرداخت میشود. زمانی که سرمایه در گردش کاهش پیدا کند، توان خرید و نگهداری موجودی نیز تحت تأثیر قرار میگیرد.
در نتیجه، گاهی فاصله میان «داروی موجود در شبکه» و «داروی موجود پشت پیشخوان» بیشتر از چیزی است که بیمار تصور میکند.
مسئله زمانی جدیتر میشود که این وضعیت برای داروهای پرمصرف اتفاق بیفتد.
بیمار ممکن است برای تهیه دارویی که سالهاست مصرف میکند، به چند داروخانه مراجعه کند. در داروخانه اول موجود نیست، در دومی فقط یک برند دیگر عرضه میشود، در سومی سهمیه تمام شده و در چهارمی چند بسته محدود پیدا میشود.
در چنین شرایطی، زمان و هزینهای که بیمار برای تهیه دارو صرف میکند، بخشی از هزینه پنهان نظام درمان است؛ هزینهای که در قیمت روی جعبه دارو دیده نمیشود.
پشت پاسخ کوتاه «نداریم» میتواند دلایل مختلفی وجود داشته باشد.
گاهی تولید با مشکل مواجه شده، گاهی مواد اولیه دیر رسیده، گاهی شرکت پخش موجودی کافی ندارد و گاهی محدودیتهای مالی باعث شده داروخانه نتواند موجودی مورد نیاز خود را تأمین کند.
در مواردی نیز ممکن است دارو در یک منطقه فراوانتر و در منطقهای دیگر کمیابتر باشد.
بنابراین نمیتوان برای تمام کمبودهای بازار یک علت واحد تعیین کرد. زنجیره دارو مجموعهای از حلقههای بههمپیوسته است و اختلال در هر حلقه میتواند در نهایت خود را در قفسه داروخانه نشان دهد.
در نهایت، بیمار کمبود ارز، مشکل تولید، بدهی بیمه یا محدودیت شرکت پخش را نمیبیند. او فقط نسخهای در دست دارد و دارویی که باید تهیه کند.
اگر نسخه در نخستین داروخانه کامل نشود، بیمار مجبور است زمان بیشتری صرف کند، هزینه رفتوآمد بدهد و گاهی حتی درمان خود را به تأخیر بیندازد.
به همین دلیل ارزیابی وضعیت بازار دارو تنها با شمارش اقلامی که رسماً در فهرست کمبود قرار دارند، تصویر کاملی ارائه نمیدهد. یک شاخص مهم دیگر، میزان دسترسی واقعی مردم به داروست.
بازار دارو زمانی وضعیت مناسبی دارد که بیمار بتواند داروی مورد نیاز خود را در زمان مناسب و از مسیر رسمی تهیه کند؛ نه اینکه برای هر نسخه مجبور به جستوجو در چند داروخانه شود.
تأمین بهموقع مواد اولیه، حفظ صرفه اقتصادی تولید، تأمین نقدینگی داروخانهها، پرداخت منظم مطالبات و مدیریت دقیق توزیع، همگی در رسیدن دارو به دست بیمار نقش دارند.
قفسه خالی داروخانه در واقع آخرین نشانه اختلالی است که ممکن است از مدتها قبل در بخش دیگری از زنجیره آغاز شده باشد.
برای بیمار اما نتیجه روشن است: وقتی یک داروی معمولی هم بهسختی پیدا میشود، دیگر نمیتوان مسئله را صرفاً یک کمبود مقطعی دانست؛ مسئله اصلی، دسترسی مطمئن و پایدار به داروست.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ