به گزارش اطلاع با ما ، فقر : گزارش میدانی از یک بازارچه در غرب تهران، تصویری تکاندهنده از سقوط طبقه متوسط و فروریختن قدرت خرید مردم ارائه میدهد. خرید قسطی کیف ۳۵۰ هزار تومانی، پرداخت دستمزد با شیرینی خانگی، رفو کردن کیفهای چندبار تعمیرشده، و افزایش تعداد افراد «آبرومندِ نیازمند» نشان میدهد که بحران اقتصادی فقط جیبها را خالی نکرده، بلکه کرامت اجتماعی و روانی مردم را هم تحت فشار گذاشته است. این روایتها نشان میدهد فقر در ایران نهفقط گستردهتر شده، بلکه «آبرومندانهتر» و پنهانتر از گذشته بروز میکند.
گزارشهای میدانی از بازارچههای محلی تهران نشان میدهد فقر دیگر محدود به طبقات پایین نیست. زنانی که ظاهر مرتب دارند، با فرزند یا تنها، وارد مغازه میشوند و در نهایت درخواست تخفیف شدید یا خرید قسطی میکنند. این یعنی بخش قابلتوجهی از طبقه متوسط عملاً به طبقه فقیر منتقل شده، اما هنوز تلاش میکنند ظاهر آبرومند خود را حفظ کنند.
رفتار فروشندگان—از آمادهکردن کیفهای اجناس برگشتی قبل از ورود برخی مشتریان، تا دادن جنسهای تکسایز—نشان میدهد «معامله» در بسیاری موارد جای خود را به «کمکرسانی غیررسمی» داده است.
داستان زن آبرومندی که یک کیف ۳۵۰ هزار تومانی را قسطی میخرد، بهخودیخود یک شاخص اقتصادی است.
وقتی کالاهای کوچک و کمارزش—که در گذشته حتی طبقه ضعیف نقدی میخرید—به شیوه قسطی یا دفتری معامله میشوند، معنای آن روشن است:
این الگو بهطور مستقیم با افزایش هزینههای زندگی، تورم مزمن و رکود دستمزدها در سالهای اخیر همخوان است.
روایت تعمیرکار کیف نشان میدهد فروش کیف نو تقریباً جای خود را به تعمیرات داده. وقتی تقاضا برای خرید کیف نو کاهش مییابد اما مراجعه برای تعمیرات بالا میرود، این نکات تحلیلپذیر میشوند:
مصرفکننده بهجای تعویض کالا، چرخه استفاده را تا حد ممکن طولانی میکند
این همان «اقتصاد ریاضتیِ تحمیلی» است که در کشورهای گرفتار بحران اقتصادی دیده میشود.
زن دوقلویدار که دستمزد تعمیر کیف را با شیرینی خانگی پرداخت کرد، نماد مهمی از فقر امروز ایران است؛
این شکل از فقر، بهدلیل بار روانی و اجتماعی بسیار سنگینتر از فقر آشکار است و پیامدهای عمیقتری بر سلامت جامعه میگذارد.
۵. افزایش هزینه تولید؛ گرانیهایی که از چشم مردم پنهان میماند
گزارش به نکته جذاب دیگری اشاره دارد: خروج کارگران افغانستانی پس از جنگ ۱۲روزه، هزینه تولید کیف و کفش را بالا برده و بعضی تولیدکنندهها روشهای کاهش هزینه از طریق نیروی کار ارزان و بدون بیمه را از دست دادهاند.
این نشان میدهد فقر نهفقط از کمبود درآمد، بلکه از گرانی ناشی از کاهش عرضه نیز تغذیه میشود.
روایت پیرمرد بازنشسته که ظاهر آبرومند دارد اما از کمکهای روزانه مغازهداران استفاده میکند، یکی از مهمترین بخشهاست.
بحران اقتصادی به سالمندان سنگینتر از سایر گروهها فشار آورده است
وقتی بازنشستگی بهجای «آرامش» به «زندهمانی سخت» تبدیل میشود، یعنی اقتصاد در وضعیت هشدار عمومی است.
فروشنده لوازم ورزشی میگوید حتی جوراب ۳۰ هزار تومانی هم گاهی خریداری نمیشود.
دچار مشکل میشوند، یعنی مصرفگرایی به حداقل ممکن رسیده و جامعه وارد مرحله «عدالت منفی» شده است:
گزارش «نداری بیصدا» تصویری دقیق و انسانی از واقعیت اقتصاد ایران در سال ۱۴۰۴ ارائه میدهد: فقر پنهان، کاهش شدید قدرت خرید، فروپاشی طبقه متوسط، و رواج روشهای جدید مقابله با بیپولی مانند تعمیر چندباره کالا، خرید قسطی ارزانترین اجناس، یا درخواست کمک با حفظ آبرومندی.
این روایتها نشان میدهد بحران اقتصادی وارد مرحله «فرسایشی» شده و اثر آن تنها مالی نیست، بلکه:
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ