به گزارش اطلاع با ما ، صندوقهای بازنشستگی ایران: پدیده «طلاق صوری برای گرفتن مستمری» به بحرانی خاموش در نظام رفاهی ایران تبدیل شده است. خانوادههایی که از شدت فقر دست به طلاق روی کاغذ میزنند تا بتوانند حقوق بازنشستگی پدر یا همسر را بگیرند، در واقع با اقدامی ناگزیر، نظام تأمین اجتماعی کشور را به مرز فروپاشی میکشانند. طبق آمار، بیش از ۹۰ درصد دریافتکنندگان مستمری بازماندگان، زنان هستند و خلأ نظارتی باعث شده میلیاردها تومان از منابع بیمهای صرف پرداختهای غیرواقعی شود.
در دل بحران اقتصادی ایران، پدیدهای آرام اما مخرب در حال گسترش است: طلاق صوری برای گرفتن مستمری. خانوادههایی که از پس هزینههای زندگی برنمیآیند، ناچارند ازدواج خود را روی کاغذ پایان دهند تا بتوانند از حقوق بازنشستگی پدر یا همسر فوتشده استفاده کنند. قانونی که روزی برای حمایت از زنان بیسرپرست نوشته شد، امروز به ابزاری برای بقا و در عین حال، به تهدیدی برای صندوقهای بیمهای تبدیل شده است.
زهرا، زنی ۴۶ ساله از جنوب تهران، یکی از صدها زنی است که ناچار به طلاق صوری شده است. او میگوید: «طلاق گرفتیم تا بتونیم زنده بمونیم. شوهرم بیکار بود، اجارهها بالا رفته بود، تنها راه گرفتن مستمری پدرم بود.» حالا او هر ماه حدود ۹ میلیون تومان دریافت میکند، اما خودش میداند که این مسیر درست نیست. با این حال، وقتی قانون راهی برای حمایت واقعی نمیگذارد، مردم قانون را دور میزنند.
بر اساس ماده ۸۰ قانون تأمین اجتماعی مصوب ۱۳۵۴، دختران بیمهشده در صورت ازدواج، مستمری پدر را از دست میدهند اما در صورت طلاق، میتوانند دوباره آن را برقرار کنند — حتی اگر ازدواجشان فقط روی کاغذ باشد. هیچ سقف زمانی، محدودیت سنی یا الزام به بررسی وضعیت مالی وجود ندارد و همین خلأها زمینهساز رشد پدیده «طلاق مصلحتی» شده است.
بررسیها نشان میدهد که طلاق صوری در سالهای اخیر از رفتار فردی به صنعتی غیررسمی تبدیل شده است. دفاتر طلاق، واسطهها و حتی برخی کارمندان بازنشسته صندوقها با دریافت مبالغی بین ۵ تا ۱۰ میلیون تومان، مسیر «طلاق بیمهای» را هموار میکنند. به گفته عبدالرضا مصری، نایب رئیس مجلس، حدود ۳۰ درصد طلاقهای ثبتشده در کشور صوری یا مصلحتی هستند؛ آماری تکاندهنده از گسترش یک بحران اجتماعی.
به گفته کارشناسان، اگر فقط دو هزار زن با طلاق صوری ماهانه ۹ میلیون تومان دریافت کنند، طی پنجاه سال بیش از ۶ هزار میلیارد تومان از منابع بیمهای صرف پرداختهای غیرواقعی میشود. صندوق تأمین اجتماعی هماکنون با ۴۰ هزار میلیارد تومان استقراض بانکی برای پرداخت مستمریها مواجه است و نسبت پشتیبانی آن (تعداد بیمهپرداز به مستمریبگیر) به ۴.۴ نفر رسیده؛ در حالی که حداقل استاندارد جهانی بیش از ۶ نفر است.
کارشناسان اجتماعی میگویند مشکل فقط در تقلب مردم نیست، بلکه در قانونی نهفته است که افراد را به خلاف تشویق میکند. زنی که ازدواج کند، حتی با فردی بیکار، از همه حمایتها محروم میشود؛ اما اگر مطلقه باشد، مستمری میگیرد. به گفته علیرضا شریفی یزدی، جامعهشناس: «در جامعهای که ازدواج مساوی با از دست دادن حمایت است، مردم طبیعی است که به طلاق صوری روی بیاورند.»
در کنار طلاقهای صوری، بسیاری از زنان همزمان از دو منبع حقوق میگیرند — مثلاً هم از صندوق فرهنگیان و هم از مستمری پدر یا همسر فوتشده. این خلأ قانونی، باعث شده صدها میلیارد تومان از منابع بازنشستگی بدون کنترل هزینه شود. کارشناسان پیشنهاد میکنند که تنها یکی از حقوقها (بالاترین رقم) پرداخت شود، اما تاکنون اصلاحی در قانون صورت نگرفته است.
در حالی که جمعیت سالمندان کشور بهسرعت در حال افزایش است، ادامه روند پرداختهای دوگانه و طلاقهای صوری میتواند آینده صندوقهای بازنشستگی را با خطر جدی روبهرو کند. به گفته یکی از کارشناسان مجلس: «اگر اصلاحات انجام نشود، تأمین اجتماعی سرنوشتی مشابه صندوقهای لشکری و کشوری پیدا میکند؛ یعنی بدون کمک دولت قادر به ادامه حیات نخواهد بود.»
با وجود هشدارها، طی ۱۲ سال گذشته هیچ بازنگری در قانون بازماندگان و مستمریها صورت نگرفته است. علت؟ ترس از تبعات اجتماعی، نبود بانک اطلاعاتی یکپارچه، و سکوت سیاسی. هر بار که مستمری صوری قطع میشود، موجی از اعتراض در شبکههای اجتماعی به راه میافتد و دولت عقبنشینی میکند.
قانون حمایت از خانواده قرار بود پشتوانهای برای زنان بیسرپرست باشد، اما امروز به عامل رانت، نابرابری و تقلب سیستماتیک تبدیل شده است. تا زمانی که این قانون اصلاح نشود و نظام رفاهی بر اساس نیاز واقعی — نه وضعیت تأهل — طراحی نگردد، طلاق صوری همچنان بهعنوان صنعتی خاموش، صندوقهای بازنشستگی را به سمت فروپاشی سوق خواهد داد.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ